در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
طلب خیر برای دیگران و امید به اصلاح آدمیان ـ خاصه خطاکاران- حتی اگر گناهکار باشند، تنها یک ژست اخلاقی نیست، بلکه شاید تنها راه زندگی آرمانخواهانه و اشتیاق به آینده جامعه انسانی است. اما این موضوع روی تاریکی هم دارد. باید قربانی و روح و احساس معذب او را در برابر متعرض درک کرد، همچنین ابعاد جمعی یک خطا را هم در نظر گرفت. گناهان یک شکل نیستند و یک نتیجه ندارند، بسیاری از رفتارها و خطاها، تعرضها و از بین بردن حق دیگران، از آن جهت غیرقابل بخشودن است که نمیتوان نتایج مخرب اجتماعی آنها را در سایه بخشیدن کنترل کرد و بخشیدن اتفاقا به نابودی هوشیاری جامعه و الزام مبارزه با آن خطا، یا ایده مخرب پشت آن منجر میشود. اگر قربانیان هیتلر و وجدان معذب آدمیان، او را میبخشیدند، آنگاه میزان غیرانسانی بودن و مخرب بودن آرمان این جنایتکار هیچگاه عیان نمیشد. بخشیدن نازیها بخصوص زمانی که این ایدئولوژی در قالبهای مختلف تروریسم و نژادپرستی امکان بازتولید داشته و دارد، همچون کنار آمدن با آرمان و رفتاری است که به تباهی بشریت و از بین رفتن آدمهای بیگناه منجر میشود. اینجا ایدئولوژی است که با بخشودن گناهکار بخشیده میشود و بخشودن یک ایدئولوژی مخرب و نابودگر، به طور قطع غیراخلاقی است. بخشیدن خوب است، اما نه در همه موارد. وقتی کسی به طور مداوم و با اشتیاق حقوق دیگران را زیر پا میگذارد و در این رفتار زندگی فردی و جان محترم بسیاری بیگناه را به مخاطره میاندازد، باید مجازات شود. گاهی حقیقت و درخواست اجرای عدالت از بخشیدن، به جامعه و روح افراد قربانی بیشتر کمک میکند و وجدان جامعه را هم نسبت به بخشیدن آرامتر میگرداند. البته امروز رفتار نلسون ماندلا به دلیل بخشش جنایتکاران دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی ستودنی است، اما باید این را هم در نظر گرفت که میزان پشیمانی مجرمین و گناه افراد شاغل در آن رژیم در چه حد بوده است؟ شاید ماندلا میدانست که آن اندیشه نابودگر در کشورش مردنی است و برای همین بخششی همگانی را توصیه کرد.
سهراب شکیب
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: