در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلیل این اتفاق هر چه که باشد نباید یک نکته مهم را فراموش کرد؛ اگر قرار باشد همه تصنیفخوان شوند و دیگر کسی چندان نیازی به خواندن و یا شنیدن آواز را احساس نکند مهمترین بخش موسیقی ایرانی دچار افول میشود.
نگاهی دقیق به موسیقی ایرانی نشان میدهد خوانندهای که فقط تصنیف بخواند، خواننده موسیقی ایرانی نیست. خواننده موسیقی ایرانی آواز خوانی را اساس کار خود میداند و طبیعتا تبحر کافی هم در آن دارد. پس اگر مردم دیگر تمایلی به آواز ندارند خوانندگان آواز ایرانی باید در شیوههای خود تجدید نظر کنند نه اینکه آواز را رها کرده و در پی تصنیفخوانی باشند.
اگر موسیقی آوازی به آن استاندارد و زیباییشناسی لازم در اجرا برسد، برای مردم بسیار جذاب و شنیدنی خواهد بود. البته در کنار رعایت این قواعد باید شرایط روز و سلیقه مخاطب را هم لحاظ کند و بشناسد.
آواز و اجرای تکنیکهای آن برای خواننده کار سادهای نیست و آمادگی خیلی بالایی میطلبد. وقتی یک هنرمند در کار خود به اجتهاد برسد این توانایی را پیدا میکند که مطابق با شرایط روز تعریف جدید و سبکی تازه ایجاد کند که مخاطب آن را بپذیرد. تنها در این صورت است که مخاطب دوباره با آواز آشتی کرده و دوباره به شنیدن آن ترغیب میشود.
با خواندن آوازهای تکراری و تقلید از بزرگان این عرصه هیچ اتفاق خوشایندی رخ نخواهد داد و روند این افول روز به روز با سرعت بیشتری پیش خواهد رفت. شاید به واقع همین پرهیز از تکرار و تقلید بتواند راههای تازهای را در برابر آواز ایرانی بگشاید و در آن طرحی نو بیندازد.
هم اکنون در دورهای هستیم که باید سبکی تازه به وجود بیاید. باید به جایی برسیم که فرمی مناسب با این دهه ارائه کنیم. دنبال فرم گمشده آواز در موسیقی ایرانی هستم که هم صد درصد در چارچوب موسیقی ایرانی باشد و هم صد درصد اطمینان دارم که اگر به این فرم برسیم در جامعه بشدت اقبال عمومی پیدا میکند.
در نسل جدید آوازخوانان ایرانی و کسانی چون محمد معتمدی و وحید تاج میتوان رگههایی از این طرح نو را مشاهده کرد. امید به اینکه این مسیر ادامه پیدا کند و آواز، دوباره به میان مردم بازگردد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: