در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خاطرهای که شرارد تعریف کرده مربوط به سپتامبر سال 1998 میشود. در آن روزها ملک فهد، پادشاه وقت عربستان و برادر عبدالله روزهایی خوبی را تجربه نمیکرد و پس از سکتهاش در سال 1995، تقریبا تمام امور را به عبدالله سپرده بود. در همان ایام ملکه انگلستان از عبدالله دعوت کرد تا ضیافت ناهاری را در کنار هم باشند. پس از مراسم ناهار، ملکه انگلستان از عبدالله میپرسد که آیا مایل است گشت وگذاری در اطراف کاخ داشته باشند. به گفته شرارد، ولیعهد همه کاره آن روزهای عربستان به سرعت با این خواسته موافقت کرد. برای همین منظور یک دستگاه خودرو لندرور در بیرون کاخ پارک شده بود که ملک عبدالله در صندلی جلو و مترجمش در صندلی عقب مینشیند. پادشاه عربستان در حالی که منتظر ورود راننده مخصوص بود، در کمال تعجب مشاهده کرد که ملکه انگلیس سوار ماشین شده و خودش رانندگی میکند. شرارد میگوید چهره ملک عبدالله در آن لحظه بسیار دیدنی بود، زیرا او حاکم کشوری بود که زنانش حق رانندگی ندارند. سپس ملکه انگلیس در مقام یک راننده شروع به چرخ زدن در اطراف کاخ کرده و در این میان با پادشاه عربستان نیز صحبت میکند. در طول مسیر ملکه گاهی سرعت ماشین را زیاد میکرد که همین امر باعث نگرانی و عصبانیت بیش از اندازه ملک عبدالله شده بود. شرارد میگوید این عصبانیت به حدی زیاد شده بود که در نهایت مترجم از ملکه خواست برای مراعات حال پادشاه، کمی از سرعتش کم کند.
حسین خلیلی / گروه بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: