در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینها قورباغهبلبلکنهایی حرفهایاند. منتها فرقشان با بقیه این است که بعد از رنگ کردن، اول از همه خودشان باورشان میشود که موجود مورد نظر بلبل است. اینها از شکست پلی نمیسازند برای پیروزی، کار سادهتر و کمدردسرتری بلدند؛ اساسا خود شکست را قلب ماهیت کرده و به پیروزی تبدیل میکنند. تا دلتان بخواهد برای خودشان مانیفست و فلسفه هم دارند. حتی اگر فلاکت شکستهای پیاپی نفسشان را گرفته باشد، چنان بدبختیشان را تفسیر میکنند که انگار مست غنایم فتحالفتوحاند. همیشه هم اصرار عجیبی دارند که اگر هم وضع نابسامانی هست، به اختیار آن را انتخاب کردهاند چون مصلحت بالاتری را دیدهاند که دیگران نمیتوانند ببینندش. چون معمولا همه مو میبینند و آنها پیچش مو. اینها مفهوم «رقابت» و «مقابله» را ماهیتی دیگر میبخشند. چون نتیجه کار برایشان در هر رقابتی، هیچ ارتباطی با عملکرد طرف مقابل ندارد. فارغ از توان طرف مقابل، همیشه پیروزند. جرزنهای قَدَری هستند. در کشف ناداوریها یدطولایی دارند، در لگد زدن به زیر میز استادند و حداقل در اقناع خودشان همیشه موفقند. در اقناع دیگران هم معمولا از ابزار پررویی استفاده میکنند.
مشکل اینها شکستهای پیاپی نیست، مشکلشان این است که از رو نمیروند. یعنی هیچ جوره زیر بار شکست نمیروند که بعدش بخواهند با تحلیل عوامل و زمینهها، از شکست بعدی پیشگیری کنند. نه در رفاقت روی این طور آدمها میشود حساب کرد، نه در رقابت میتوان به جوانمردیشان امید بست. روی موفقیتشان در زندگی هم نمیشود حساب باز کرد هر چند خودشان خلاف این را ادعا کنند. حکایتشان، حکایت آدمهای زشت و ضایع و علافی است که وقتی ازشان میپرسند ازدواج کردهای، جواب میدهند نه، هنوز دم به تله ندادهام. درحالیکه لامصبها خودشان تلهاند! از اینها فاصله بگیرید. فکر نکنید میتوانید اقناعشان کنید. دنبال این نباشید که شکست را به آنها بقبولانید. 25 بار پیاپی هم ضربهفنیشان کنید، در آخر میگویند به ناداوری باختم. فاصله بگیرید... از همین پرروهای شکستناپذیر... .
عباس رضایی ثمرین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: