دادرسان دادگاهعالیجنایی دیروز مرد جوانی را به جرم کشتن نامادریاش به 15سال حبس با اعمال شاقه محکوم کردند.
محکوم هنگام وصول طلبش با نامادری خود به مشاجره پرداخت و آنگاه او را با ضربات چاقو به قتل رساند.
ساعت یازدهونیمشب هفدهم مرداد سال گذشته، چهار مرد که از سهراه آذری تهران میگذشتند، در نزدیکی خطآهن تهران ـ تبریز، مشاهده کردند عدهای از خانههایشان بیرون ریختند و مرتب فریاد میزنند: کشت... فرار کرد...» این چهارنفر خود را به محل اجتماع رساندند و پیکر غرقهبهخون زن جوانی را دیدند که روی زمین افتاده بود.
رهگذران این زن را که آخرین لحظات حیاتش را میگذراند به کنار جاده قدیم کرج منتقل و در آنجا او را سوار یک اتومبیل کردند و به بیمارستان سینای تهران رساندند، اما مجروح در بیمارستان جان سپرد.
جسد زن که ستاره نام داشت به اداره پزشکی قانونی انتقال یافت و جریان از طرف ماموران ژاندارمری مهرآبادجنوبی تحت بررسی قرار گرفت. ماموران پس از تحقیق دریافتند که ناپسری سی و پنج ساله ستاره بهنام محمدرضا مرتکب این جنایت شده و فرار کرده است. هنگامیکه ماموران در جستجوی متهم به قتل بودند، او خود را به پاسگاه ژاندارمری معرفی کرد و گفت من نامادریام را با ضربات چاقو مجروح کردهام. وی سپس در مورد انگیزه این واقعه گفت: چندسال قبل مادرم فوت شد و پدرم با داشتن یکپسر و سهدختر با ستاره ازدواج کرد و من هم با همسر و دو فرزندم در نزدیکی خانه پدرم زندگی میکردم. چندماه قبل از وقوع حادثه، نامادریام مبلغ 500 تومان از من قرض گرفت و در برابر آن چند چک وعدهدار داد. چون یکی از چکهایش واخواست شده بود، به او اعتراض کردم و بههمیندلیل بین ما اختلافهایی بهوجود آمد و ستاره شروع به ناسزاگویی کرد. در جریان نزاع من سخت عصبانی شدم، با چاقو به جان نامادریام افتادم و او را از پای درآوردم.
براساس اظهارات متهم به قتل، پروندهای تشکیل شد و دادستان تهران ضمن صدور کیفرخواست برای محمدرضا تقاضای اعدام کرد. این پرونده دیروز در شعبه دوم دادگاهعالیجنایی تهران زیر نظر یکی از پزشکان مطرح شد و متهم به قتل در برابر دادرسان دادگاه ایستاد.
در دادگاه
پس از قرائت کیفرخواست متهم به قتل در پاسخ به اتهاماتی که به او نسبت داده شده بود، گفت: من قصد قتل نامادریام را نداشتم. از او پول طلبکار بودم، ولی او از دادن پولم طفره میرفت. وقتی گفتم یکی از چکهایش واخواست شده، پاسخ داد: بقیه چکها هم واخواست میشود و بعد مرا به باد ناسزا گرفت و من هم که ناراحت شده بودم، با چاقو به جانش افتادم.
در این هنگام نماینده دادستان استان ضمن بیان مطالبی، طبق ماده170 قانون مجازات عمومی برای متهم به قتل تقاضای مجازات اعدام کرد و آنگاه دادرسان دادگاه وارد شدند.
آنها پس از چندساعت مشورت باتوجه به جهات مخففه پرونده، محمدرضا را به جرم قتل نامادریاش به 15سال زندان محکوم کردند.