روان شکافی

جنون دزدی

یکی از اختلالات حوزه روان‌شناختی بروز رفتاری است که هرگز مورد تائید قرار نمی‌گیرد، والدین یا اطرافیان فرد را بشدت نگران و مضطراب می‌کند و رفتارهایی که در قبال این اختلال از خود بروز می‌دهند، غالبا شدید و هیجانی است. این اختلال «دزدی بیمارگون» نام دارد و جزو دسته اختلال‌های کنترل تکانه طبقه‌بندی می‌شود.
کد خبر: ۷۶۱۷۷۰

ویژگی اصلی دزدی بیمارگون، ناتوانی عودکننده برای مقاومت در برابر دزدیدن اشیاست و این در حالی است که این وسایل ممکن است مصرف شخصی برای فرد نداشته یا ارزش مالی نداشته باشد. فرد مبتلا پیش از دزدی به گونه‌ای فزاینده احساس تنش ذهنی دارد و هنگام دزدی احساس لذت خاطر یا آرامش می‌کند. این نوع رفتار برای نشان دادن خشم یا انتقام صورت نمی‌گیرد و فرد زمان بروز این رفتار دچار توهم و هذیان نیست. نکته جالب این که فرد اشیایی را برمی‌دارد که غالبا می‌تواند بسادگی از عهده خرید آنها بربیاید، ولی آنها را دزدیده و اغلب به دیگران می‌بخشد یا دور می‌اندازد.

این افراد برای دزدی از قبل برنامه‌ریزی ندارند و معمولا احتمال این که کسی آنها را ببیند یا دستگیر شوند، در نظر نمی‌گیرند. این اختلال نادر است و پژوهش‌ها نشان داده که دوسوم این افراد مبتلا از زنان هستند. سن آغاز ابتلا به این اختلال متغیر است. ممکن است در کودکی، نوجوانی یا بزرگسالی باشد. دزدی بیمارگون را باید از دستبردهای عادی یا سرقت از فروشگاه‌ها متمایز کرد. تفاوت در این است که دستبردها ارادی است و با سودمندی شیء یا ارزش پولی در ارتباط هستند، اما در این اختلال هیچ برنامه‌ریزی قبلی وجود ندارد. همچنین این نوع رفتار برای جلب توجه نیز بروز نمی‌کند. غالبا فرد مبتلا اغلب در روابط فردی با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌شود و مسائل قانونی، خانوادگی و شغلی پیدا می‌کند.

اختلال‌هایی که زمینه اضطرابی دارند، همچنین اختلال خوردن و پرخوری عصبی، اختلالات شخصیتی و کنترل تکانه می‌تواند با این اختلال مرتبط باشد. فرد مبتلا بعد از دزدی ممکن است دچار افسردگی نیز بشود، اما در آن لحظه که اقدام به برداشتن اشیا می‌کند، نمی‌تواند در مقابل تمایل شدید خود مقاومت کند. این اشیا از برداشتن یک خودکار می‌تواند باشد تا اشیای بی‌ارزش دیگر که غالبا خود فرد توان خرید آن را دارد.

برای درمان این افراد از درمان‌های ترکیبی استفاده می‌شود. یعنی هم درمان‌های دارویی که برای مهارکننده‌های باز جذب سروتونین است و هم درمان‌های روان‌شناختی که از سوی روانپزشک توصیه می‌شود. برای روان‌درمانی لازم است تا طی جلساتی به انگیزه‌های ناخودآگاه فرد پی برده شود.

با توجه به این ‌که فرد مبتلا رفتار خود را انکار می‌کند بنابراین روند درمان بشدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد و لازم است تا در او بینشی ایجاد شود تا برای درمان داوطلب شود. بنابراین ایجاد انگیزه برای برطرف کردن اختلال ضروری است. اگر بیمار دچار احساس شرم و گناه شود نشانه خوبی برای درمان است و علاوه بر روانکاوی می‌توان از درمان‌های نگرشی نیز بهره برد. همچنین روش‌های رفتار درمانی از قبیل حساسیت‌زدایی منظم و شرطی سازی نیز موثر است.

دکتر مهرنوش دارینی / روان‌شناس و مشاور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها