در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع حضور این مربی اسپانیایی، ناگهان مدیران باشگاههای بوندسلیگا را به این فکر انداخت که میتوانند روی به خدمت گرفتن مربیان خارجی هم حساب کنند. روزی که گواردیولا به طور رسمی هدایت بایرن را بهعهده گرفت، تنها سه مربی خارجی دیگر هدایت تیمهای آلمانی را بهعهده داشتند؛ سامی هیپیای فنلاندی در بایر لورکوزن، لوسین فاوره سوئیسی در بوروسیا مونشنگلادباخ و یوس لوهوکای هلندی در هرتابرلین.
کمتر از یکسال و نیم بعد، حالا تعداد مربیان خارجی بوندسلیگا دو برابر شده است. در همین پاییز گذشته، سه مربی خارجی جانشین مربیان آلمانی شدند؛ روبرتو دی متئو جای ینس کلر را در شالکه گرفت، ویکتور اسکریپنیک جانشین رابین دات در وردربرمن شد و هوب استیونس هم روی نیمکت اشتوتگارت نشست تا جای آرمین فه را بگیرد.
این هتتریک، یک رکورد برای فوتبال آلمان است. برای اولین بار در تاریخ بوندسلیگا، 9 باشگاه که دقیقا نیمی از باشگاههای بوندسلیگا محسوب میشوند، مربی خارجی دارند. اگر این را با تعداد مربیان خارجی در لیگهای ایتالیا و فرانسه مقایسه کنیم، بیشتر قابل توجه بودن آن را درک میکنیم. در مجموع 40 تیمی که در سری A ایتالیا و لیگ یک فرانسه حضور دارند، تنها پنج باشگاه از مربیان خارجی سود میبرند. رافا بنیتس در ناپولی، مارسلو بیلسا در المپیک مارسی، رودی گارسیا در رم، لئوناردو ژاردیم در موناکو و میشل زاکاریان در نانت.
البته در ایتالیا تا همین چند هفته قبل زدنک زمان اهل چک روی نیمکت کالیاری نشسته بود که او هم جای خود را به جان فرانکو زولا داد؛ هرچند زمان هم با توجه به تابعیت ایتالیاییاش از اواسط دهه 1970 دیگر یک مربی ایتالیایی محسوب میشود.
اما شرایط در اسپانیا و انگلیس متفاوت است. هفت مربی غیراسپانیایی در لالیگا فعالیت میکنند و در لیگ برتر، تعداد مربیان خارجی به عدد ده میرسد (البته پل لمبرت و مارک هیوز که هدایت استون ویلا و استوک سیتی را برعهده دارند، بریتانیایی هستند.)
آیا این تصادفی است که سه لیگ برتر و پرطرفدار فوتبال اروپا، بیشترین تعداد مربیان خارجی را دارند؟ مطمئنا مربیای در اندازههای پپ گواردیولا، پنج یا ده سال قبل بوندسلیگا را برای ادامه دوران حرفهای انتخاب نمیکرد، اما اکنون شرایط تغییر کرده است. شاید به خاطر اینکه تیمهای آلمانی بار دیگر به تیمهایی مدعی در رقابتهای اروپایی تبدیل شدند و نهتنها از نظر مالی شرایط مساعدی دارند، بلکه باعث جذابیت بیشتر بوندسلیگا برای مربیان خارجی شدهاند؛ شرایطی که در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 هم وجود داشت.
در آن زمان هم بوندسلیگا میتوانست ادعا کند قویترین لیگ اروپایی است (در آوریل 1980، هر چهار تیم راه یافته به نیمه نهایی جام یوفا آلمانی بودند) و مربیان خارجی زیادی براحتی پیشنهاد باشگاههای آلمانی را قبول میکردند؛ از رینوس میشل هلندی و ارنست هاپل اتریشی تا گیولا لورانت و پال شرنای مجارستانی یا برانکو زبک، فخرالدین یوسوفی و الکساندر ریستیچ. اما 20 سال بعد، پس از نتایج فاجعهبار آلمان در یورو 2000، در فصل پیش از آن تنها یک مربی خارجی در بوندسلیگا حضور داشت؛ یوپ استیونس در شالکه. اما این رکورد جدید یعنی حضور 9 مربی خارجی در بوندسلیگا چندان توجهی را جلب نکرد و باعث نشد کسی از تعداد زیاد مربیان خارجی در فوتبال آلمان گله کرده و آن را باعث تنگ شدن جای مربیان بومی بداند.
برخلاف انگلیس که سال گذشته، ژوزه مورینیو ـ که خود یک خارجی است ـ از تعداد زیاد مربیان خارجی در این لیگ اظهار شگفتی کرده و گفته بود درک نمیکند چرا مربیان جوان انگلیسی باید پشت سر خارجیها قرار بگیرند در آلمان کسی نگران چنین مسائلی نیست. یک دلیل این است که مطمئنا مربیان بااستعداد زیادی در فوتبال این کشور وجود دارند که دیر یا زود جای خود را پیدا میکنند؛ مانند مارکوس واینزیریل در آگسبورگ یا آندره برایتن رایتر در پادربورن.
البته این را هم نباید فراموش کرد اگر توماس توخل، آیندهدارترین مربی جوان فوتبال آلمان، تصمیم به استراحت یکساله نمیگرفت، تعداد مربیان خارجی بوندسلیگا احتمالا به این عدد رکوردشکن نمیرسید. با جدایی توخل از ماینس، این باشگاه کاسپر هیولماند دانمارکی را به خدمت گرفت. توخل در میانه فصل هم پیشنهاد شالکه را رد کرد تا آنها سراغ روبرتو دی متئو بروند.
در نهایت این را هم باید یادآوری کرد که بیشتر مربیان خارجی بوندسلیگا اهل کشورهای آلمانیزبان هستند؛ دیمتئو که برای تیم ملی ایتالیا بازی کرده اهل سوئیس است یا پیتر استوگر، سرمربی کلن که اصلیتی اتریشی دارد.
حتی یکی از این 9 مربی خارجی، متولد آلمان است؛ تایفون کورکوت که هدایت هانوفر را به عهده داشت و در سایت رسمی بوندسلیگا از او با عنوان مربی ترک یاد شده، اما او متولد اشتوتگارت و در سوابیا بزرگ شده است.
به هر حال شاید بتوان افزایش تعداد مربیان خارجی در بوندسلیگا را نتیجه «جهانی شدن» روزافزون فوتبال دانست؛ مفهومی که شاید بیش از همه در تیمی مانند شالکه به چشم بیاید. دیمتئو، سرمربی آبیها ـ که میتواند به شش زبان براحتی صحبت کند ـ در ایتالیا، سوئیس و انگلیس کار کرده و حالا به آلمان آمده تا هدایت تیمی را به عهده بگیرد که بازیکنان آن از 12 ملیت مختلف هستند. اگر همین روند ادامه پیدا کند، شاید دیگر صفت «خارجی»، معنایش را حداقل در فوتبال آلمان از دست بدهد.
ESPN / مترجم: بهنام جعفرزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: