ضد قهرمان

ترحم نکنید

شخصیتی را تصور کنید که سرش را کج می‌کند و راه می‌رود، صدای ضعیف و نازکی دارد، وقتی می‌خندد خجالت می‌کشد، زیاد گریه می‌کند، لباس هایش به تنش زار می‌زنند، در ارتباط برقرار کردن ناتوان است، نمی‌تواند مستقل تصمیم بگیرد و عمل کند، در کنترل و مدیریت بحران‌‌های زندگی‌اش، زود خود را می‌بازد، روز خواستگاری حتما اشتباه بزرگی می‌کند و دهنش مدام خشک می‌شود وقتی می‌خواهد با رئیس اش حرف بزند، او در ظاهر بی‌آزارترین آدم دنیاست. شما به این آدم دل می‌سوزانید.
کد خبر: ۷۵۰۶۸۶

اگر مدیر باشید از اشتباهات او تا آنجا که می‌شود چشم‌پوشی می‌کنید، اگر همسر باشید او را بابت اشتباهات ریز و درشت در زندگی می‌بخشید، اگر مادر یا پدر باشید هم که کاری جز پذیرش این فرزند ترحم برانگیز ندارید. بله ترحم‌انگیز بودن مساله اصلی این آدم است. ترحم کردن به او که همه شواهد و علائم می‌گوید ناتوان است، گویی تنها راه کمک به اوست.

اما این یک روی ماجراست. ماجرا شکل دیگری هم دارد. اغلب این آدم‌های ترحم برانگیز، ترحم کردن به خود را کاری طبیعی و رفتاری عادی توسط دیگران می‌دانند. برای همین در برابر کوچکترین و ساده ترین برخوردها برافروخته می‌شوند، آستانه تحمل آنها پایین و طلبکاری از همه اطرافیان رفتار عادی آنهاست.

دیگر این آدم‌هایی که نمی‌توانستند خود و محیط اطرافشان را کنترل کنند، خود برای دیگران، غیرقابل کنترل می‌شوند. همه را به خطر می‌اندازند و علاوه بر منافع خود منافع دیگران را ـ که از آن رو که وابسته‌اند، به نوعی منافع خود آنها هم هست ـ در نظر نمی‌گیرند. اینجاست که آن سر کج، خجالت و عرق پیشانی، قرمزی گونه و ترس در نگاه و لکنت زبان می‌شود، نشانه‌هایی برای ترسیدن، نشانه‌هایی برای ترسیدن از کسی که نمی‌تواند استقلال و استحکام را بپذیرد و با پذیرش اینها ایستادن روی پای خود را یاد بگیرد.

ترحم کردن و حتی دروغ گفتن راه رحم کردن و دلسوزی برای آدمهایی اینچنینی نیست و شاید برعکس آن استقلال آنها را به رویشان آوردن و صداقت، درمان اخلاقی‌تری باشد. نه این‌که به چنین آدمهایی که به هزار و یک دلیل ترحم‌انگیز شده‌اند، دل نسوزاند و مهر نورزید، ولی نباید با ترحم و دروغ به آنها نشان داد که همیشه نیمی از هویت واقعی آنها را دیگران می‌سازند و بخش مهمی از توان حرکت آنها به نقطه بهتر و آرام‌تر برای زندگی هستند.

نباید ارتباط سالم و اصلاح گر با آنها را تنها به خاطر ترحم به رابطه‌ای یک سویه و تحقیرآمیز بدل کرد. ترحم چیزی جز پایمال کردن هویت این آدم‌ها، بریدن آنها از خود و کمک برای بی‌اعتماد به نفس بودن هر لحظه بیشترشان نیست. پس برای رحم کردن به هویت یک انسان برای احترام به کرامت او و توانش برای کشف خود در هر لحظه، بیایید احترام بگذاریم و کمک کنیم برای این که دیگران شایسته احترام هستند و ما محتاج کمک کردن.

سهراب شکیب

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها