در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاریخ شهرها در فرمی که نوشته میشود، غالبا تکرار مکرر حرفهایی است که از بس گفته میشود، همه از بر هستیم، اما همه شهرها تاریخنویسانی از گونه دیگر هم دارند. تاریخنویسانی که گذشته شهر را نمینویسند که تعریف میکنند. آنها شهر را توصیف میکنند، با جزئیاتی که آدم را به سویی میبرد که شهرها را آن روزها زیباتر میبیند.
تهران هم راویان زیادی دارد از آن روزهای زیباتر... روزهای پرآبتر، روزهای که هنوز کوچهها درختانی داشت که کودکان را وسوسه میکرد تا شاخهها را بگیرند و بالا و بالاتر بروند تا به شیرینی «توت» برسند، قدری بخورند و بخشی دیگر را به آنهایی که توانایی بالا رفتن ندارند هدیه دهند.
تهران راویان زیادی دارد؛ از روزهایی که این خیابانها خلوتتر بودند؛ از روزهایی که میشد یک سیب را با پوست گاز زد، بیآن که دغدغه چیزهایی را داشت که روی آن میمالند تا بیشتر و درخشانتر بماند.
آقا سید یکی از راویان شهر تهران است. او در همه روزهایی که داشت کفشی را برق میانداخت یا با درفش خود به جان تکهای چرم میافتاد، همان لحظه که از لجبازی کفی خسته میشد یا بوی تند چسب آزارش میداد و نگاهی به بیرون مغازهاش میانداخت، داشت گوشهای از خاطرات یک شهر را با خاطرات خودش پیوند میداد.
آقا سیدها در گوشه و کنار این شهر زیاد هستند، کاش میشد پای صحبت همه آنها مینشستیم و قطعههای خاطره را از درون دلشان بیرون میکشیدیم، حرفها را کنار هم میچیدیم تا کمکم پازل خاطرهها جور شود و گذشته شهر را آنچنان که بود، در ذهنمان ترسیم کنیم. آن وقت که تاریخ شهرمان زیباتر میشود.
افشین خماند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: