وجود چنین عزمی امیدهایی ایجاد کرده است که اوضاع درمان به روند بهبود خود ادامه دهد و نگارنده را بر آن داشته است تا در این نوشته نگاهها را به زاویهای مغفول مانده در نظام سلامت معطوف کنم. به منظور تبیین این جنبه از درمان از دو مثال بهره بردهام که در ادامه میآید. مثال اول: کودکی دارای انحنای ستون فقرات است، این انحنا پیشرونده است و درمان شناخته شده آن استفاده از ارتوز (ارتوز به وسایلی گفته میشود که در اطراف اندام گذاشته و پوشیده میشود تا حرکت اندام را کنترل کرده یا شکل آن را تحتتاثیر قرار دهد) است. به دلیل هزینه ارتوز و نداشتن پوشش بیمه درمانی، خانوادهها قادر به استفاده از این درمان نیستند، لذا انحنا به حدی پیشرفت میکند که به جراحی نیاز دارد.
هزینه جراحی از نظر مالی بیش از صد برابر هزینه ارتوز است، اما بیمه هزینه آن را پرداخت میکند. مثال دوم: فرد دارای ضایعه نخاعی نیاز به ارتوزی دارد تا بتواند بایستد و با کمک عصا راه برود. هزینه ارتوز مناسب این فرد که باز شامل بیمه نمیشود برایش غیرقابل پرداخت است، لذا وی چارهای جز پذیرفتن ناتوانی و از کارافتادگی ندارد. هزینه از کارافتادگی وی که بمراتب از هزینه ارتوز بیشتر است کمابیش به عهده جامعه است.
مثالهایی از این دست بسیارند. این که یک کفی یا کفش طبی در کودکی میتواند مانع جراحی زانو و ستون فقرات در میانسالی و کهنسالی شود بر کسی پوشیده نیست. اینکه یک پروتز (دست و پای مصنوعی) میتواند مانع از کارافتادگی فردی شود نیز همینطور. در این مبحث فقط از زاویه مقرون به صرفه بودن برای نظام سلامت به این معضل نگاه شد در حالی که نقش این اقدامات در کیفیت زندگی خانوادههای درگیر غیرقابل توصیف است.
با این وجود هیچگاه در نظام سلامت ایران به شمول بیمه پایه بر خدمات ارتوز و پروتز پرداخته نشده است. حتی با وجود آنکه میدانیم موارد نیاز به ارتوز و پروتز در ایران به دلایل مختلف از جمله وجود بلایای طبیعی و نرخ بالای حوادث و تصادفات بالاست در این باره اقدامی نکردهایم. اینک که وزارت بهداشت بدرستی به تبیین ارزش نسبی خدمات و مراقبتهای سلامت پرداخته است، شایسته است که برای رفع این معضل واقعی نیز اقدامی جدی به عمل آید.
دکتر مجتبی کامیاب / متخصص ارتوپد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم