در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از این تماس، تیمی از ماموران کلانتری22 خود را به محل حادثه رساندند که زن جوان به ماموران گفت: پسر ربوده شده پوریا نام دارد و من سرایدار مدرسه محل تحصیل او هستم. خانواده پوریا به سفر رفته و از من خواستند در این مدت او را از مدرسه تا خانه همراهی کنم. دقایقی پیش همراه پوریا از مدرسه خارج شدیم که در میان راه خودروی پژویی مقابلمان توقف کرد. دو مرد جوان از آن پیاده شده و با تهدید قمه پسر دانشآموز را با خود بردند.
با ثبت اظهارات زن جوان و تشکیل پروندهای در دادسرا، والدین پوریا با تماس کارآگاهان، سفر خود را لغو کرده و به کرج بازگشتند.
با حضور والدین کودک ربوده شده در پلیس آگاهی، تحقیقات اولیه از آنها آغاز و معلوم شد پدر خانواده وضع مالی خوبی دارد. کارآگاهان به سرپرستی سرهنگ حمیدرضا گلصباحی، رئیس پلیس آگاهی استان البرز به یافتن آدمرباها و آزادی گروگان نوجوان ادامه داده و با آموزش خانواده گروگان از آنها خواستند منتظر تماس آدمربایان باشند و از زنده بودن فرزندشان مطمئن شوند.
1000 سکه طلا در قبال آزادی پسر نوجوان
در حالی که تحقیقات ادامه داشت، هشت ساعت پس از وقوع این آدمربایی، نخستین تماس آدمرباها با خانواده پوریا برقرار شد. مرد آدمربا از آنها خواست در برابر آزادی پسرشان هزار سکه طلا آماده کنند تا در تماسهای بعدی محل قرار و نحوه تحویل سکهها را اعلام کند. او تهدید کرد اگر پای پلیس به میان کشیده شود، پوریا را خواهند کشت.
همین تهدیدها باعث شد خانواده پسر نوجوان سکههای مورد نظر را تهیه و مقدمات آزادی پسرشان را فراهم کنند. کارآگاهان زمانی که از این موضوع مطلع شدند، به گفتوگوبا والدین پسر ربوده شده پرداخته و اعلام کردند هیچ اعتمادی به آدمرباها نیست و احتمال این که آنها پس از دریافت سکههای طلا پوریا را به قتل برسانند، وجود دارد.
روز بعد دوباره آدمرباها با خانواده پسر نوجوان تماس گرفته و از آنها خواستند پول درخواستی را به محلهای در کرج بیاورند، اما در ادامه چند بار محل قرار را تغییر دادند. تحقیقات کارآگاهان ادامه داشت تا این که پس از 40 ساعت عملیات نفسگیر، سرانجام سرنخهایی به دست آمد که نشان میداد آدمرباها، گروگان را به شهر غازیان استان گیلان منتقل کردهاند. با شناسایی خانه ویلایی که گروگانگیران اجاره کرده بودند، معلوم شد متهمان آن محل را ترک کردهاند.کارآگاهان در جستجوی مخفیگاه متهمان فراری بودند که مطلع شدند متهمان خانه دیگری را در شهرستان انزلی اجاره کردهاند که این بار هم قبل از حضور پلیس آنجا را ترک کرده و به مخفیگاه جدید خود رفتند.
نجات گروگان با دست و پای بسته
سرانجام چهارم آذر امسال سرنخهایی کشف شد که نشان میداد خودروی آدمرباها در محور منجیل مشاهده شده است. بنابراین ماموران به آنجا اعزام شده و با مسدود کردن این محور، خودروی مورد نظر را شناسایی و متوقف و هر دو آدمربا را پیش از فرار دستگیر کردند.
کارآگاهان در بازرسی از خودرو، پسر نوجوان را در حالی که دست و پا و چشمانش بسته شده بود، نجات دادند و وی را همراه دو آدمربا به پلیس آگاهی منتقل کردند.
به گفته سرهنگ بخشعلی کامرانی صالح، پوریا به پلیس گفت: آدمربایان پس از آن که مرا در خیابان ربودند، به خارج از شهر حرکت و مدام مرا تهدید کردند و شمـــاره تلفن والدینم و خانهمان را از من گرفتند. سپس مرا در حالی که چشمانم را بسته بودند، به خانهای بردند و میگفتند هر وقت هزار سکه را از پدرم گرفتند، رهایم میکنند.
فرمانده انتظامی استان البرز خاطرنشان کرد: با ثبت اظهارات نوجوان نجات یافته، متهمان که حمید بیست و چهار ساله و جلال بیست و پنج ساله بودند، بازجویی شده و انگیزهشان را از این کار، اخاذی عنوان کردند. یکی از آنها دختر جوانی را به عنوان طراح این گروگانگیری معرفی کرد.با صدور قرار قانونی برای متهمان، تحقیقات تکمیلی در خصوص ادعای متهمان درباره طراحی نقشه آدم ربایی از سوی دختر جوان ادامه دارد.
همچنین با توجه به نقشه 2 مرد جوان برای گروگانگیری احتمال ارتکاب جرائم دیگر از سوی متهمان در حال بررسی است.
گفتوگو با مرد آدم ربا
می خواستم یک شبه پولدار شوم
حمید در شهر ضایعات جمع میکرد و وسوسه یکشبه پولدار شدن او، باعث شد به دستور دختر جوان دست به گروگانگیری بزند. در پلیس آگاهی با او گفتوگو کردیم که میخوانید:
نقشه ربودن پوریا را با چه کسی طراحی کردی؟
چندی پیش با دختر جوانی آشنا شدم و در ادامه ارتباطمان او پیشنهاد این آدمربایی را مطرح و عنوان کرد با جمعآوری ضایعات تا سالهای سال نمیتوانم پولی به دست بیاورم و وسوسهام کرد تا یکشبه پولدار شوم. چند هفته پیش از حادثه به من گفت خانواده پولداری را در منطقه مهرشهر کرج میشناسد و بهتر است پسر نوجوان آنها را ربوده و اخاذی کنیم.
از روز آدمربایی بگو؟
پس از آن که دختر جوان اطلاعات کاملی از خانواده پوریا و زمان رفت و آمد اعضای این خانواده در اختیارم قرار داد، موضوع را با دوستم جلال در میان گذاشتم که او نیز در این کار با من همراه شود. چند روزی رفت و آمد خانواده شاکی را زیر نظر گرفته و مطلع شدیم والدین پوریا به سفر رفتهاند و او همراه زن سرایدار از مدرسه به خانه بازمیگردد. از پسر نوجوان تصویری داشتیم تا فرد دیگری را با خود نبریم. روز حادثه نیز طبق نقشه با سد کردن راه او و زن سرایدار، پسر نوجوان را ربودیم.
چرا هزار سکه طلا برای آزادی پوریا طلب کردید؟
این تعداد سکه را خواستیم تا اگر آن را تهیه نکردند، از آنها درخواست پول کنیم. برایمان فرقی نمیکرد چه مقدار پول یا سکه نصیبمان شود، هدفمان فقط اخاذی از این خانواده بود.
دختری که آدمربایی را طراحی کرد، روز حادثه با شما بود؟
نه. او فقط تلفنی با ما در ارتباط بود و قرار گذاشته بودیم پس از تحویل گرفتن سکهها، با هم ملاقات کنیم و بخشی را نیز به وی بپردازیم.
اگر دستگیر نمیشدید، قصد آزادی یا کشتن گروگان را داشتید؟
قصد داشتیم پس از دریافت هزار سکه، کودک را با دست و پا و چشمان بسته رها کنیم تا نتواند چهره ما را به خاطر بسپارد. کشتن او در کار نبود. در تماسهای تلفنی با خانوادهاش فقط تهدید میکردیم قصد کشتن او را داریم تا زودتر پول را بپردازند.
میدانی چه سرنوشتی در انتظارت است؟
حبس طولانی. باید سالهای جوانیام را در زندان سپری کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: