آنها که عشق و نفرت را باهم پذیرفته‌اند

فوتبالیست‌های مرموز

یکی از جدیدترین کتاب‌های دنیای فوتبال که بتازگی منتشر شد‌ «فوتبالیست‌های مرموز» نام دارد که در آن توضیح می‌دهد فوتبالیست‌ها چه می‌کنند و چه نمی‌کنند که به دنیای جهنمی تماشاگران وارد می‌شوند و مورد غضب شان قرار می‌گیرند.
کد خبر: ۷۴۰۳۰۷

مطلبی که در ادامه می‌خوانید، چکیده‌ای از این کتاب است.باوجود همه کتاب‌هایی که در مورد فوتبال نوشته شده، همه اطلاعاتی که به صورت آنلاین در دسترسمان قرار می‌گیرند و با وجود نزدیکی امکانپذیری که ما را قادر می کند‌احوالات فوتبالیست‌ها را در نقاط مختلف کشورمان لمس کنیم، هیچ کدام از هواداران هرگز نمی‌توانند حس کنند یک بازیکن وقتی درون زمین فوتبال یا در دنیای خارج از فوتبال قدم برمی‌دارد چه حسی دارد، این حس زمان گل زدن چگونه است، پیروز شدن در یک مسابقه فوتبال چه لذتی دارد و بازی کردن مقابل بیش از 80 هزار تماشاگر که شما را تماشا می‌کنند تا ببینند با توپ چه می‌کنید، چه حسی به شما می‌دهد.

خیلی از این هواداران تمام ساعات عمرشان را مشغول کار کردن هستند و تنها می‌توانند بخشی از درآمدشان را صرف خرید بلیت‌های گرانقیمتی کنند تا یک بازی فوتبال را ‌ 90 دقیقه تماشا کنند و شاید بیشتر آنها به اندازه یک فوتبالیست که تمام این زمان را روی نیمکت می‌نشیند، آزار نبینند. درواقع بسیاری از هوادارانی که در موردشان صحبت می‌کنیم که خیلی از آنها دوست‌های خودمان هستند، اعتقاد دارند آن مقدار پولی که برای خرید یک بلیت هزینه می‌کنند، می‌تواند بخشی از مشکلات زندگی یک فوتبالیست را برطرف کند؛ در حالی که بسیاری از این هواداران از همان روز اول آفرینش‌شان مشکلات مالی را در کنار بسیاری از مشکلات دیگر در فشار روزانه زندگی تحمل می‌کنند و خیلی از آنها زندگی‌های مشابهی دارند. البته این‌که بعضی از آنها نمی‌توانند با این شرایط کنار بیایند و رابطه خوبی داشته باشند، شگفت‌آور نیست. حسی تعصبی که آنها به باشگاه محلی‌شان دارد می‌تواند حس بازیکن خارجی‌ای را که برای تیمشان باز‌ی می‌کند‌ هم برانگیزد، اگرچه بسیاری از این بازیکنان این حس را متوجه نمی‌شوند مگر آن‌که خیلی زود بتوانند خودشان را با تیم، هواداران و حسی که دارند، تطبیق دهند. هیچ سرگرمی دیگری به اندازه فوتبال نمی‌تواند حس غرور و تعصب یک هوادار را برانگیخته کند و این حس همیشه و به‌طور مکرر برای همه تیم‌ها بروز پیدا می‌کند.

زمانی که مارک ویدوکا برای میدلزبور به میدان رفت، در موقعیت سختی قرار داشت و هواداران هم نگرانی زیادی داشتند. وقتی شرایط برای او خوب پیش می‌رفت برای یک فصل دیگر ماندن در لیگ برتر امیدوار می‌شد و زمانی که اوضاع دلبخواهش نبود به یک چهره غیرقابل قبول میان هواداران تبدیل شد و با دستمزد بالایی که دریافت می‌کرد، مدیرعامل باشگاه بیش از هر کس دیگر تحت فشار قرار گرفت. در یکی از بازی‌ها شرایط برای میدلزبورو بخوبی پیش نرفت و میان دو نیمه ویدوکا عوض شد. میدلزبورو در این بازی با دو گل نتیجه را به استون ویلا واگذار کرد، اما هواداران برای گرفتن این تصمیم سوت‌های ممتدی در نیمه اول می‌زدند. این صحنه ‌ بارها در فوتبال دیده شده چراکه هواداران غیر منطقی به دنبال همه دلایل در فوتبال هستند و شاید در بسیاری از مواقع آن را در حد یک سرگرمی سخیف پایین بیاورند.در آن بازی پس از این‌که بازیکن استرالیایی از بازی خارج شد و به کنار زمین آمد، صداها بلندتر شد و تا زمانی که بیاید روی نیمکت بنشیند، هواداران از هر سوی ورزشگاه او را با شعارهایشان آزار می‌دادند. همه ورزشگاه به ویدوکا چشم دوخته بودند؛ مهاجمی که پیش از نشستن روی نیمکت همه روحیه‌اش را از دست داده بود و پس از خروجش از بازی هواداران تا زمانی که سوت پایان بازی زده شود، آهنگی از مونتی پاثون به نام همیشه به نیمه پر زندگی نگاه کن را می‌خواندند. همه این اتفاقات دست به دست هم داد تا ویدوکا هیچ‌گاه نتواند برای ریورساید یک بازیکن خوب باشد.

پس از این بازی که با باخت میدلزبورو همراه بود، بازیکنان تیم به سوی پارکینگ ماشین‌ها حرکت کردند، اما ماشین‌های آنها که دقیقا مقابل جایگاه اصلی ورزشگاه قرار داشت، با چادر و فنس‌های فلزی پوشیده و دو گارد محافظتی از آنها مراقبت می‌کردند. به نظر نمی‌رسید کسی آن‌قدر حماقت کند تا دست به دزدی ماشین بازیکنان بزند، اما حقیقت آن بود که در این تیم پول زیادی در گردش نبود و زمانی که تیم شکست می‌خورد، هواداران تمایل نداشتند ده دقیقه پس از بازی با ماشین‌های صد هزار پوندی بازیکنان مواجه شوند و در این شرایط این هواداران بودند که خارج از زمین فوتبال، بازی را به دست می‌گرفتند. ویدوکا آن زمان در بورو 60 هزار پوند به طور هفتگی دستمزد داشت که میان همه بازیکنان بالاترین بود، اما زمانی که زمین را ترک می‌کرد هواداران با انواع وسیله‌های آتش‌زا و پرتاب‌شدنی وی را بدرقه می‌کردند. به همین دلیل او به شکل محافظت شده‌ای تا نزدیکی ماشین شخصی‌اش هدایت می‌شد. بسیاری از هواداران کنار ماشین او شعار می‌دادند ما حقوق تو را پرداخت می‌کنیم که این البته محترمانه‌ترین اعتراضاتی بود که علیه وی وجود داشت. اگر هواداری هم بدون اعتراض به خانه می‌رفت، بی‌شک هر جایی که حضور پیدا می‌کرد، در مورد بورو و ضعف در عملکرد ویدوکا صحبت می‌کرد.

یکی از مشکلات جدی باشگاه‌ها با عده ای از هواداران آن است که می‌خواهند به هر شکل ممکن، هیجان، ناراحتی یا عصبانیت خود را نشان دهند. این در خون آنهاست و نمی‌توانند به خودشان کمکی کنند. از دید دیگر هواداران در ورزشگاه شاید مورد تمسخر هم قرار بگیرند، اما آنها به ترشح سروتونین در این هواداران بی‌اطلاع هستند. یکی از بهترین صحنه‌های فیلم FEVER PITCH مربوط به یک هوادار مسن آرسنال است که در یک کافه نشسته و می‌گوید آنها فصل قبل هم مزخرف بودند و یک فصل قبل از آن هم مزخرف بودند. فکر نمی‌کنم به بالای جدول بازهم برسند. آنها این فصل هم مزخرف هستند و فصل بعد هم مزخرف خواهند بود.این صحنه انعکاسی از فصل 1971 بود که طی آن آرسنال برای اولین به دو قهرمانی رسید. در ادامه فیلم مرد مسن در پایان سرزنش کردن‌هایش همراه کودکی هشت ساله که اولین بازی فوتبال عمرش را از نزدیک تماشا می‌کرد، به ورزشگاه رفت تا یکی از بازی‌های آرسنال را نگاه کند. آن مرد مسن به کودک می‌گوید: امروز عصر به بازی شماره 8 نگاه کن. اسمش جان ساموئل است. چهره‌اش را به خاطر بسپار که اگر روزی فرصتی پیش آمد ببینی‌اش، به او بگو تاتنهام را له کن. این یکی از بهترین صحنه‌های فیلم است که می‌تواند به یک فوتبالیست نشان دهد یک هوادار چه حسی می‌تواند به او داشته باشد.

دیوید دانینگ، پروفسور روان‌شناسی دانشگاه کرنل در‌باره آن‌که چگونه هر انسان می‌تواند در موضوعی خوب باشد، عنوان می‌کند برای این‌که در موضوعی خوب باشید، به آن نیاز دارید که به طور واقعی برای آن موضوع مهارت داشته باشید، حتی اگر برای اولین بار در شرایطی خاص قرار می‌گیرد، باید در آن موضوع خوب باشید. اگر شما در چیزی خوب نیستید به این معناست که شما مهارت‌های لازم برای خوب بودن را نداشته یا اطلاعاتی درباره‌اش ندارید. گفته‌های پروفسور دانینگ را با یک سفر کوتاه به میدلزبورو درک خواهید کرد؛ جایی که توقع و واقع‌نگری ده هزار سال نوری از یکدیگر فاصله دارند.

‌ گاردین / مترجم :عرفان خماند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها