برخی شهروندان با انجام حرکات خطرناک در عبور از خیابان علاوه بر زیر پا گذاشتن قانون با جان خود بازی می‌کنند

وقتی عابر پیاده به مرگ می‌خندد

درست است که مرگ و زندگی دست خداست، اما این‌قدر سهل‌انگاری و بی‌احتیاطی هم دیگر نوبر است. سربالایی یا سرپایینی فرقی نمی‌کند، حوصله بالا رفتن از پله‌های پل هوایی را که ندارند، از زیرگذر عابرپیاده هم اصلا خوش شان نمی‌آید، عبور از روی خط‌کشی را هم که کلا قبول ندارند و فکر می‌کنند این خط‌کشی‌ها برای کودکان و سالمندان کشیده شده نه آنها که هنوز جوان هستند و تر و فرز می‌توانند خودشان را از بین خودروهای در حال حرکت عبور دهند.
کد خبر: ۷۳۹۴۶۴

پس ترجیح می‌دهند به جای این کارها، راه میانبر را انتخاب کنند که کمتر وقتشان را بگیرد. اتفاقا خوب می‌دانند این راه میانبر خالی از خطر هم نیست، اما با این حال آغوششان را به روی خطراتش هم باز می‌کنند.

حتما شما هم آنها را هنگام عبور از عرض خیابان دیده‌اید. حرکاتشان و سختی که برای عبور از روی یا بین نرده‌ها به خود می‌دهند هم خنده‌دار است و هم تاسف‌آور.

گاه نرده‌ها آن‌قدر بلند است که بسختی می‌توانند از روی آن عبور کنند و گاه آن‌قدر تنگ که باید کلی خودشان را جمع و جور و باریک کنند شاید بتوانند از بین نرده‌ها عبور کنند. آنها نه به خودشان رحم می‌کنند و نه به رانندگانی که اصلا انتظار عابر پیاده‌ای را ندارند که یکدفعه از روی نرده‌ها بپرد جلوی خودرویشان.

این یک قانون است که پلیس هم روی آن تاکید دارد. این‌که عابر پیاده برای عبور از عرض خیابان فقط مجاز به عبور از محل‌های تعیین شده است که این محل‌ها شامل پل عابر پیاده، زیر گذر یا خط‌کشی عابر پیاده می‌شود.

حالا اگر در مسیری هیچ کدام از اینها در دسترس نبود، آن وقت شاید بتوان به عابر پیاده حق داد که جانش را بگذارد کف دستش و با حرکات آکروبات سعی کند از عرض خیابان عبور کند، اما صحنه‌هایی که هم‌اکنون از سوی برخی شهروندان هنگام عبور از عرض خیابان می‌بینیم کاملا برعکس است.

آنها فکر می‌کنند آن‌قدر وقتشان اهمیت دارد که آن را با انجام کارهایی مانند ایستادن پشت خط‌کشی عابر پیاده تا زمان قرمز شدن چراغ راهنمایی و مجاز شدن عبور از عرض خیابان یا چند دقیقه‌ای پیاده رفتن تا رسیدن به پل هوایی که کمی آن طرف‌تر برای حفظ ایمنی عابران پیاده نصب شده است، تلف نکنند.

حرف زیرگذر را هم که اصلا نزنید، چون یا بهانه پا درد و کمر درد می‌آورند یا این‌که قلبشان در فضای زیر زمین می‌گیرد و احساس سنگینی و خفگی به آنها دست می‌دهد. خلاصله همه جور دلیل و بهانه می‌تراشند که راحت‌ترین راه ممکن را انتخاب کنند. جالب اینجاست که وقتی از آنها درباره درست یا نادرست بودن کارشان می‌پرسید، پاسخی می‌دهند که مطمئن می‌شوید کاملا به عواقب کارشان آگاه هستند. این شهروندان قانون‌شکن هر روز و هر ساعت بی‌محابا و البته خودخواسته به استقبال خطری می‌روند که خودشان با جان و دل آن را پذیرفته‌اند و می‌دانند بعید نیست جانشان را بر سر این کار بگذارند.

به نظر می‌رسد این شهروندان باید بیش از اینها خودشان را به رعایت اصول و قواعد زندگی شهرنشینی ملزم کنند، چراکه قانون‌شکنی آنها ممکن است به تصادفی بینجامد که اگر خیلی خوش‌شانس باشند و این تصادف به قیمت جانشان تمام نشود، باید یک عمر با عوارض شکستگی‌های شدید و حتی معلولیت جسمی سر کنند و از طرفی راننده بی‌نوایی که شاید چندان در وقوع این تصادف مقصر نبوده را مدت‌ها از کار و زندگی بیندازند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها