jamejamnashriyat
کد خبر: ۷۳۶۸۸۹   ۲۰ آبان ۱۳۹۳  |  ۰۰:۰۱

میلانی تلاش کرده تا با خود به آتش‌بس برسد و کمی از زبان و لحن تند و گاه آزاردهنده فمینیستی‌اش بکاهد

کاریکاتوری از آتش‌بس یک

این روزها و بهتر است بگویم این سال‌ها شاهد سری‌سازی در سینمای ایران هستیم. همین امسال و همزمان با هم شاهد دو فیلم روی پرده سینماها بودیم که سری دوم یک اثر سینمایی بود. شهر موش‌های 2 و آتش‌بس 2.

طبیعتا ساخت سری دوم یک فیلم سینمایی پیش از هر چیز با انگیزه‌های اقتصادی ساخته می‌شود و این برای سینمای بی‌بضاعت ما البته یک ضرورت اقتصادی است. آتش‌بس 2 را تنها با همین معیار و انگیزه می‌توان ارزیابی کرد و دیگر هیچ! گرچه به نظر می‌رسد که تهمینه میلانی در آتش‌بس تلاش کرده تا به آتش‌بس با خود برسد و کمی از زبان و لحن تند و گاه آزاردهنده فمینیستی‌اش بکاهد و حتی کمی فراتر از این دورتر از قصه نشسته و صرفا آن را گزارش کند، هرچند گاهی قضاوت‌های زنانه را در شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی‌اش می‌توان استخراج کرد.

آتش‌بس فیلمی است که قصدش روایت اختلافات یک زوج نسبتا جوان است، اما این که چقدر در این امر موفق است خود جای بحث دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

داستان فیلم از آنجا شروع می‌شود که این زوج قصد دارند پس از چند سال اولین سفر خارج از کشور را با هم تجربه کنند. آنها در فرودگاه روان‌شناسی را که مدتی مشکلات خود را با او مطرح می‌کرده‌اند، می‌یابند. فیلم اساسا صحبت‌های این زوج با این روان‌شناس و یادآوری خاطرات و اتفاقات گذشته است. نکته دیگری که باید درباره آتش‌بس ۲ مطرح کنیم بازی بازیگران این فیلم است که هرگز انتظارات را برآورده نمی‌کند و صرفا تکرار بازی‌های آتش‌بس ۱ و البته بشدت ضعیف‌تر از آن است. به طور کلی تصور می‌کنم انتخاب بهرام رادان و میترا حجار برای این فیلم اشتباه است و این دو نمی‌توانند از پس اجرای نقش خود برآیند ؛ این نکته را هم در نظر داشته باشیم که بازی نه‌چندان دلچسب این دو بازیگر ناشی از ضعف در شخصیت پردازی است. هیچ بازی خوبی بدون شخصیت‌پردازی درست و دقیق حاصل نمی‌شود. بازی بهرام رادان را باید کاریکاتوری از بازی خود او در فیلم «بی‌پولی» دانست. این در حالی است که آن شمایل از بازی با ساختار و متن فیلم بی‌پولی و فضا و اتمسفر آن، انطباق دارد ولی در اینجا نه‌فقط بازی که انگار هیچ یک از عناصر درام با ساختار کلی اثر هماهنگی نداشته و چفت و بست نمی‌شود!

واقعیت این است که وقتی فیلمساز قصد دارد مبتنی بر اصول روان‌شناسی قصه‌ای را تعریف کند، بیش از یک فیلم عادی حتی به شخصیت‌ پردازی و پردازش درست رفتاری آنها نیازمند است، اما در اینجا ما بیشتر با یک زوج تیپیکال مواجه هستیم که بیشتر با سویه کمیک قصه انطباق دارند تا رویکرد روان‌شناختی و سویه جدی ماجرا. درست به همین دلیل پیام یا نیت فیلمساز با این شکل از شخصیت‌پردازی و ساختار روایی به ضد خود بدل می‌شود و باورپذیری روابط و مناسبات آنها تحقق پیدا نمی‌کند. فارغ از این‌ که مخاطب تا چه حد این موقعیت‌های دراماتیک را درونی کرده و می‌پذیرد رابطه بین این زوج به عنوان همسر اساسا شکل نمی‌گیرد تا حالا بر مبنای این نسبت بتوان مفاهیم روان‌شناسی و مسائل زناشویی را به این کالبد تزریق کرد.

اگر در آثار گذشته تهمینه میلانی شاهد خط و لحن پررنگ فمینیستی بودیم که همیشه با انتقاد منتقدان و حتی مخاطبان مواجه می‌شد در اینجا نوک پیکان نقد به خود فیلمسازی و روایت و اجراست که دست‌کم از کارگردانی بعید بود که نامی شناخته شده در سینمای ایران.

تاویل سطحی و دم‌دستی آن از اختلافات زناشویی و توصیه‌های مستقیم و سفارشی که از سوی روان‌شناس فیلم (آتیلا پسیلانی) صورت می‌گیرد به کنار ترسیم این موقعیت دوگانه اساسا واجد شمایلی سینمایی نیست و اگر نگوییم به صحنه تئاتر شباهت دارد دست‌‌کم می‌توان آن را در حد برنامه‌های روان‌شناسی تلویزیونی دانست که قرار است با عنصر نمایش برای تبیین و تشریح پیام‌های خود استفاده کند. فیلم بیش از آن که ساختاری سینمایی و قصه‌گو داشته باشد، ساختار تلویزیونی در تولید برنامه‌های ترکیبی دارد که مثلا با حضور یک کارشناس به نقد و بررسی مسائل زناشویی می‌پردازد.

با این حال آتش‌بس2 آب و رنگ خوبی دارد و با تکیه بر مولفه‌های فیلم‌های تجاری تقریبا توانسته در گیشه موفق باشد. فیلمی که برای یک بار دیدن می‌ارزد، ولی نمی‌تواند به آرشیو خاطرات سینمایی چیزی اضافه کند، ضمن این‌که این فیلم و برخی نمونه‌های مشابه که سری سازی درباره آنها صورت می‌گیرد باید بهانه‌ای شود برای تحلیل و بررسی این ‌که ساخت سری چندم یک فیلم که در زمان خود موفق بوده باید چگونه انجام شود و به چه شرایط یا مولفه‌هایی برای تکرار موفقیت نیاز دارد زیرا در غیر این صورت ساخت سری دوم یک اثر اگر با شکست مواجه شود، می‌تواند اعتبار نسخه اول را هم زیرسوال ببرد تا مثلا توی ذوق مخاطبی بخورد که دلیل او برای انتخاب یک فیلم با پسوند 2 یا 3 خاطره شیرینی است که از تماشای سری اول یک فیلم دارد.گاهی باید در برابر سری‌سازی فیلم‌ها نیز اعلام آتش‌بس کرد.

سیدرضا صائمی ‌/ ‌جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ارتش انقلابی، برگ برنده ایران در روزگار پرالتهاب

ارتش انقلابی، برگ برنده ایران در روزگار پرالتهاب

إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الَّذِینَ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ. بیست و نهم فروردین، روز حیات دوباره ارتش و سالروز اعتماد تاریخ‌ساز امام(ره) به این بازوی عظیم انقلابی، یادآور تجدید میثاق غیورمردانی است که جانانه و عاشقانه در راه تحقق آرمان‌های والا و انقلابی امام خود گام برداشتند.

صلح میان اشباح

صلح میان اشباح

ماه‌ها پیشتر وقتی نمایندگان دولت کابل و سران طالبان در دوحه گرد هم آمدند تا پس از توافق واشنگتن با طالبان، طرح صلحی را دراندازند، در همین ستون نوشتم که این گفتگوها با وجود سروصدای بلند رسانه‌ های آن حاصلی نخواهد داشت.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر