در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اصلا چند نفر از ما که در آپارتمانها و برجهای مسکونی یا تجاری و اداری چند طبقه زندگی و کار میکنیم همسایگان خود را میشناسیم، اگر گرفتاری و مشکلی برایشان پیش بیاید باخبر میشویم و چند نفرمان واقعا دچار این جمله تکراری هستیم که میگوید: همسایه از همسایه خبر ندارد؟
اصلا قرار نیست در این فرصت کوتاه دوباره حرفهای تکراری درباره آداب همسایهداری و شکل صحیح آپارتماننشینی و حقوق متقابل همسایهها بر یکدیگر بنویسم یا شما را به بیشمار احادیث و روایات بزرگان ارجاع دهم، بلکه فقط میخواهم شما را با یک پدیده اگر نگویم نادر و بینظیر، حداقل کمنظیر آشنا کنم، آن هم درست در دل همین پایتخت و در برجی 10 طبقه که بیش از صد خانوار کنار هم زندگی میکنند.
صحبت از برج مسکونی شفق در غرب تهران است، جایی که شبهای محرم یکی از زیباترین اتفاقهای زندگی مدرن امروزی در آن رقم میخورد، جایی که همسایههای پرتعداد همه زیر پرچم حسین(ع) و ابوالفضل(ع) گردهم میآیند آن هم در پارکینگ مجتمع که البته این شبهای محرم دیگر شباهتی به پارکینگ به معنی واقعی کلمه ندارد، دیوارها سیاهپوش شدهاند، انتهای پارکینگ خیمه صمیمی در دو بخش مستقل مردانه و زنانه برپا شده است و خودروها اغلب در خارج از مجتمع و در خیابان شب را به صبح میرسانند و گوشه دیگر پارکینگ هم بساط دیگ و سه پایه و گاز و پخت و پز حسابی داغ است.
داستان آن طور که مرتضی بهاری نسب یکی از ساکنان این مجتمع و از متولیان هیأت روایت میکند به حدود 12- 10 سال قبل برمیگردد یعنی زمانی که تازه این برج ساخته شده بود و هنوز هم به طور کامل آماده بهرهبرداری نبود، اما حدود 16-15خانوار به دلایل مختلف ترجیح دادند که بیایند و با همان وضعیتی که به قول او حتی هنوز درهای ورودی واحدها به طور کامل نصب نشده بود در این مجتمع ساکن شوند.
به گفته بهاری نسب، همان خانوادههای کم تعداد که به برج آمدند تصمیم گرفتند تا اساسنامهای موقت را تنظیم کنند و بعد هم کمکم دیگر مالکان یا مستاجران سر و کلهشان پیدا میشود و مجمع عمومی و هیأتمدیره شکل میگیرد و بچههای بسیجی و مذهبی برج تصمیم میگیرند که همین حالت معنویت و صمیمیت در برج ادامه پیدا کند و راهکار ابتدایی هم برقراری یک جلسه قرآنی بوده و جالب است که این جلسات با سه یا چهار نفر آغاز شده و بعدها از روز پنجشنبه به شبهای چهارشنبه منتقل میشود تا دعای توسل هم بخوانند.
بهاری نسب در ادامه میگوید: به مرور زمان این هیأت ما به صورت سیار در واحدها چرخید تا این که ماه محرم رسید، نه مداح داشتیم نه سخنران و نه اصلا تجربهای در این زمینه، یکی از جانبازهای جنگ آقای مجیدی که آن زمان رئیس هیأتمدیره ساختمان هم بود آستین بالا زد و با همت دیگر همسایهها، یک تکه موکت انداختیم گوشهای از پارکینگ و همانجا دور هم شروع کردیم به حسینحسین گفتن و سینهزنی کردیم، یک نفر سماوری آورد یک نفر قوری و استکان و هیأت شکل گرفت، سال بعد انسجاممان بهتر شد پول جمع کردیم و به همین شکل سال به سال وضعیت هیأت و تجربه ما بهتر و بهتر شد تا این که الان با گذشت 13 سال در ماه محرم مهمانهای برج از 400 نفر شروع میشود و هرچه به عاشورا نزدیک میشویم تعداد همین طور افزایش مییابد و تا 700 نفر عزادار هم میرسد.
یکی از برکات این هیأت برای چنین برجی همان مسالهای است که در ابتدای گزارش هم به آن اشاره کردم یعنی همسایهها از درد همدیگر زود خبردار میشوند، در تنگناها بلافاصله به کمک یکدیگر میشتابند، اگر بیماری برای کسی پیش بیاید همه اهالی سراغ او میروند و هر کدام از همسایهها کاری از دستشان بر بیاید در حد بضاعت خودشان برای همسایه شان و رفع گرفتاریاش انجام میدهند، کسی زیارت میرود، رتبه علمی پیدا میکند، افتخاری میآفریند سریع متوجه میشوند و... .
همین طور در طول سال و مشکلاتی که برای هر ساختمان و برجی ممکن است پیش بیاید، این روحیه هیأتی و معنوی ساکنان به کمک هیأت مدیره میآید و همه برای برطرف شدن مشکل آستین بالا میزنند و هرکسی گوشه کار را به اصطلاح میچسبد.
وقتی از بهاری نسب درباره تامین هزینهها میپرسم و یک دهه پذیرایی از 700 ـ 600 نفر عزادار و عاشق حسین، اینگونه توضیح میدهد در طول سال ماهانه پولی را کنار میگذاریم و مبلغی را جمعآوری میکنیم، خیلی از همسایهها هم در طول سال نذری دارند آن را میآورند در این هیأت، دوستان و اقوام و آشنایشان هم چه نقدی و چه غیرنقدی اگر نذری داشته باشند میگیرند و کمکم در منطقه هم شناخته شدهایم و مردم کمک میکنند.
او تعداد متولیان و به قول خودش خادمان و نوکران این هیأت را حدود 18 ـ 17 نفر معرفی میکند و میگوید: حاج آقای احمدزاده رئیس هیأتمدیره مجتمع و همین طور رئیس هیأت امنای هیأت است و حضور و تجربهاش از برکات ماست. آشپزی و طبخ غذا هم در این مجتمع و پارکینگ داستان جالبی دارد، صفر تا صدش را خود اهالی انجام میدهند، آخر شب خانمهای برج حسابی مشغول پاک کردن و پخت و پز میشوند و در ادامه آقایان هم هرکسی هرچه بلد باشد دریغ نمیکند و غذایشان هم انصافا آبرومند و خوشمزه است، به قول خودشان در زمینه آشپزی به استقلال کامل رسیدهاند.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: