در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سالن فردوسی نمایشگاه مشهد شلوغ است. ولی عجیب است که برخی مخاطبان فقط برای خودشان قدم میزنند و به در و دیوار نگاه میکنند. علت آن است که غرفههای این سالن به معنی دقیق کلمه، نامنظم چیده شدهاند. در اینجا، اگر دنبال ناشری هستید که نام آن برای مثال با حرف میم آغاز میشود، نباید تلاش کنید که بر اساس حروف الفبا به حرف میم برسید. زیرا شاید این غرفه در میان حروف ابتدایی الفبا باشد!
بازدیدکنندهای از کنارم رد میشود و از یکی از غرفهداران میپرسد، میدانید سوره مهر کجاست؟ غرفهدار دستش را روی سرش میگذارد و میگوید: «نه، باور کن نمیدانم. از ظهر که نمایشگاه باز میشود تا آخر شب، بیشترین انرژی من بابت آدرس دادن به دیگران تلف میشود.
البته ناشران زیادی هستند که در همان یکی دو روز اول بارها جایشان تغییر کرده است. یکی از ناشران میگوید: «سه بار غرفه من جابهجا شد تا اکنون که میان دو غرفهای قرار گرفتهام که به لحاظ الفبایی هیچکداممان به دیگری ارتباطی نداریم.»
ناشر دیگری که باید در میان ناشران عمومی قرار میگرفت، پس از چند بار جابه جایی دقیقا مقابل ردیف ناشران کمک آموزشی جای گرفته است و میگوید: «امسال نه دانش آموزانی که فقط برای خرید کتاب کمک درسی آمدهاند، از کتابهای نشر ما که بیشتر ادبی و فلسفی است، خرید میکنند و نه مخاطبانی که به دنبال کتاب فلسفی هستند. زیرا از دور که به راهروی ما نگاه میکنند، به نظرشان میآید اینجا راهروی کتابهای کمک آموزشی است. بنابراین حتی وارد راهرو نمیشوند، چه رسد به خرید.»
اگر کمی کتابشناس باشید و بدانید معمولا هر ناشری چه کتابهایی دارد، فارغ از این که غرفهها بر اساس حروف الفبا چیده نشدهاند، باید با دیدن کتابهای روی میز غرفهها، نام ناشر را حدس بزنید.
ولی این بار سخت در اشتباهید. به یک غرفه که میرسید، هم کتاب نشر ثالث را در آن میبینید و هم نشر مروارید و هم قطره و هم ققنوس! و عجیب آنکه اینجا غرفه هیچ یک از این ناشران نیست. شاید اینها ناشر نیستند و کتابفروش هستند. مساله دیگر آنکه بعضی از این غرفهداران، چاپهای قدیمی کتابهای همین ناشران را دارند ولی قیمت ارزان قدیمی را با ماژیک از بین میبرند، قیمت جدید را مینویسند و بعد به مخاطب 40 درصد تخفیف میدهند! و این یعنی فریب مخاطب و کسب پول بیشتر و ضرر به ناشری که در همین نمایشگاه مشغول فروش کتابهای خود است و مخاطب به دلیل تخفیف 10 درصدی معمول، شاید از او دلگیر شود.
نمایشگاه کتاب مشهد، در محل نمایشگاههای بینالمللی این شهر برگزار میشود. پس به لحاظ فضای نمایشگاهی، مکانی مناسب دارد. اما در سالن فردوسی آن هیچ زیبایی و تناسبی دیده نمیشود. بماند که ناشرانی میگفتند ما تا روز دوم حتی میز در اختیار نداشتیم و بماند که امکان گفتن نام آنها نیست، زیرا معلوم نیست آیا در نمایشگاه بعدی امکان حضور خواهند داشت یا نه. هر ناشری که از مشکلاتش میگوید، بعد با لبخندی تلخ میگوید: «مبادا با این حرفها کار دستمان دهید! ما حرف راست را میگوییم و شما شاهد این واقعیتها هستید، ولی عدم حضور در نمایشگاه بعدی یعنی قطع بخشی از ارتباط ما با مخاطبانمان در شهرستان. آن هم در شرایطی که توزیع کتاب در وضع مناسبی به سر نمیبرد.»
صحبت از نازیبا بودن غرفهها بود. اگر کمی به فضای بیرونی هر غرفه نگاه کنید، متوجه میشوید هر کدام رنگ خاص خود را دارند. فضای پایین میزها که خالی است معمولا با رنگ یکسانی باید پر شود؛ با پارچهها یا بنرهای یکسان. ولی اینجا یک نفر پارچه چروک و مچاله قهوهای گذاشته و دیگری زرد یا قرمز. یک نفر نیمی از میزها را با پلاستیکی که آرم ناشر روی آن ثبتشده پوشانده و بخش دیگر را با کاغذ سفید و بخش نهایی را با یک تکه پارچه نامرتب.
همیشه میگویند، نمایشگاه مشهد یکی از پرفروشترین نمایشگاههای استانی به حساب میآید. مبادا بدسلیقگی و بینظمی و عدم حضور ناشران بزرگ و فروش کتابهای یک ناشر در دیگر غرفهها همگی دست به دست هم دهند، تا این افتخار از خراسان رضوی گرفته شود و مخاطب دیگر به نمایشگاه اعتماد نکند!
حورا نژادصداقت / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: