در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
30 سال کارمندی در یک اداره یا پرداختن به یک حرفه یا تجارت، سالها قرار قسط خانه و خودرو وسایل منزل و... چیزی جز سرگذشت انسان نمیتواند باشد که در ذیل آن تمام روابط و حتی زندگی خصوصی او تنظیم میشود. علاوه بر این در درون زندگی خصوصی هم با چنین قراردادها و عهدهایی روبهرو هستیم. در کنار این قول و قرارهای بزرگ و با ضمانت، زندگی روزمره ما از یک خرید ساده تا روابط دوستی و کاری تحت لوای قول و قرارهایی نانوشته و بیشتر اخلاقی و دوستانه تعیین میشود و ادامه پیدا میکند. بیرون جستن یا فرارفتن از این قراردادهای مشترک در بیشتر موارد به برهم خوردن یا به بحران رفتن دوستی منجر میشود.
انسان جدید و متمدن بر اساس چنین اصولی است که باید قابل پیشبینی باشد. یعنی به قالب قرارداهای تعیین شده تن دهد، در آنها باقی بماند و فقط از طریق عمل کردن در محدوده قابل شناسایی آن قراردادها و شناختهای ریز و درشت اجتماعی با دیگران ارتباط برقرار کند. اما چنین محدوده و مجموعهای از قراردادها ضمن این که همه چیز را پیشبینیپذیر و قابل حدس مینماید، اما زندگی را کسلکننده و خفقانآور هم میکند.
انسان مجموعه پیچیدهای از روحیات و احساسات متغیر است که نمیتوان او را به قراردادها تقلیل داد. خلاقیت، امیال فروخورده، تغییرات و احوالات نو، اجازه نمیدهد که انسان تحت قراردادها و محصور در پیشبینیهای دیگران باقی بماند. انسان مدام تمایل پیدا میکند تا از چارچوبها بیرون بزند و همین تمایل است که او را به افقهای تازه در زندگی، هنر،علم و لذت میرساند.
آنچه مسلم است قابل پیشبینی بودن به مثابه یک ارزش یعنی ماندن در ناخودآگاهی شرایطی، که الزاما مطلوب نیست. چقدر آدم در اطراف خود میشناسیم که 30 سال در جایی میمانند، کاری میکنند و به پشتوانه آن زندگی تشکیل میدهند، اما احساس رضایت نمیکنند و کار خود و مجموعه زندگی خود را دوست ندارند؟ چقدر آدم هستند که صرفا برای قابل پیشبینی بودن دوستهای بد خود را حفظ میکنند؟ اینها در همان فضیلت قدیمی، اما رشد و استحکام یافته در دوران معاصر ریشه دارند، که از فرد میخواهد قابل پیشبینی باشد. حال آنکه انسان همواره به سمتی گرایش پیدا میکند، چیزهای تازهای را خلق میکند و حالات و آدمهای مختلفی را تجربه میکند که او را به سمت بهتری هدایت میکنند. اما قراردادها، این حالات و آنهای زایشگر و دیوانهوار را سرکوب کرده و انسان را به تکرار تبعید میکند.
سهراب شکیب
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: