در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما این پرسش کلیشهای همچنان بیپاسخ باقیمانده که چرا سینمای ما از ظرفیتهای عظیم و دراماتیک حادثه عاشورا استفاده نکرده و هنوز اندر خم یک کوچه است و چرا آنطور که عبدالله نصرانی به ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین پاسخ گفت و خودش را هر چند خیلی دیر به کربلا رساند، یاریکننده حسین و یارانش نبوده است؟
به نظر میرسد با وجود عشق و علاقه و نیت فعالیت در این عرصه از سوی سینماگران، بستر تولید اصولی و درست فراهم نیست و مدیریت فرهنگی و سینمایی کشور در همه این سالها عزم جدی در این خصوص نداشته است. نمونه بیبرنامگی و نامنسجم بودن چنین ساختاری تولید همین فیلم تا اینجا ناکامِ «رستاخیز» است که سالها وقت و هزینه چند میلیارد تومانی صرف آن میشود، اما هنوز وضع اکران آن مشخص نیست.
مشکلات مضمونی و تاریخی فیلم که برخی به آن خرده گرفتند و باعث بهوجود آمدن حاشیههایی برای این اثر شد، معلول نسنجیدن همه جوانب فیلم در مراحل پیشتولید و اولیه ساخت فیلم است.
تاسفآور است که سینمای ما چند سال عمر و چند میلیارد از سرمایه خود را صرف اثری میکند که در نهایت به چنین سرنوشت تلخی دچار میشود. هر چند روز گذشته وزیر ارشاد درباره آخرین وضع این فیلم گفت: اکران رستاخیز مشکلی ندارد و خود تهیهکننده و کارگردان میخواهند فیلم را در موقعیت دیگری اکران کنند.
اتفاقا پرسش همینجا شکل میگیرد که چه زمانی بهتر از این ایام برای اکران فیلمی با چنین موضوع و درونمایهای وجود دارد؟! رستاخیز میتوانست با کمی تدبیر و تعامل در همین روزها روانه پرده سینماها شود، با این وضع ظاهرا همچنان در سینما کسی نیست که حسین را یاری کند.
علی رستگار / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: