در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صداقت کلام خمسه و اینکه او درباره کودکی خود چنین شفاف صحبت کرد و راحت با آن برخورد میکند، خیلی از مردم را شگفتزده کرد و آنها را واداشت تا درباره آن با یکدیگر صحبت و دیدن آن را بههم توصیه کنند. برای همین بود که این قسمت از برنامه خندوانه در بازپخشهایش مورد استقبال زیاد مردم قرار گرفت و حتی رامبد جوان را به این فکر انداخت که از دیگر بازیگران سرشناس هم برای اجرا کمک بگیرد و تا حدودی از آنها بخواهد تا همان راهی را که خمسه شروع کرده بود، ادامه دهند، اما هیچکدام از بازیگرانی که به این برنامه آمدند، نتوانستند مانند خمسه و خاطراتش بدرخشند، شاید به این دلیل که آنچه خمسه به سبک و سیاق خاص خود روایت کرده بود، تازگی داشت و همین باعث شد تا مخاطب با او همراه شود و این نکته برایش جالب باشد که چهرههای معروف و ستارهها هم زندگی معمولی و عادی مانند دیگران دارند و تافته جدابافته نیستند. تکرار این ماجرا خیلی زود برای بیننده عادی شد. در ادامه این روند، علی ضیاء روز عید قربان اکبر عبدی را به برنامه بعضیها آورد که از شبکه سه پخش میشود و مسیر مصاحبه را به سمتی برد تا عبدی درباره زندگی شخصی و نوع ارتباطش با اعضای خانواده صحبت کند. عبدی هم چیزهایی گفت که تا حالا نگفته بود. مثل مهریه همسرش و اینکه چطور پدرش با کلک مهریه عروساش را از 110 به 11 تبدیل کرده است! این صحبتها خیلی زود در دنیای مجازی منتشر شد و بازخورد زیادی هم داشت. با نگاهی به این نوع صحبتهای ستارهها در برنامههای تلویزیونی میتوان به این نتیجه رسید که اگر برنامهسازان و مدیران شبکهها مراقبت نکنند، این سبک و سیاق گفتوگو هم خیلی زود به کلیشه و تکرار تبدیل میشود و دیگر حتی نشان و برند یک برنامه هم به حساب نخواهد آمد. در چنین شرایطی شاید بهتر باشد که هر شبکهای بنا به تعریف و هدف خاص خود برنامههایی تولید کند که نشان همان شبکه باشد و شباهتی به دیگر برنامههای شبکههای دیگر نداشته باشد. این نشانه حتی در نوع مهمانها و پرسشها هم میتواند لحاظ شود.
طاهره آشیانی / دبیر گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: