در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
30 سال بیشتر نداشت که تصمیم گرفت وقتی چهل ساله شد، دیگر در تهران زندگی نکند و البته موفق شد قبل از چهل سالگی به رویای خود جامه عمل بپوشاند و با همه سختیهایی که بر سرتحقق آرزویش وجود داشت و البته پس از خرید باغی در روستای «کمرد» و ساخت خانهای در آن، ساکن این روستا شد.
به عقیده او تهران دیگر از هر نظر شهر غیرقابل تحملی شده است و جدا از بحث آلودگی هوا، شلوغی، ترافیک و...، بسیاری از ارزشهای انسانی و اخلاقیات هم در این شهر و بسیاری از شهرهای بزرگ در حال رنگ باختن است.
این بازیگر جوان که برای فرار از تمام این مسائل آزاردهنده و رسیدن به آرامش، زندگی در روستا را برگزیده است، اعتراف میکند که زندگی در روستا خیلی سخت است، زیرا گرچه روستای او نزدیک پایتخت است، با این حال هنوز بسیاری از امکانات همچون سوخت کافی و مناسب برای زمستانگذرانی در آنجا وجود ندارد و خود او هم بسختی موفق به فراهم کردن آن میشود. به گفته او در این شرایط، بهتر میتوان دلیل مهاجرت بیرویه روستاییان به شهرها را درک کرد. البته خودش با وجود تمام سختیها و نبود امکانات تاکنون وسوسه نشده به تهران برگردد و حاضر نیست آرامش زندگی در روستا را به هیچ قیمتی از دست بدهد. صدیق میگوید، همین که از زرق و برق و شلوغی و هیاهوی شهری دور است و آزارش به دیگران نمیرسد و مال کسی را هم نمیخورد، حس خوبی داشته و شبها راحت سر بر بالین میگذارد و این برایش کافی است.
این بازیگر جوان تلویزیون و سینما که گاهی به اجبار و برای بازی در فیلم از روستایش جدا میشود، دیگر اوقاتش را در روستا به تماشای فیلم، باغبانی و رسیدگی به گل و گیاهانش میگذراند و معتقد است حال خوب این روزهایش به دلیل همین زیست طبیعی است که اکنون دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: