در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کاردان برای بسیاری از ما یادآور استاد خرناس کم و بیش بداخلاق است که دائم به شرایط و اوضاع روزگار گلایه داشت. کاردان بعد از استاد خرناس هم چندان از احساسات و عواطفش برای خلق آثار بهره زیادی نگرفت. او نویسنده، عمدتا در زمینه طنزنویسی فعالیت کرده که بر اساس ماهیت طنز با تلخی و تندی ویژهای همراه بوده است؛ همچنین نقشهایی که کاردان در سریالهای تلویزیونی بازی کرده مانند میرزاآقاخان نوری در سریال سالهای مشروطه به کارگردانی محمدرضا ورزی، مسعود طیب در نردبام آسمان به کارگردانی محمدحسین لطیفی، جوانشیر در سریال کلاهپهلوی به کارگردانی جلالالدین دری و حتی نفش امیرعباس هویدا در سریال معمای شاه که این روزها بازی میکند، هیچ کدام فرصتی نبودند که ما از ویژگیهای شخصیتی و عواطف خود داریوش کاردان چیزی در آنها ببینیم.
داریوش کاردان حتی در مقام مجری نیز در برنامهای مانند صندلی داغ، بیشتر از هر خصیصهای از صراحت بهره گرفته و کمتر به سراغ ابعاد دیگر شخصیتش رفته است.
به عبارتی از اواخر دهه پنجاه که او همکاریاش را با رادیو آغاز کرد تا امروز که کارنامه پرباری از دوبله، اجرا، گویندگی، کارگردانی، نویسندگی و بازیگری نقشهای مختلف برای خود تدارک دیده و حتی در نقش روحانی سریال سقوط یک فرشته نیز این حد از احساسات و عاطفه بازیگری خود را در یکی از آثارش بروز نداده بود.گویی کاردان از تمام مهربانیهای پدرانه وجودش برای ایفای نقش مشتی در سریال 39 هفته بهره گرفته است چرا که او در نقش مشتی، پدری را تصویر کرده که حتی غر زدنها و خردهگرفتنهایش دلنشین و دوستداشتنی است. کاردان در یک داستان عاشقانه، جایگاهی به موازات روایت و لحن اثر برای نقش مشتی تعریف کرده که با وجود پیری و فاصله از روزهای جوانی و عاشقی، با کولهباری از تجربه با عروس جوانش همراهی میکند.
آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: