در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما که اینجا کنار دست مدیرعامل، بدبخت شدیم. تو برای خودت رفتی تو شهر چرخیدی!» یا مثلا یکی دیگر از همکاران، برای شرکت در مراسم فوت یکی از بستگان مرخصی گرفته و با هزار سختی و هزینه به شهرستان رفته و حالا که برمیگردد از همکار خود میشنود: «خوب شد! به بهانه فوت فلانی، یک استراحت حسابی هم کردی!». جملاتی از این دست کم نیستند: «تو که مجردی و از این دردسرهای ما نداری. این ماموریت را تو برو». یا اینکه: «تو که متاهلی، حداقل این ماموریت را برو، چند روزی بتوانی دور از کانون گرم خانواده لذت ببری.»
همه این جملات، یک ویژگی مشترک دارند. هیچ نوع همدلی در آنها دیده نمیشود. هر کسی تلاش خود را ارزشمندتر از دیگران و سختیهای خود را بیشتر از دیگران میبیند. «همدلی با دیگران» یکی از مهمترین فاکتورهای رشد در محیط کار است و کسانی که از آن بیبهره باشند، بسختی ممکن است بتوانند مسیر رشد پایدار و مطمئن را در سازمانها طی کنند. بپذیریم که بقیه هم سختیهای خودشان را دارند و مرغ همسایه، همیشه غاز نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: