در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او چندی پیش با اشاره به آنچه برایش اتفاق افتاده در یک برنامه رادیویی به صورت تلویحی گفته است: بارها گفتم جذابترین سکانس سینمایی عمرم صحنهای از فیلم کازابلانکاست که ریک سوار بر قطار نامهای از ایلسا میگیرد و باران روی نامه میریزد. در آن نامه نوشته شده است تو برو من نمیتوانم با تو باشم. آن سکانس برای من تکاندهندهترین سکانس عالم است. هر بار که این صحنه را میبینم گریه میکنم.
او در بخش دیگر این برنامه گفته است: مردم وقتی یک نفر را در فاصلهای از خودشان میبینند در عین حال که لذت میبرند دوست دارند برایش یک اتفاقی بیفتد. وقتی یک نفر که از تو بهتر است برایش اتفاقی میافتد پاسخی میشود برای همه فروخوردگیها و شکستهای تو. انگار تو دیگر برای همه ناراحتیهایت عذابوجدان نداری. دلت خنک میشود. جیمزدین سهتا و نصفهای فیلم بازی کرده. به جایگاهش کاری ندارم. هر سال برایش جشنواره میگذارند. این قدر نگهش میدارند. اما ما بهترین بازیگران و هنرمندانمان را تخطئه میکنیم. ما گاهی آدمهای بزرگ را کوچک میکنیم. اما آمریکاییها تاریخ نداشتهشان را به یک تاریخ جهانی تبدیل میکنند.
حسنی افزوده: عدهای از ما زمانی که توفیقی را میبینیم در برابرش واکنش نشان میدهیم. وقتی محمد اصفهانی و خواجهامیری میرود بالا که بخواند برایش دست میزنیم؛ ولی میگوییم اگر پایش در برود و زمین بخورد چه حالی میکنیم. چقدر دوست داریم فیلم یک نفر دربیاید. یک ترانه هم داریم که میگوید «بگیر دست فتادگان را به شکر بازوی پرتوان». همه دوست دارند دست هم را بگیرند. هر وقت ببینند خدای نکرده مهران سرطان گرفته است همه کمکش میکنند. اگر بگویند مهران جایزه بهترین گویندگی را در آسیا گرفته است نصف همکاران میخواهند خفهاش کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: