فاجعه‌ای که رخ نداد

یک روز سرد پاییزی مثل همیشه در شیفت روز برج مراقبت پرواز فرودگاه مهرآباد حاضر شده بودم. هوای تهران بشدت آلوده بود به طوری که هواپیماها در نزدیکی فرودگاه بسختی قابل رویت بودند. در میانه روال منظمی که برای فرود و پرواز منظم پروازها تعریف شده بود، یک هواپیمای نسبتا کوچک در نزدیکی فرودگاه در حال نشستن بود و هواپیمای دیگری از نوع متوسط با بیش از 150 نفر ظرفیت با فاصله مناسب درحال نزدیک شدن به فرودگاه.
کد خبر: ۷۱۰۶۸۷

دومی توپولف بود و خلبانش به سختی انگلیسی صحبت می‌کرد. به دلیل آلودگی هوا هواپیمای دوم قابل رویت نبود. باید صبر می‌کردیم تا به فرودگاه نزدیک‌تر شود. همکار کنترلر برج مراقبت، موقعیت هواپیمای اول را به طور کامل به هواپیمای دوم اعلام کرد و از خلبان خواست که مسیر خود را ادامه بدهد و منتظر مجوز فرود بماند. خلبان با انگلیسی دست و پا شکسته جواب داد که در حال نزدیک شدن به باند پروازی است. درست در زمانی که هواپیمای اول درحوالی میدان شمشیری بود یعنی حدود یک دقیقه بعد در باند فرود می‌آمد ـ و ما انتظار هواپیمای دوم را در راستای باند و حدود افسریه داشتیم ـ دیدم که یک هواپیما ـ که بعدا معلوم شد همان دومی بود ـ از روی میدان آزادی و درست در مسیر عمود به باند پروازی درحال نزدیک شدن به هواپیمای اول است؛ یعنی جایی که هیچ وقت انتظار حضور یک هواپیمای غول پیکر را نمی‌کشیم. در همین موقع سوپروایزر برج با فریاد بلند موقعیت هواپیما را به کنترلر نشان داد و کنترلر دستور گردش فوری به راست و چپ، به دو هواپیما را صادر و آنها را از خطر خارج کرد. هردو خلبان که متوجه این موقعیت شدند دستورات را اجرا کردند یعنی هواپیمایی که روی میدان آزادی بود به سمت راست همزمان گردش و اوجگیری کرد و دومی به سمت چپ. اگر اقدام بموقع کنترلر برج و عکس‌العمل سریع خلبان‌ها نبود قطعا هر دو هواپیما درست قبل از باند فرودگاه با هم برخورد می‌کردند و یک فاجعه به وجود می‌آمد. استرس ناشی از این اتفاق در برج مراقبت به حدی بود که الان هم بعد از چند سال ضربان قلب را بالا می‌برد.

وحید شاملو - ‌‌ مسئول آموزش برج مراقبت فرودگاه امام (ره)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها