عسلویه سرزمین ثروت و محرومیت

روستای کوچک و کم جمعیت عسلویه گیج و منگ خوابهای فقیر خود بود که سر و کله غریبه ها پیدا شد؛ غریبه هایی که آمده بودند تا با لشکری از آهن و ماشین ، روستای کوچک و ساحلی اش را قورت بدهند و دادند.
کد خبر: ۷۰۳۴۲

نه تنها عسلویه که بیدخون ، نخل تقی و تمام کپرنشین هایی که زیر نورهای کسادی دریا و بندر چرت می زدند و بچه های آفتاب زده و بیتاب کنار همان کپرها تن به آب می دادند و به امید ماهی ، آرزوهای کوچک و ریز صید می کردند.
8 سال از عمر لوله هایی که بر پیکره عسلویه و نخل تقی تنیده اند می گذرد و عسلویه هنوز برای 8 هزار نفر مردم بومی اش سرزمین بی پاییز درختهای انجیر معابد است که بر بی فصلی باران و بی آبی باد تکیه زده است.
با این همه 8سال است این دهکده کوچک بی باران و پر خورشید را شهر نامیده اند. و آنها که به شکار گاز از دل خاک و دریا به این بندر کوچک پهلو زده اند هیچ نمی دانند هجوم وحشت زای این همه ماشین و لوله و تانکر و مخزن و آتش چه بلایی بر زندگی مردم صبور و ساکت عسلویه و نخل تقی و بید خون آورده است.
اینجا عسلویه است. ما که رسیدیم آب پاره ای از قطرات درشت عرق بودیم ، با دانه های بی قبیله که بی دست و پا تازیانه های بی رحم آفتاب و گرما را بر صورتمان تحمل می کردیم.
ما که رسیدیم خشونت مهربان تکنولوژی های غول پیکر این سرزمین بیل بود و خاک. ماغ غریب مانده گاوهای تکیده و مردد، آواز روز بود و کارگران افغانی و ایرانی به ناهار نشسته بودند.
ما که رسیدیم طوفان شن ، میهمان هر ساله تابستان ، شولای شتاب بر شانه می گذشت و شن سرمه از چشم اهالی عرب زبان می شست و صیادها با تنگدستی های بی بارانشان ، فرو ریخته و آویزان ، در رویای کوچ خویش بودند. ما که رسیدیم ، دریا دم نمی زد و نفس نمی کشید.
آب و موج ، لوله های غول پیکر و در هم تنیده و خاموش ، چون جذام بر تن ساحل و دل دریا، در طعم گس تنگدستی و فقر، جاخوش کرده بودند. اینجا عسلویه است ؛ روستای کوچکی که قرار است سالانه 10درصد تولید ناخالص ملی کشور را به خود اختصاص دهد.
اینجا عسلویه است ؛ ساحلی که در 100کیلومتری اش در خلیج فارس ، بزرگترین مخزن گازی دنیا به وسعت 9700کیلومترمربع قرار دارد و سهم مردم عسلویه و نخل تقی از مخزنی که 8درصد ذخایر گازی کل جهان و 50درصد ذخایر گازی ایران را در اختیار دارد، چیزی جز بی آبی و زباله و گرما نیست.
فرشید سعیدی ، معاون شهردار عسلویه که خود چهره ای گندمگون دارد و با این حال نه اهل عسلویه است ، نه اهل بوشهر (می گوید تابعیت بحرین را دارم و باید تا پس فردا برای انجام کارهای قانونی اش به آنجا بروم) می گوید: اگر می خواهید از عسلویه بنویسید، بنویسید عسلویه در قفس و فنس گرفتار شده است.
بنویسید تمام زمین های ما یا دست فرودگاه است که دور تا دورش فنس است و سیم خاردار یا دست نیروهای نظامی.
بهترین زمین های ما را فلان ارگان گرفته است و ماسه هایش را می فروشد و از این مقدار چیزی نصیب مردم عسلویه نمی شود جز بی خانمانی و قیمتهای سرسام آور زمین.
او البته نمی گوید که همین مردم عسلویه ، منظورم کشاورزانشان است ، از هول حلیم به دیگ افتاده اند و آن روزها که زمین داشتند و زمین هایشان بی بر و بار بود به متری چندده یا چندصد هزار تومان فروختند و پولش را دادند خودروهای چندمیلیونی خریدند و...
این وسط اما مثل همیشه باز سر فقرا و صیادها و دیگران بی کلاه ماند که دیگر وسعشان به پرداختن اجاره هم نمی رسد. سعیدی حرفهایش را دنبال می کند. انگار که درددل می کند و انگار با خودش حرف می زند تا با من.
می گوید: روزانه 14کامیون زباله از شهر خارج می کنیم تا حداقل سر و شکل یک شهر را به خود بگیریم. شما اگر می خواهید واقعیت عسلویه را بنویسید، بنویسید از این همه سرمایه گذاری و لوله و تانکر و مخزن و خازن و گاز چیزی جز هوای گازآلود و گرمای بی کولر و برق و آب نصیب مردم اینجا نشده است.
او در حالی این حرفها را می زند که خیل عظیمی از کارگران شرکتهای بزرگ نفتی خارجی و داخلی در بدترین حالت ، گواراترین آبها را می نوشند و خنکای کولرهای گازی فرنگی به گرما مهلت نمی دهد تا هنگام استراحت و خواب آنها چیزی حس کنند یا بفهمند.

کارتن خواب ها اینجاهم هستند
گرانی زمین و نبود امکانات رفاهی از قبیل مسافرخانه و هتل و هتل آپارتمان در عسلویه بیداد می کند، چنان که سعیدی می گوید: هم اکنون 300تا 400نفر کارتن خواب در عسلویه زندگی می کنند که عمدتا از شهرهای کوچک و بزرگ کشور به امید کار و خوشبختی و پول به اینجا آمده اند و وقتی فهمیده اند که اینجا کار یعنی تخصص ، یعنی مهارت ، جا زده اند و نه پای رفتن دارند، نه دل ماندن و همین ها معضل بزرگ شهرداری تازه تاسیس عسلویه است.
او می گوید: بروید صبحها فلکه 5، ببینید چه خبر است. این همه آدم و اغلب مجرد و جویای کار و کو کار؛ جا که ندارند بخوابند و کار که ندارند بکنند و همین شده است عامل فساد، بیچاره ها به موادمخدر رو آورده اند و وضع قاچاقچی ها و دارودسته شان خوب است و اهالی عسلویه اند که باید تاوانش را بپردازند. من خودم را می گویم.
الان همسرم 5ماه است که جرات نمی کند بیرون بیاید. علاوه بر اینها در عسلویه به گفته معاون شهردارش در هر 24ساعت ، 8ساعت قطعی برق است و تو نمی توانی تصور کنی در این گرمای خانمانسوز می پزی و این شرجی خرماپزون که خرما را خشک می کند، بی برقی یعنی چه؛
یعنی قطع بودن و قطع ماندن کولرها؛ یعنی تحمل گرمای بالای 47 درجه و رطوبت بیش از صددرصد. آتش این جهنم زمینی و این هرم آفتاب و تازیانه های بی وقفه اش نه بر سروصورت ما که مسافریم و بالاخره موتور برقی پیدا می شود تا کانکس کوچکمان را روشن کند و باد کولرش با تمام وجود بر سرورویمان بپاشد که بر سروصورت زنها و کودکانی می بارد که چاره ای جز تحمل و صبوری ندارند.
عسلویه برای شرکتهای غول پیکر نفتی بهشت گرمی است که خونشان را پرطراوت می کند و برای بومی هایش دوزخی است که آنها را به گناه نداری و ناچاری می سوزاند و در حالی که 2فاز اول و دوم آن سالانه بیش از 4/3 میلیارد دلار نصیب ایران و طرفهای خارجی می کند، مردم عسلویه همچنان با مشکل نبود لوله کشی آب و آب سالم آشامیدنی و فاضلاب روبه رو هستند.
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روستایی استان بوشهر می گوید: آب شهر عسلویه صرفا برای مصارف غیر شرب مورد استفاده قرار می گیرد و متاسفانه در حال حاضر ما امکاناتی نداریم که آب شرب عسلویه را تامین کنیم.
این در حالی است که ساکنان بومی و اهالی محلی عسلویه مجبورند برای تامین آب شرب خود سراغ برکه های محلی و چاه های خانگی و محلی بروند و تنها چاهی که در این شهر از سوی شرکت آب و فاضلاب روستایی حفر شده ، توان پاسخگویی به اهالی این منطقه را ندارد.
علاوه بر همه اینها فقر مطلق امکانات رفاهی -تفریحی برای کارآفرینان ، کارگران و ساکنین عسلویه بزرگترین مشکل و معضل این شهر است ؛ به حدی که به اعتراف حسن علیزاده ، رئیس شورای شهر عسلویه این امر باعث گسترش شگفت انگیز و حیرت آور مواد مخدر در شهرهای منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس جنوبی و خوابگاه های کارگری این منطقه شده است.

ضعف امکانات بهداشتی
واقعیت عسلویه چیزی جز حذف انسان و سلامت روحی و فیزیکی انسان در این منطقه نیست ، به طوری که به اعتراف رئیس شورای عسلویه در نامه ای که وی به مسوولان ارسال داشته ، در این منطقه که در آن بیش از 40هزار نیروی کارگری و کارمندی با متوسط 10 تا 12 ساعت کار کارگاهی برای هر نفر و بیش از 15 هزار ساکن بومی و مهاجر در حال امرار معاش اند، فقر گسترده بهداشت و امکانات بهداشتی حرف اول و آخر را می زند.
او می گوید: متاسفانه قطب اقتصاد و انرژی ایران و جهان دارای یک مرکز بهداشت قدیمی با 50 سال قدمت است که از حداقل امکانات اولیه بهداشتی محروم است ، به نحوی که در این مرکز از صندوق های میوه به جای آتل استفاده می شود.
او ادامه می دهد که با توجه به ارائه سهمیه دارویی مشخص به داروخانه عسلویه و محدود بودن آن در شهری صددرصد صنعتی که کار بدنی و کارگاهی بسیار بیش از کار کارمندی است این امکانات به 20 درصد مردم و ساکنان عسلویه هم نمی رسد.
در عین حال ضعف امکانات بهداشتی هر ساله چندین نفر را به کام مرگ می فرستد و چندین نفر مصدوم در اثر نبود امکانات اولیه بیمارستانی فوت می شوند. این در حالی است که تنها زایشگاه کوچک عسلویه نیز از کمترین امکانات محروم است و برای رساندن بیماران و مصدومان و زنان باردار به بوشهر باید مسافتی 300 کیلومتری طی شود که به گفته حسن علیزاده به دلیل بعد مسافت عسلویه تا بوشهر چندین کارگر مصدوم در ماه فوت می شوند.
او می گوید: در چند ماه اخیر متاسفانه یکی از همین کارگران دانشجوی سال سوم رشته شیمی بود که بر اثر سقوط از ارتفاع به بوشهر منتقل شد و در کنار در ورودی بیمارستان فوت کرد.

دروازه ورود به...
عسلویه با تمام کوچکی اش آبستن کلانشهری بزرگ و ابرصنعتی است.
با این همه کمبود آب و برق و عدم پرداخت عوارض تعیین شده از سوی دولت از طرف شرکتهای مستقر در منطقه ویژه برای گسترش امکانات شهر و خدمات رفاهی به اعتراف رئیس شورای شهر عسلویه ارمغانی جز یاس و سرخوردگی و فقر مضاعف نصیب اهالی بومی و غیربومی این منطقه نشده است و از این هم بدتر این که علی رغم آن که در 8 سال گذشته هوای پاک و صاف عسلویه جای خود را به هوای آلوده به گاز و مواد آلاینده و سموم شیمیایی داده است و این همه تمام مشکلات مردم عسلویه نیست که آموزش و پرورش و نبود و کمبود مدارس و مشکل معلم و نبود امنیت های اولیه اجتماعی در این منطقه و تصادفات جاده ای خطرناک و پرتلفات از دیگر مشکلات منطقه اقتصادی عسلویه است.
هنگامی که وارد منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس جنوبی می شویم یک تابلوی بزرگ و پرهیبت چشمانمان را خیره می کند، تابلویی که رویش نوشته شده «پارس جنوبی ، دروازه ورود به بازارهای بزرگ جهانی». اما واقعیت پنهان و دور از چشم عسلویه چیزی جز این را می گوید.

احمد جلالی فراهانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها