با محمودرضا خواجه نصیری، مدیر نظارت بر بورس‌ها و بازارهای سازمان بورس

بورس مافیا ندارد

بازار سرمایه از بازارهایی است که اکنون دچار چالش اساسی شده و برخی کارشناسان، علت این مشکل را تصمیمات دولت و مجلس می‌دانند. دماسنج اقتصادی کشور مدتی است خبر خوبی به سرمایه‌گذارانش نمی‌دهد و شاخص‌ها رو به پایین و منفی و با نوسانات زیاد همراه است. این موضوع امسال بیشتر به چشم می‌خورد و همین مساله باعث شد سرمایه‌گذاران زیادی اقدام به فروش سهام خود کنند. با این حال محمود رضا خواجه‌نصیری مدیر نظارت بر بورس‌ها و بازارهای سازمان بورس به حرارت کارشناسان بورسی از این موضوع استقبال نمی‌کند و می‌گوید: تاکنون اقدامات مناسبی درخصوص بورس انجام شده و باید منتظر بود تا نتیجه آن دیده شود. وی در این ارتباط به صندوقی که دولت به منظور حمایت از بازار سرمایه راه‌اندازی کرد، اشاره می‌کند و آن را در شرایط فعلی، کمک بسیار بزرگی به بازار سرمایه می‌داند. همچنین در گفت‌وگویی که پیش رو دارید درباره بود یا نبود مافیا در بورس و تاثیر آن در بالا و پایین شدن قیمت سهام نیز سخن به میان آمده است.
کد خبر: ۷۰۳۲۶۲

بورس مدتی است با مشکل مواجه شده و برخی شرکت‌ها توانایی فعالیت موثر در این بازار را ندارند. شاخص‌های بورس از اول امسال در مجموع روند منفی را طی کرده و نقاط مثبت و امیدوارکننده آن کمتر بوده است. از سوی دیگر بهتر است بگوییم مردم چشمشان از بورس ترسیده و ترجیح می‌دهند با وجود کاهش نرخ سود سپرده‌های بانکی پول‌های خود را بدون دردسر در اختیار بانک‌ها قرار دهند تا این ‌که وارد بازاری شوند که ممکن است با سقوط مداوم آن، ضرر کنند. مشکل اصلی کجاست؟ اگر بخواهید مشکلات بورس را به طور کامل و به ترتیب اولویت بیان کنید، کدام گزینه‌ها را نام می‌برید؟

اولین و تاثیرگذارترین موضوع در شرایط کنونی بورس، تغییراتی است که در وضع نقدینگی در سطوح کلی اقتصاد پیش آمده و در همه بازارها ازجمله بورس اثرگذار بوده است. به عبارت دیگر اکثر بازارها در حال حاضر از این موضوع یعنی کمبود نقدینگی رنج می‌برند. افزایش نرخ سود بانکی در اواخر سال گذشته کفه ترازوی نقدینگی را به سمت شبکه بانکی افزایش داد و همین مساله باعث شد به صورت ناگهانی اثرش در بازار حقیقی نمود پیدا کند. چه در بازار مسکن و چه در بازارهای غیر متشکل دیگر و چه در بورس، نقدینگی کم شده و این کمبود نقدینگی مشهود است. از سوی دیگر برخی سیاست‌های انضباطی و انقباضی دولت در حوزه بازار پول هم باعث شده جریان نقدینگی بیشتر به سمت خارج از بازار سرمایه برود و به دلیل این که نقدینگی، محرک اصلی قیمت‌هاست، بخشی از بازار را تحت تاثیر قرار دهد.

نکته دوم و موثر در شرایط کنونی بورس برمی‌گردد به وضعی که بعضا در سیاست‌های اقتصادی این چند ماهه به وجود آمد. استنباط بازار سرمایه در سال گذشته و بعد از تغییرات دولت بر این بود که جریان کلی اقتصاد کشور به سمت رشد سریع و بهبود وضع تولید و سوددهی شرکت‌ها پیش می‌رود. به همین دلیل، حرکت صعودی و رشد قابل توجهی را در بورس سال گذشته شاهد بودیم. این موضوع تا دی ماه سال 92 هم ادامه پیدا کرد، اما با شروع سیاست‌هایی که بیشتر به سمت کنترل تورم به عنوان اولویت حرکت می‌کرد و همچنین برنامه‌های نه‌چندان موثر در افزایش رشد اقتصادی، یکی پس از دیگری باعث شد انتظارات سرمایه‌گذاران بورسی شروع به اصلاح شدن کند و خروج سرمایه‌گذاران از بازار سرمایه را شاهد باشیم؛ سرمایه‌گذارانی که انتظارشان این بود شرکت‌ها رشد سریع داشته باشند، اما با توجه به سیاست‌های اتخاذ شده ـ که در قدم اول کاهش تورم و بعد از آن سیاست‌های جدید خروج از رکود به عنوان اولویت دست دوم مورد توجه قرار گرفت ـ به همین نسبت نوساناتی در محاسبات بورس و بورسی‌ها به وجود آورد و موجب تغییر در روند قیمتی برخی شرکت‌ها شد.

نکته سوم در این میان ابهاماتی بود که در حوزه‌های تصمیم‌گیری، سیاستگذاری و اجرایی وجود داشت؛ چه در سیاست خارجی و بحث مربوط به مذاکرات هسته‌ای، چه بحث قیمت‌گذاری کالاها و خدمات در بازار و چه ابهاماتی که درمتن فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها بود و تاثیرات آن.

تمام این عوامل در این دوره شش هفت ماهه کماکان در میدان بود و هست و باعث شد تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاران سخت شود. طبیعی است بازار سرمایه و بورس جایی است برای تصمیم‌گیری براساس شفافیت و زمانی که فضای شفاف اطلاعاتی دچار ابهام می‌شود، سرمایه‌گذاران با تامل بیشتری برای ماندن یا افزایش سرمایه خود تصمیم می‌گیرند و همین موضوع می‌تواند به کاهش قیمت‌ سهام منجر شود و گردش معاملات را کاهش دهد.

دولت و مجلس در قضیه بورس بسیار ورود کردند، اما به نظر می‌رسد همه برنامه‌های آنها حداکثر به‌صورت کوتاه‌مدت پاسخگوی نیازهای بازار سرمایه باشد و ریشه‌ای واساسی نباشد. به نظر شما دولت و مجلس تصمیمات خوبی در این خصوص گرفتند؟ مثلا برخی کارشناسان، مجلس را مقصر اصلی وضع فعلی بورس می‌دانند، اما خود مجلس می‌گوید مسئول بورس نیست و فقط برای کمک به بورس وارد عمل شده است. آیا این موضوع را قبول دارید؟

واقعیت این است که مجلس بیش از این که در تصمیماتی که گرفته مقصر باشد، باید به فکر اصلاح ساختار فعلی باشد که در بازار سرمایه حاکم است. مثلا زمانی که اساسا تعیین نرخ برخی مواد اولیه اساسی در تولید شرکت‌ها مانند نرخ خوراک پتروشیمی‌ها یا نرخ سوخت آنها در قالب قوانین بودجه سالانه به مجلس سپرده می‌شود و این امر هر سال اتفاق می‌افتد، نگرانی از وضع آینده را چندبرابر می‌کند و اوضاع را بی‌ثبات می‌سازد.

فعالان اقتصادی اعتقاد دارند سرمایه‌گذاری فرآیندی بلندمدت است. اگر کسی قصد دارد کارخانه‌ای تاسیس کند یا در فضایی سرمایه‌گذاری کند، نیاز به ثبات در روابطی دارد که با دولت برقرار است. بخش عمده‌ای از صنایع امروز ما تا چند سال پیش دولتی بودند. ما نباید فراموش کنیم که در دوران گذار از اقتصاد دولتی به اقتصاد خصوصی هستیم. مجلس به زعم خودش می‌آید برای رفع تضاد منافع بین دولت و سهامداران بخش خصوصی قانون وضع می‌کند. تا اینجای کار اشکالی ندارد و به نظر من منطقی هم هست، اما نکته‌ای که بیشتر می‌تواند برای مجلس قابل توجه باشد این است که باید قوانین این چنینی را متناسب با افق سرمایه‌گذاری بلندمدت تصویب کند و از این که بخواهد این گونه موارد در قانون بودجه مطرح شود و هر سال محل بحث و بی‌ثباتی و استرس باشد، بر حذر باشد. مجلس باید دولت را مجاب کند و پیشنهادهایی را در این زمینه ارائه دهد که قوانین پنج تا پانزده ساله یا در قالب قانون برنامه‌های پنج ساله برای هزینه‌های حیاتی بخش تولید و صنعت تدوین کند. در صورت چنین کاری شاهد این هستیم که هر سال سرمایه‌گذاران با تصمیمات مختلف می‌توانند کل سود شرکتی را چند برابر کنند. به نظر من این ثبات در سیاستگذاری باید به وجود بیاید و از سوی مجلس دنبال شود. مجلس هم تحت هر شرایطی از وضع قوانین اینچنینی به‌صورت بودجه‌های سالانه و موردی خودداری کند تا بازار بورس نیز از این رهگذر به جایگاه اصلی خود برسد.

وضع این قوانین سالانه از سوی مجلس چه مشکلی در بازار سرمایه ایجاد می‌کند؟

وضع این قوانین دو مشکل به وجود می‌آورد که به آنها دقیق اشاره می‌کنم. مشکل اول همان طور که گفتم، برنامه‌ریزی سرمایه‌گذاران را به هم می‌زند و زمان کافی برای تحقیق و اطمینان از این مسأله وجود ندارد، اما در مشکل دوم، زمانی که مجلس ورود پیدا می‌کند ممکن است به خاطر آن عجله و فوریتی که در قالب تصویب قانون بودجه درگیر آن می‌شود، تصمیمی بگیرد که نه به صلاح سرمایه‌گذاران باشد و نه به صلاح بازار سرمایه و نه به صلاح وضع اقتصادی کشور.

حمایت‌های دولت چطور؟ حمایت‌های دولت و همچنین بدنه اقتصادی آن از جمله وزارت اقتصاد از بورس چگونه بوده است؟ آیا دولت توانست با اجرای سیاست‌های مناسب برای بازار سرمایه مفید واقع شود؟

من حمایت‌های دولت از بورس را مناسب و دارای تاثیرات مثبت می‌دانم. مثلا در مجموعه وزارت اقتصاد، آنها در حوزه تصدیگری و مسئولیت‌هایشان در قبال بورس پیگیر بودند. چه در ارتباط با وزرای دیگر و چه در ارتباط با مجموعه‌های سرمایه‌گذاری نهادهای مالی پیگیری‌های لازم را انجام دادند. این پیگیری‌ها منجر شد که مثلا قیمت محصولات پتروشیمی در بورس کالا آزاد شود و بحثی مطرح شود که در بخش پالایشگاهی‌ها و مجموعه پالایش و پخش که سال‌ها در آن رقابتی وجود نداشت رقابت ایجاد شود. همه اینها تصمیمات و پیگیری‌های دولت و وزارت اقتصاد بود که اثر فراوانی در بازار سرمایه گذاشت. ممکن است برخی بخش‌های دولتی بخش کارکردی خودشان را به‌عنوان فروشنده مواد اولیه فراموش کنند و در این میان، تصمیماتی در تنظیم بازار گرفته شود که مغایر با حقوق سرمایه‌گذاران خصوصی باشد. این بخش به نظر من باید اصلاح شود و برود به سمت این که نگاه، نگاه احترام به بخش خصوصی باشد و این احترام افزایش یابد.

به نظر شما تصمیمات بعضا نادرست مدیران بورس، روی این بازار و رشد بیشتر شاخص‌های آن تاثیر نداشته است؟ آیا ممکن است تصمیمات گرفته شده به ضرر سرمایه‌گذاران یا سیاست‌های اتخاذ شده برخلاف منافع آنها باشد؟

آمار نشان می‌دهد در زمان اجرای سیاست‌های بورسی مانند قوانین و مقررات، ما ثبات داشته‌ایم و عوامل اصلی افت بورس را نمی‌توانیم متاثر از آن بدانیم. به هر حال می‌دانید که بازار درگیر سیاست‌های مقطعی و هیجانی بود که اکنون یک ثبات مقطعی در آن ایجاد شده است. برخی سیاست‌های کوتاه‌مدت در بازار اجرا شده و به هر حال این سیاست‌ها در آن مقطع خاص برای حمایت از سرمایه‌گذاران در نظر گرفته شده و اثرات بلندمدت ندارد. به نظر می‌رسد انتظاری که مجموعه بازار سرمایه از مدیران بورس دارد عملکرد مناسب نسبت به شرایط انتظار است. هر تصمیمی که در حوزه بورس گرفته می‌شود ممکن است برخی موافق باشند و برخی مخالف. منافع برخی ممکن است در وضع سیاست در نظر گرفته شده باشد اما اجرای همان سیاست برای برخی سرمایه‌گذاران نارضایتی به همراه داشته باشد.

با توجه به این که مدیران بازار سرمایه و مسئولان آن مانند داور بازی فوتبال هستند، باید در عین بی‌طرفی اتخاذ سیاست کنند. لذا مشکلی در تصمیمات این افراد دیده نمی‌شود.

اگر بخواهید دوره‌ و زمانی را برای بهبود وضع بورس تعیین کنید چه زمانی است؟ چه مدت طول می‌کشد تا به تعادل در بازار سرمایه برسیم؟

به نظر من الان بازار به تعادل نسبی رسیده است. برای تغییر و چرخش بازار به صورت میان‌مدت پیش‌بینی‌ من این است که یک تا دو ماه آینده می‌تواند این چرخش نسبی اتفاق بیفتد، اما اگر در حوزه مذاکرات هسته‌ای و تصمیمات دولت در حوزه خروج از رکود و سیاست‌های انبساطی تغییری انجام شود به نظر من این روند تغییر نسبی می‌تواند در نیمه دوم سال هم سریع‌تر و هم پرشتاب‌تر شود.

به نظر شما چیزی به نام مافیای بورس که در کار عادی خرید و فروش سهام یا تعیین قیمت‌ها دخالت کند وجود دارد؟ آیا افرادی هستند که از این موضوع نفع ببرند و مافیایی عمل کنند؟

بازار سرمایه و بورس شفاف‌ترین بازاری است که در همه بازارهای جهان وجود دارد. به دلیل این که سطح افشای اطلاعات معاملات و شرکت‌ها در آن چندین برابر حوزه‌های دیگر است و بعلاوه سیستم‌های نظارتی متعددی بر آن حاکم است و در نهایت افشا و شفافیت اطلاعاتی بسیار بالاست. ما روزانه بین 50 تا 100 هزار معامله در بازار سرمایه داریم و تعداد معاملات بسیار بالاست و لذا تاثیرگذاری یک بخش یا یک گروه در بازار بسیار سخت است. در نتیجه اطلاق چنین مسأله‌ای به بازار سرمایه بیشتر به نظر من ناشی از نبود شناخت کافی از ساز و کارهای بازار است. چون بازار بورس شفاف‌ترین، پرمعامله‌ترین، دقیق‌ترین و تحت‌ نظارت‌ترین بازار در کل کشور است و اگر چنین موضوعی به بورس نسبت داده شود واقعا بازار سرمایه آخرین جا خواهد بود.

محمدحسین علی‌اکبری / گروه اقتصاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها