در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گروه دوم آنهایی هستند که به اصل شهروندی کاملا معتقدند، اما شهر را فقط بهعنوان محلی برای رفت و آمدهای روزانه و ارتباط برقرار کردن با دیگران میبینند.
شناخت آنها هم کار چندان سختی نیست. اینها همانهایی هستند که ممکن است زرد شدن برگ درختان چنار فلان خیابان، پرت کردن زباله به خیابان از پنجره خودروی جلویی و رفتارهای مشابه دیگر چندان مکدرشان نکند پس طبیعی است تعلق خاطر چندانی هم نسبت به شهری که در آن زندگی میکنند نداشته باشند.
در واقع آنها جزو شهروندانی هستند که فکر میکنند باید زندگی مسالمتآمیز شهروندی با محیط شهرشان داشته باشند؛ یعنی معتقدند همین که کاری به ضرر شهرشان نمیکنند کافی است و اگر هم کسی را در حال ارتکاب چنین عملی ببینند ترجیح میدهند برخورد با او را به سازمانهای مسئول بسپارند تا اینکه خودشان شخصا برای تذکر دادن وارد عمل شوند.
اما دسته سوم کمی شرایطشان با دو گروه اول فرق میکند. آنها نهتنها مثل گروه اول احساس تعلق خاطری به شهر ندارند و مثل گروه دوم ترجیح میدهند کاری نکنند که به ضرر شهرشان تمام شود، بلکه از هیچ کوششی برای آسیب رساندن به فضای شهری که در آن زندگی میکنند و هرچه جزو اموال عمومی شهر محسوب میشود، کوتاهی نمیکنند.
رد آنها را میتوان همه جا دید. از یادگارینویسیهای روی تنه درختان و بناهای تاریخی بگیرید تا دستنوشتههای روی بدنه باجههای تلفن عمومی، نیمکت پارکها، صندلی اتوبوسها و...
حالا مدتی است وندالها به جان مجسمههای شهری نیز افتادهاند. این کارشان صدای مسئولان سازمان زیباسازی را هم درآورده است. آنها میگویند مجسمههایی که با صرف ماهها وقت ساخته میشود و پس از نصب نیز برای نگهداری از آنها باید هزینه هنگفتی خرج شود، نه تنها از گزند باد و باران و آفتاب در امان نیستند، بلکه باید نگران رفتارهای تخریبگرانه وندالها هم باشند.
ممکن است در طول روز بارها چنین صحنههایی را دیده باشیم، اما چند نفر از ما وقتی از تماشای این صحنهها دلمان به درد آمده عکسالعمل نشان داده و سعی کردهایم با تذکر دادن، فرد خاطی را نسبت به کار اشتباهش آگاه کنیم؟
شاید هم به دلیل نگرانی از واکنش منفی طرف مقابل و نگاههای تمسخرآمیز اطرافیان ترجیح دادهایم فقط سری از روی تاسف تکان داده و بیتفاوت از کنار این صحنه بگذریم.
هر کدام از ما بهعنوان شهروندان یک شهر همانطور که نسبت به خانهای که در آن زندگی میکنیم، حساسیت ویژهای داریم باید نسبت به محله و شهری که در آن زندگی میکنیم نیز تعلق خاطر داشته و نسبت به آن احساس مسئولیت کنیم.
اگر هر کدام از ما نسبت به این وظیفه شهروندی بیتفاوت نباشیم و با مشاهده هر رفتاری که رنگ و بوی تخریب اموال عمومی شهر را دارد عکسالعمل بموقع نشان دهیم یا حداقل این موضوع را به مسئولان گزارش دهیم تا آنها خود با فرد خاطی برخورد کنند، آن وقت دستکم وجدانمان راحت است که در انجام وظیفه شهروندیمان کمکاری نکردهایم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: