زنگ کار در تعطیلات

سفید، سیاه ، درست مثل خود زندگی. کف سفید از روی سقف سیاه رنگ ماشین سر می خورد و تا آرنج تاخورده پسر بالا می آید. وقتی پسر سر تا پا لباس سورمه ای رنگ تنش باشد و با یک سطل آب و پودر لباسشویی بیفتد
کد خبر: ۶۹۳۶۵
به جان بدنه کثیف ماشین ها دیگر فرقی نمی کند که چند ساله است ، کلاس دوم راهنمایی است یا سوم دبیرستان ، چون هرکسی که زیر هرم گرمای داغ تابستان می رود توی لباس سورمه ای رنگ کارواش ، حتما بزرگ شده است.
این را پدر گفته در جواب مادری که می گوید: کار، قانون تابستان نیست ،وقتی تفریح و استراحت گره خورده با تمام هجاهای کلمه این فصل دوست داشتنی ؛ اما پدر می داند پاییز که دوباره بیاید، بچه ها آرام می گیرند از دغدغه فراغت ، تفریح ، تابستان و کار.
کوچه ها باز هم همنشین سکوت می شوند. پاییز که بیاید، بچه ها می مانند و رد یک خاطره ؛ خاطره ای که پدر هنوز گرم گرم گوشه قلبش نگه داشته است ؛ کار در روزهای بلند تابستان کودکی.
روزهای بلند تابستان ، کوچه های بازار پر است از سروصدای بچه ها؛ بچه هایی که بزرگ شده اند. ابراهیم یکی از همین بچه هاست ، 14ساله با قدوقامتی ریز. از هفته آخر خرداد ماه ، داخل یکی از خیاطی های اطراف دالان دراز بازار پادویی می کند.
8صبح تا 8شب. صورتش پشت دوکهای بزرگ نخ پنهان شده است. وعده چند لحظه دیگر را می دهد و بعد نگاهش روی صورت مردی می نشیند که اوستا صدایش می زنند.
رضایت اوستا مساوی است با حرفهای وعده داده شده ابراهیم: « اینجا پادویی می کنم. سر نخ می زنم. شلوارها را دسته می کنم. خرید و نظافت هم به عهده من است.»
لبخند ابراهیم نشان می دهد که چیزی بیشتر از رویای دستمزد 80 هزار تومانی او را به اینجا کشانده است. می گوید : «جمعه ها و پنجشنبه ها تعطیل هستیم ، کلاس شنا هم می روم. اولش مادرم مخالف بود. اما دوست داشتم کار کنم. الان هم راضی ام.»
برای مجید 16ساله ترافیک سه راه نواب یعنی دیر رسیدن و اخم صاحب کار. مجید اما هر روز صبحها به عشق کار در صحافی کوچک این خیابان بیدار می شود. با رضایت می گوید: «پیدا کردن این کار خیلی اتفاقی بود. روی دیوار اعلامیه زده بودند کارگر ساده می خواهند و من و 3تا از بچه های کلاس با هم آمدیم اینجا.
کارمان سخت نیست. چسب می زنیم. جلدها را به ورقه های دسته شده می چسبانیم. تمیز می کنیم و آخر ماه 58تو مان هم حقوق می گیریم. تفریح آخر هفته هم جای خودش است.»
روزهای بلند تابستان مساوی است با مژده آمدن 90روز تعطیلی ، 90روز فراغت و آسودگی. بچه ها تابستان را دوست دارند و فراغت بهترین بهانه است. اوقات فراغت از ریشه کلمه ای لاتین به معنی اجازه دادن گرفته شده است. در نتیجه می توان آن را معادل رخصت دادن دانست.
ارسطو، فیلسوف بزرگ یونانی هم فراغت را پیشه ای جدی دانسته : «ما حرفه و کار و شغلی را در پیش می گیریم تا فراغتی داشته باشیم.»
از این نظر، فراغت وضعیت ایده آلی است که هر شهروند به دنبال و در آرزوی رسیدن به آن است.از زمان شروع زندگی انگلستان مدرن ، یعنی قرن 14، فراغت به معنی فرصتی برای وقت آزاد محسوب می شده است.
بر این اساس ، کار زمانی انجام می شود که به فرد در قبال صرف وقت دستمزد تعلق می گیرد؛ درحالی که هنگام فراغت ، فرد به انجام کارهایی اختیاری مشغول است که می تواند دستمزدی هم در پی نداشته باشد.
دکتر نوروزی ، روان شناس دراین باره می گوید: «استراحت و فراغت در اصل مجال آسودگی از کار هستند، یعنی فراغت تنها زمانی معنا پیدا می کند که در پی کار و تلاش به دست آمده باشد؛ چرا که هر فردی به دنبال چند ساعت فعالیت خاص و با برنامه به نام کار، نیاز به گذراندن اوقاتی با عنوان فراغت دارد.
در نتیجه از لحاظ روانی فلسفه وجودی اوقات فراغت مورد قبول و پذیرش است.»
در هر حال صرف اوقات فراغت از آن نظر مهم است که بر اساس آن می توان موقعیت اجتماعی هر کس را تشخیص داد. به این ترتیب که توانایی درگیر شدن در فعالیتی که وقت آزاد کودکان و نوجوانان به حساب می آید، موقعیت آنها را در اجتماع نشان می دهد.
از این نظر برای افراد طبقه متوسط به بالا نحوه گذراندن اوقات فراغت مساله ای جدی است .هونی کات ، اوقات فراغت را به مثابه یک خلاقیت تعریف می کند: «جامعه باید برای افراد فرصتی آماده کند تا کارهای خلاقانه تولید کنند و اوقات فراغت ، همین فرصت است.»
فعالیت های اوقات فراغت یک جامعه از چنان اهمیتی برخوردار است که آن را آیینه فرهنگ جامعه می نامند. به این معنی که چگونگی گذران اوقات فراغت در یک جامعه تا حد زیادی معرف ویژگی های فرهنگی و رفتاری آن جامعه است. بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که کاشت ، داشت و برداشت صحیح اوقات فراغت در نهایت منجر به شکوفایی تمدنهای انسانی می شود.
در این میان فعالیت هایی که در اوقات فراغت مورد اقبال قرار می گیرند، بیشتر کارهایی هستند لذتبخش برای افراد. برای مثال درباره کودکان و نوجوانان ، بچه ها دوست دارند از تمام لحظه های اوقات فراغت خود لذت ببرند و این ممکن نیست مگر با اختیاری بودن انجام فعالیت های مخصوص این اوقات.
آزادی انتخاب در اینجا منجر به شکوفایی استعدادهای فردی می شود.در آغاز دوره کودکی ، رفتار والدین اهمیت خاصی دارد. دوستان آینده ، مدرسه ، بزرگسالان دیگر و رسانه های گروهی ، نقشی بسیار مهم در این میان ایفا می کنند.
نگرش نسبت به اوقات فراغت در تعامل با دیگر افراد تکامل می یابد و فرد هنجارها، ارزشها و علایق خود را شکل می دهد.
جوانان شاید کلیشه های آغازین آگاهی از نقش خود را در کودکی بخوبی کسب کرده باشند، اما در دوره نوجوانی ،باید بازهم به کاوش درباره آن دسته از پیامدها، فرصت ها، خواسته هاو محدودیت ها بپردازد که مرزبندی های بنیادین اجتماعی برای آنها،رفتار اجتماعی و آینده شان ایجاد می کند.
آشنایی با محیط کار دریچه ای برای کاوش و جستجو در این مرزبندی هاست.درک شیوه های تفکراتی نوجوانان درباره اوقات فراغت ،نگرش آنها راجع به چگونگی گذراندن آن ،معانی و محدودیت های تحمیلی آنها بر اوقات فراغت و نیروهای اجتماعی موثر وشکل دهنده نوع مشارکت آنها،اهمیت به سزایی در شیوه ساماندهی اوقات فراغت دارد.نوجوانی دوره اوج نیازهای اوقات فراغت است.
بچه ها در این فاصله سنی در مقایسه با تمامی دیگر دوران های زندگی خود، وقت آزاد، فرصتهای بیشتر و مسوولیت های کمتری دارند. این یک قانون نانوشته اما پذیرفته شده میان بیشتر خانواده هاست: گذراندن اوقات فراغت به هر ترتیب ، پر کردن زمانهای طولانی بیکاری با بطالت یا در بهترین حالت پر کردن آن با انواع و اقسام کلاسهای آموزشی و تفریحی ؛ اما توجه به این نکته ضروری است.
همان طورکه کانون علایق اجتماعی در سراسر دوران نوجوانی تغییر می کند، شیوه گذران این اوقات نیز ممکن است تغییر یابد. رحیم عبادی ، رئیس سازمان ملی جوانان در تعریف اوقات فراغت می گوید: «اوقات فراغت در دنیا به یک نوع صنعت تبدیل شده است که کارکرد اقتصادی ، اشتغال زایی و کارآفرینی دارد و فرهنگ کار را در جامعه تشویق می کند و اتفاقا مخالف فرهنگ تنبلی و تن پروری است».
در گذشته هم بیشتر افراد از دوران کودکی در مسیر شغلی کاملا مشخص شده ، گام برمی داشتند. زمینه خانوادگی و جریان های آموزشی ، بچه ها را در پیش بینی مشاغل اولیه خود و به طور واقعگرایانه ای ، نوع اشتغال بزرگسالی ناشی از این مشاغل اولیه ، توانمند می کرد.
در حالی که فراغت در دنیای امروز بچه ها مساوی است با آموزش و یادگیری هنر و دانسته های جدید؛ نوعی یادگیری که می تواند با علاقه همراه نباشد. در هر حال بسیاری از جامعه شناسان معتقدند: همچنان که بچه ها رشد می کنند، در مدرسه و جاهای دیگر در معرض تعداد و انواع بیشتری از الگوهای نقشی بزرگسالان قرار می گیرد.
هر چه جامعه تنوع بیشتری پیدا می کند، تعداد این نقشها و گزینه های اجتماعی پیش روی اغلب نوجوانان نیز افزایش می یابد و فراغت بهترین گزینه برای تمرین نقشهای بزرگسالی است.
در این میان ، بسیاری نیز بر این باورند که اوقات فراغت ، معمولا می تواند روزنه ای برای ورود انواع مختلف آسیبهای اجتماعی به زندگی افراد باشد. در کودکان ، نوجوانان و جوانان نیز نابسامانی ها و ناهنجاری های رفتاری و در موارد شدیدتر انواع بزهکاری ها می تواند حاصل استفاده نابه جا از اوقات فراغت باشد. این مساله نگرانی بسیاری از والدین است.
شاید به همین دلیل در بسیاری از خانواده ها بخش زیادی از اوقات فراغت در خانه صرف می شود. این گرایش به سمت خصوصی سازی خانواده ، بیشتر میان والدینی دیده می شود که از محاصره فرزندان خود بین انواع و اقسام آسیبهای اجتماعی در هراسند؛ پدران و مادرانی که سعی می کنند با کنترل ساعات فراغت فرزندانشان و محدود کردن آنها به محیط خانه از تنش های رفتارهای نامناسب اجتماعی دور بمانند. در بهترین حالت ، آنها خود تعیین کننده چگونگی گذراندن این اوقات هستند.
دکتر نوروزی در این زمینه معتقد است : «در این ساعات فراغت و آسودگی ، می توان به دنبال شکل گیری یک هویت جدید بود؛ هویتی که در کلاسهای آموزشی شکل نمی گیرد، چون در آموزشگاه های مختلف ، بچه دقیقا همان نقشی را به عهده می گیرد که در مدرسه اجرا می کند.
محیط آموزشگاه ها از زبانهای مختلف خارجی گرفته تا آموزشگاه های هنری مبتنی بر تعامل هایی مشابه با گروه همسالان است. چیزی که در محیط کار کمتر دیده می شود. بچه ها در محیط کار، ناگهان وارد دنیای بزرگترها می شوند.
می آموزند که چگونه در عین فرمان پذیری از حق خود نیز دفاع کنند. این آشنایی حتی می تواند مقدمه ورود آنها به بازار کار شود». به اعتقاد کریم بخش ، کارشناس اشتغال نیز علت اصل کارایی نداشتن افراد در برخی مشاغل ، انتخاب بدون علاقه آن حرفه است.
وی همچنین می گوید: «این افراد معتقدند به دلیل نبود شناخت مناسب نسبت به مشاغل مختلف در دوران نوجوانی و جوانی و همین طور فقدان آشنایی با چگونگی دستیابی به حرفه مورد علاقه خود، اکنون مجبورند کاری انجام دهند که کمترین علاقه ای به آن ندارند».
دکتر نوروزی هم در ادامه می گوید: «توزیع صرف کار در اوقات فراغت بین فرزندان طبقه متوسط نشاندهنده وجود انگیزه های درونی در این بچه هاست ؛ انگیزه هایی از جنس عشق به کار و فعالیت ، تجربه ای که اغلب پدر و مادرهای امروزی در روزگار کودکی از سر گذرانده اند».
در هر حال ارمغان تابستان و فراغت می تواند کار باشد و فعالیت. بچه های کار در تابستان با بقیه متفاوتند. علاقه به کسب تجربه فصل مشترک آنهاست.

مینا مولایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها