سوپراستارها جلوتر از تاکتیک

جام بیستم، جام ستاره‌ها

معادلات مدت‌هاست که تغییر کرده است. از همان زمانی که هلندی‌ها به عنوان یکی از مولفان فوتبال توتال فوتبال را به دنیا عرضه کردند و نشان دادند که فوتبال ورای همه جذابیت‌ها و روی غیرقابل پیش‌بینی‌اش با علم و محاسبات نیز سر و کار دارد، همه چیز تغییر کرد.
کد خبر: ۶۸۶۷۴۷

فوتبال به جوله‌ای از علم تبدیل شد و این دانش و اعداد و ارقام سایه خود را روی مستطیل سبز پهن کرد تا زیر این سایه تاریک عرصه‌ای برای درخشش و خودنمایی ستاره‌ها نباشد. در ورزشی که عمده محبوبیت و جذابیتش را از ستاره‌ها وام می‌گیرد، اعداد و محاسبات مثل یک زنجیر آهنین می‌مانند که بر پای ستاره‌ها قفل می‌زنند تا فوتبال روز‌به‌روز از جذابیتش کاسته شود. اگرچه در دهه 80 و 90 هنوز ستاره‌هایی بودند که می‌توانستند خلاف جهت آب شنا کنند و مثل یک سولوئیست قهار در ارکستر فوتبال به چشم بیایند، بدرخشند و البته یک تنه سرنوشت بازی را تغییر دهند. مارادونا در آرژانتین مصداق بارز این انگاره بود که خودش به تنهایی یک تیم که نه فراتر از یک تیم بود. مردی که آلبی سلسته را یک‌تنه دو بار پیاپی به فینال جام جهانی رساند و اولی را در 1986 بالای سر برد و دومی را به آلمان دوست داشتنی فرانتس بکن باوئر و ستاره‌های جذابش واگذار کرد. در اواخر دهه 90 نوبت به فوق ستاره‌ای همچون زیدان رسید که برای فرانسه چنین نقشی را ایفا کند و در قامت یک مهندس بزرگ فرانسه را در جام 98 برای نخستین بار بر بام جهان بنشاند و دو سال بعد یورو 2000 را به آنها هدیه کند و سرانجام در جام 2006 در واپسین روزهای زندگی فوتبالی‌اش خروس‌ها را به فینال برساند. این نقش را رونالدوی برزیلی برای سله‌سائو در جام جهانی 98 و 2002 ایفا کرد، اما در اولی رقابت را در آخرین لحظه به نابغه‌ای چون زیدان باخت و در دومی البته به جام چنگ زد تا ستاره ششم روی پیراهن سله‌سائو حک شود.

در هزاره سوم اما نقش این ستاره‌ها کمرنگ‌تر شد. با رواج انگاره‌های نو در مستطیل سبز و مفاهیمی چون کانسپچوال فوتبال (فوتبال مفهومی) و فوتبال اتوبوسی تاثیر ستاره‌ها رفته رفته رو به اضمحلال نهاد تا جایی که در دوران اخیر کمتر ستاره‌ای را می‌شد یافت که بتواند همانند دهه‌های پیشین از کاه، کوه بسازد و یک‌تنه نتیجه بازی را رقم بزند و در نهایت جام را به تیمش هبه کند.

فوتبال در انحصار قید و بندهای تاکتیکی به مقابله با ستاره‌ها برخاسته، اگرچه در این میان دو فوق ستاره فرازمینی کوشیده‌اند به مقابله با این انقلاب تاکتیکی برخیزند. لیونل مسی در بارسا که بی‌تردید تاج پادشاهی امپراتوری بارسا در یک دهه بوده و کریستیانو رونالدو که در رئال‌مادرید یک‌تنه همه معادلات را به هم زد و در به زیر کشیدن بارسا و سرنگونی تاج و تخت آبی و اناری‌ها نقش اصلی را ایفا کرد تا رئال سرانجام رویای دیرینه دسیما را با جادوی CR7 تعبیر کند.

نشانه‌های این رویکرد حالا به جام‌جهانی رسیده. آنجا که ستاره‌ها به مقابله با تاکتیک‌ها برخاسته‌اند. به هر گوشه که می‌نگری، ستاره‌ای است که می‌درخشد و فارغ از همه محاسبات و اعداد و ارقام نتیجه بازی را رقم می‌زند.

در برزیل نیمار شاه‌مهره و شاه‌کلید است که یک‌تنه سله‌سائو را به کرانه موفقیت می‌رساند. در هلند روبین فن پرسی و آرین روبن در یک همکاری مشترک این نقش را ایفا می‌کنند و جلوتر از ایده‌های ناب لوئیز فن خال حرکت می‌کنند. در آرژانتین این لیونل مسی است که یک‌تنه بار تیم را بر دوش می‌کشد. کریم بنزما ستاره خروس‌هاست، جلوتر از هر ایده و هر برنامه‌ای. در ایتالیا آندرآ پیرلو همه تاکتیک و برنامه آتزوری است و در اروگوئه لوئیز سوارز همه چیز را تعیین می‌کند. این ستاره‌ها هستند که در جام بیستم به‌پا خاسته‌اند تا ثابت کنند فوتبال ورای همه برنامه‌ها و تاکتیک‌های انحصار‌گرایانه باز هم به ستاره‌ها وابسته است و آنها هستند که جلوتر از هر نگره‌ای تکلیف فوتبال را روشن می‌کنند. ستاره‌هایی که ثابت می‌کنند همه موجودیت فوتبال هستند و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت، انکار کرد و به بند کشید. جام بیستم، جام ستاره‌هاست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها