به خاطر سخت ترین کار دنیا...؛!

بای بسم الله: «سوال های شما چقدر از صندلی داغ ، داغ تره... هراز گاهی شایسته است که در چنین اجراهایی به حقوق معنوی شما [در این حوزه و فضا] اشاره شود.» فرمایش پدر علم ارتباطات شکفته ام کرد.
کد خبر: ۶۷۷۶۷

رودرروی دکتر کاظم معتمدنژاد همان روحیه ای را داشتم که در دیدار خجسته استاد سیدفرید قاسمی ، روزنامه نگار پژوهشگر؛ چرا که از هر رنگی و به هر گونه ای که وارد الفبا شوی و کلمات را به کار بگیری ، خیلی پیش تر از تو عطر حضورشان آنجاست و شمیم تجربه شان مشام جانت را تازه می کند. این خلع سلاح بی ریا در گفتگو با استادان ، تنها با عنایت و لطف نوازشگرانه خودشان به شکفتگی کلمات و بهار جاویدان گفتگو پیوند خورده... باز هم به ما بپیوندید.


آنچه که به شما این همه اعتماد به نفس می دهد؛
امیدواری به آینده.
سخت ترین کار دنیاست
موفقیت آرمان های روزنامه نگاری.
سخت ترین کار دنیا نیست
هیچ چیز سخت نیست.
کاری که فقط با اتکا به توانایی روحی و قدرت ذهن انجام می شود نه اطلاعات و آمادگی علمی و غیره
[اتکا به توانایی روحی و قدرت ذهن] در روزنامه نگاری بسیار ضروری است.
اضطراب ، استرس این حرفه جلیل را به چی تشبیه می کنین؛
هیچ زمینه ای مشابه اش پیدا نمی شه. پررنج ترین ، پردغدغه ترین و پراضطراب ترین کار در اجتماع ، روزنامه نگاری است و در عین حال جالب ترین و پرشوق ترین کار هم به شمار می رود. چرا که پرتنوع و پرتحرک است و به پیشرفت های جمعی کمک می کند.
ناخودآگاه به شما انرژی می دهد ، ناخودآگاه به آنها / او انرژی می دهید؛
موفقیت در انجام خدمات.
کدام بخش از شخصیت شما بیشترین تاثیر را در سرنوشتتان داشته؛
کم توقعی.
چه چیزی پیش داوری هایتان را ویران کرد / ویران می سازد؛
توجه به واقعیت ها.
وقتی خیالتان راحت است
آمادگی بیشتری پیدا می کنم برای کار بیشتر.
جهان را روزنامه فرض کنیم ؛ شما چه تیتری بودین یا چه خبری یا کدام مطلب؛شاید هم فقط عکس و حتی یک آگهی
دوست دارم مردم دنیا تیتر اول روزنامه باشن.
و خود شما هم که...
بله ، خودم هم که جزو مردم دنیا هستم.
یک روزنامه نمی تواند کدام ابعاد و بخشهایی از روز را پوشش دهد؛
بسیاری از موارد ، رویدادهای مهم به فراموشی سپرده می شود.
خبر داغ ، چه چیزیش داغه؛
که اندیشه ها را برانگیزد نه احساس ها را.
روزنامه نگاری شما؛
شیرینی ای که نباید تلخ شود.
از اصطلاحات ، واژه هایی که شما نشاندید و گرفت؛
روتیتر ، میان تیتر.
دانشگاه ارتباطات بالاخره کی به ارتباط با دانشجوها همت خواهد گماشت؛
چند سال دیگه.
پس ما با فضایی که شما رقم زده اید داریم کار می کنیم
دارم فضا پیدا می کنم با سوال های شما.
درباره اصطلاح «خبر ویژه»؛
باید از مفیدترین خبرها باشد و نه پرغوغاترین آنها.
امضا محفوظ؛
گاهی ضروری است.
به گزارش خبرنگار ما؛
باید همیشه توجه کرد.
مکرر در مکرر کردن محور عمودی خبرها؛
به افقی بودن آسیب می رساند.
بایدها و نبایدهای خشک و طاقت فرسا که برای لیدنویسی توصیه و تاکید می شود؛
باید همیشه نوآوری داشت.
زندگی شما و روزنامه مثل چیه؛
مثل نیاز به آب ، به هوا.
زمانی که هی می نویسید و خط می زنید و...؛
برای بهتر نوشتن.
بهار؛
فصل شکوفایی.
بار مطبوعات؛
افزایش تعداد و گسترش تیراژ.
اگر خزان مطبوعات بیاد؛
بسیار غم انگیز.
یعنی چه اتفاقی افتاده؛
مظاهر زندگی در حال از میان رفتن است.
شده که صفحه ای از روزنامه را قاب کنین و به دیوار بزنین؛
نه ولی صفحات زیادی را همیشه نگه می دارم. از منابع اطلاعاتی بسیار ضروری هستند.
جدول روزنامه ها؛
برای سرگرمی ، ضروری است.
اولویت اول مطالعه ، کدام صفحه روزنامه؛
طبیعتا صفحه اول.
اگر همه کلماتی را که نوشته اید ، تدریس کرده اید و خوانده اید ، در فضایی بریزند به قدر دریا می شود؛
امیدوارم به اندازه یک حوضچه بشه.
در این همه واژه غرق می شوید یا...؛
تماشا می کنم.
در جام جم خودمان مدتی طولانی ، کوششم تیترهای شاعرانه بود و... گرفت :
باید کوشید که تیترها شاعرانه باشند.
شهرت جام جم؛
به جام جم بودنش.
درباره جام جم؛
بسیار شنیده ام.
و همین گفتگوهایش با این ویژگی ها و غیره؛
ابتکاری ، بسیار پربار است.
مطلبی که هیچ گاه دوست نداشتین کار بشه؛
فکر نکرده ام.
از تیترهای عجیب؛
فراوان دیده می شود.
و به یاد ماندنی؛
کمتر به یاد می ماند.
تیتر طولانی؛
خسته کننده است.
تیتر خنده دار؛
کم نیست.
گزارش تاثیرگذار ، مث بمبه؛
واقعیت های پیچیده را مخصوصا... منعکس کرده.
کاغذ پیش نویس؛
من به کاغذ پیش نویس علاقه ندارم. منتها همیشه مطالب را با خط خوردگی تهیه می کنم.
قلم / خودکار؛
مبنای نشر اندیشه.
میز تحریر؛
تکیه گاه نشر اندیشه.
وقتی که شیشه ها را با روزنامه های ویژه عید پاک می کنند؛
بسیاری از فرآورده ها چنین کاربردهایی هم دارند.
وقتی که خرید سبزی یا... مایحتاج دیگر را لای روزنامه می پیچند و دستتان می دهند؛
آرزو می کنم محتویاتی داشته باشند که تمام نسخه های آنها به وسیله خوانندگان نه تنها مطالعه شود بلکه نگهداری هم شود.
با پول یک بسته سیگار هر روزه چند تا روزنامه می خرن؛
من قیمت سیگار را نمی دانم چنده.
احتمالا برای ما و شما از 500 به بالا حساب می کنن؛
زمینه را باید آماده کرد که روزنامه حداقل از سیگار عقب نیفته.
تاملی در این جمله ها: چه خبرنگار سمجی؛
ضرورت روزنامه نگاری است.
عجب مصاحبه اجق وجقی؛
گوناگونی مصاحبه ها جالب است.
این چه تیتر یه؛
تیتر پر جاذبه.
ا... روزنامتون زرده؛
باید سبزش کرد.
زردی یک روزنامه یا بخصوص هفته نامه به چیه؛
به غم انگیز شدن آن.
جایگاه شما در تاریخچه آموزش روزنامه نگاری مثل چیه؛
مثل جایگاه یک فرد در میان یک گروه.
روزنامه نگاری ، بیشتر ذوق است یا فن و دانش؛ بفرمایین که نمک کدامیک را بیشتر کنیم؛
قبل از هر چیز مبتنی بر ذوق و استعداد که باید از طریق آموزش تخصصی رشد کنه و شکوفا بشه.
روزنامه نگار بانمک؛
خوشمزه است.
روزنامه نگار عنق؛
همه درها را به روی خود می بندد.
آدم حسود؛
هرگز در این زمینه فکر نکرده ام ، چون از موفقیت دیگران خوشحال می شوم.
بی اخلاق؛
همه را مایوس می کند.
توصیه به روزنامه نگار با استعداد؛
توصیه می کنم از ذوق خود بهره برداری کند و برای کمک به پیشرفت جامعه از هیچ کوششی دریغ نکند.
از چشم شما؛ مهم ترین اثر در روزنامه نگاری؛
آگاه سازی و آموزش صدها هزار و صدها میلیون انسان.
... و کتاب؛
بستگی به زمان دارد.
توصیه برای یک نوآموز روزنامه نگاری؛
مطالعه کند، مهارت پیدا کند و شیوه کار خود را بهبود بخشد.
در فضای سیاسی مثل روزنامه نویس چه چیزی واقعا قطعیت دارد؛
واقعیت بینی.
قرارتان را با چه جور آدمهایی اصلا نمی گذارید یا حتما به هم می زنید؛
من با همه کنار می آیم.
همکار ما چه وقت از زندگیش سیر می شود؛
وقتی روزنامه نگار نباشد.
چه وقت در اوج زندگی است؛
وقتی وظیفه روزنامه نگاری را انجام می دهد.
در لحظه تیتر زدن مطلبی که خیلی روش کار کرده؛
نفس راحتی می کشد.
از چه روزنامه نگاری خوشتون نمی آد؛
احساس مسوولیت نداشته باشد و از آزادی خود بهره برداری مناسب نکند و توفیق خدمت به جامعه را به دست نیاورد.
چه کسانی لایق این حرفه شریف نیستند؛
کسانی که رنجها و مشقت های روزنامه نگاری را نمی پذیرند و از آزادی های مربوط به آن خوب استفاده نمی کنند و مسوولیت اجتماعی خویش را ایفا نمی کنند.
کسی که برای درآمد ناگزیر به روزنامه پناه آورده نه از سر عشق و استعداد و توانایی؛
روزنامه نگاری ، کسب و کار نیست خدمت اجتماعی است.
کسی که خیلی از فرصت ها را... فدای این حرفه کرده؛
از خود گذشته است و خود را وقف خدمت به جامعه کرده.
فکر می کنین چند تا فرزند روزنامه نگار دارین؛
ده ها نفر.
خانواده تان چند نفرن؛
چهار نفر.
کدام روزنامه ، عکسهایش بر حرفهایش می چربد؛
روزنامه ای که می خواهد با تلویزیون رقابت کند.
چه جور روزنامه ای را نمی خوانید؛
روزنامه ای که مطلب تازه ای ندارد و تکراری است.
شما هم مثل ما تورق می کنید و فقط تیترها را می بینید؛
دو نوع روزنامه را از هم تفکیک می کنم : دیدنی و خواندنی.
با آن همه تجربه روزنامه نگاری ، چرا بومی سازی این فن تا پیش از زحمات شما مشهود نبود؛
من فکر نمی کنم خیلی در این نگرانی نقش داشته باشم؛ جامعه ، از افراد جلوتره.
در روزنامه نگاری مهمترین بایستگی علم است یا توانایی در فن کار یا؛
استعداد و رعایت مسوولیت. سر قرار کسی رفتم ولی او از پیش با خودش مصاحبه کرده بود! او خودش را با خودش می شناسد. در حالی که باید با دیگران خود را و دنیا را شناخت.
معیار/ محک درونی؛
خرد شخصی.
بسی رنج بردم در این...؛
امیدوارم من در این راه کوشیده باشم.
...احساس فاتح بودن را نداشتید؛
احساس موفق بودن داشتم.
... فتح شده اید؛
هیچ وقت.
عامل مهم موفقیت تان تاثیر استادان ، تاثیر خانواده ، تنهایی و خویشتنی؛
فکر کنم که هر سه تاثیر داشته.
چه وقت معلوم شد که هیچی معلوم نشده
از خیام است : معلومم شد که هیچ معلوم نشد؛

همیشه در پی شناخت نامعلوم بوده ام.
از خودتان نامعلوم تر؛
بسیاری از خصوصیات ایران و جهان.
جهان پیچیده تر است یا باطن شما؛
من می کوشم که بر پیچیدگی های زندگی جمعی غلبه کنم.
این برداشت : بزرگ فکر کن اما از کوچک آغاز نما؛
بزرگ فکر کردن و با کوچک ، به بزرگ راه پیدا کن.
پیش از آن که به کاربرد ارتباطات در توسعه بیندیشیم...؛
باید به ایجاد محیط مساعد برای کاربرد آن فکر کنیم.
توسعه ارتباطات؛
پیشرفت و گسترش تمام رسانه ها و تکنولوژی های نوین اطلاعات و ارتباطات
در خدمت...؛
توسعه جامعه.
چه طور مسیر کاری شما حتی به تاثیرها و تصمیم های اداری و اجتماعی هم رسید؛
با حوصله فراوان ، همه جا سخن گفتم و سخن شنیدم و نخواستم تاثیر بگیرم و تاثیر بگذارم.
راهتان با چه قلمی آغاز شد؛
با قلم روزنامه نگاری.
با چه قدمی؛
با قدم خدمت به جامعه.
چه وقت دریافتید که می توانید بسازید و تغییر دهید؛
زمانی که در روزنامه نگاری تجربه پیدا کردم و به دنبال آن به پژوهش و آموزش دانشگاهی رو آوردم.
دستتان که خیلی پر است؛
[البته] از کارهای پایان نیافته.
اگر «روزنامه نگاری و ابعادش» را از «هویت» استاد معتمدنژاد بگیریم...؛
به هر حال قسمت مهمی از هویت من از بین می ره.
اگر انگیزه ها حفظ بشه؛
آدم می تونه همیشه کار کنه.
آیا ما روزنامه نگارها با چاپارها ، برید و الواح سنگی نسبتی داریم؛
به هر حال ارتباطات جمعی با آن امکانات اولیه شروع شد و... تداوم پیدا کرد و تحول یافت... وسایل ارتباط جمعی معاصر تکمیل شد.
کرامت؛
تمام وجود معنوی انسان را دربر می گیرد.
آیا شما هم مثل مخصوصا سیاسی نویس ها در ذهنتان یک قیچی تیز و برنده همیشه آماده ، دارین؛
من همیشه با سانسور مخالفم.
شکستن حرمتها و حیثیت انسان ها در مطبوعات؛
به مطبوعات هم لطمه می زند.
روزنامه ای که پشت سر هم به دادگاه فراخوانده می شود؛
روزنامه ای که واقعیت ها را در نظر نگیرد و به مسوولیت های حساس خود توجه نکند.
از شیوه های ناپسند روزنامه ها یا شیوه هایی که لااقل شما خوشتان نمی آید؛
شیوه های جنجالی.
وجهه ای از روزنامه نگاری که بیشتر در جوانی مدنظرتان بود؛
روزنامه نگاری آرمانی مبتنی بر آزادی اندیشه و بیان در راه پیشرفت زندگی جمعی.
حالا چه طور می نگرید به کدام ساحت ها و ابعاد؛
همیشه به افقهای روشن می نگرم.
آیا حرفه تان برای شما تبدیل به نوعی سیر و سلوک هم شده؛
خیلی خیلی آموختم.
چه وقت / کدام نقطه عطفی بود که تازه شدید؛
از وقتی که به مطالعات انتقادی توجه بیشتری پیدا کردم.
وقتی تفکر مشخص آکادمیکی کنار می رود و جلوه های دیگری در ذهنتان هویدا می شود؛ آنها چیستند و چه جنسی اند؛
واقعیت های زندگی هستند.
رای شما کدام «قله» بود
1- تدریس دانشگاه
2- تاثیر بر این همه روزنامه نگار؛

خدمت اجتماعی موثر.
پس از این همه سال ، تدریس و پژوهش اگر کسی نصحیت تان کند؛
می پذیرم.
ما که مخلصیم. تائوته چینگ می گوید: آموختن رها کن اندوه سرآید؛
آموختن ، اندوه ها را از بین می برد مخصوصا آموختن به دیگران شادی پدید می آورد.
بریده بریده و زیگزاگ رفتن این سطرها و سوالها؛
همیشه قابل دوام است.
توصیه های به این [...]؛
کوششهای پربار خودتان را ادامه بدهید هرگز دلسرد نشوید به آینده امیدوار باشید.
از روحیه های شما«انتقاد و نقادی »ست ؛ تا کجا و چقدر؛
تا جایی که سبب پیشرفت باشد و جنبه مثبت داشته باشد.
... در عرصه زندگی خانوادگی و حتی حوزه آشپزخانه هم؛
نه در زندگی خانوادگی هم مثل زندگی اجتماعی ، پر صبر و حوصله هستم.
شما خوش اخلاق ترین یا همسرتون؛
تفاهم کامل ما موجب ادامه زندگی مشترک در طول 4 دهه گذشته شده.
بچه هاتون چه جوری به شما افتخار می کنن؛
در عمل تحت تاثیر زندگی شخصی و دانشگاهی و مطبوعاتی من قرار گرفته اند.
دکتر رویا معتمدنژاد؛
استادیار حقوق در دانشگاه علامه طباطبایی و حقوق ارتباطات تدریس می کند.
دکتر رامین معتمدنژاد؛
دانشیار اقتصاد بین المللی در دانشگاه پاریس 1 معروف به سوربن.
اهل پیشگویی ، پیش بینی و فال قهوه و غیره؛
به هیچ وجه.
اما حتما می توانید طالع روزنامه هایی را که درون قدرت زاده نمی شوند ببینید؛
بستگی به شیوه عمل بعدی آنها دارد.
پس احتیاط ، همیشه ضروری است؛
بله و آزادی محدود از نبودن آزادی بهتر است.
نیازی به بازگویی شرایط مطبوعات ما در سده اخیر نیست؛
در موارد لزوم باید آنها را یادآوری کرد.
به وکیل همیشه آماده «استندبای » نیازی دارید ، ضروری است؛
سعی می کنم نقش وکیل را خودم ایفا کنم.
شما و... چیزی که ای کاش نمی دانستید؛
بسیاری نابسامانی ها در ایران و جهان.
آزادی بیان کجا و چه وقت آزادی در نهان است؛
آزادی بیان از ضرورت های آزادی درون و آزادی اندیشه است.
آفتاب روزنامه نگاری مستقل و متکثر چه وقت طالع می شود؛
شروع به دمیدن کرده است و باید امیدوار باشیم که در سالهای آینده تابش آن ایران را روشن کند.
باز هم پیش بینی بفرمایید که چه وقت همه سیاسیون و... معتقد خواهند شد که «خیر اجتماعی» روزنامه نگاری از هر نهادی بیشتر و پیشتر است؛
زمانی که تجربیات بهتری برسند.
چه وقت و به جای اطلاعات قطره چکانی از داخل حکومت ها به دریای اطلاعات وارد خواهیم شد؛
در شرایط کنونی جهان و با حرکت جوامع به سوی شرایط جامعه های اطلاعاتی ، ارتباطی و معرفتی.
از توصیه های موثرتان به روزنامه های موفق؛
در خدمت حقیقت ، آزادی و مسوولیت.
چه وقت احساس کردین که «پدر» شدین ، پدر روزنامه نگاری؛
من خودم را پدر حساب نمی کنم من یک فرزند مسوول آموزش روزنامه نگاری هستم.
همه می گن :
می گن من که خودم قبول ندارم.
پس باید گفت
از «بنیانگذاری» آموزش علوم ارتباطات می شه صحبت کرد.
در تدوین قانون جامع رسانه ها چه محوری لحاظ شد که از همه مهمتر بود؛
چهار محور را در نظر گرفتیم:
1- فضای مطلوب آزادی مطبوعات و حاکمیت قانون
2- تامین استقلال اقتصادی
3- گسترش آموزش تخصصی
4- تامین و توسعه استقلال حرفه ای.
بیشترین هدایت ، مراقبت و تشویق تان نثار...
پیشرفت علوم ارتباطات و ایجاد زمینه مساعد برای پیشبرد مطبوعات آزاد و مستقل و کثرت گرا.
می گویند: بارزترین خصوصیت شما «فروتنی »تان است؛
قضاوتش با دیگرانه.
بارزترین ویژگی از نظر خودتان؛
حوصله داشتن ، صبر کردن.
چند درصدتان حوصله ، دقت و خوش فکری است؛
تمام وجودم.
خستگی ناپذیری تان به چیست؛
به همان تحمل و صبر.
اگر مثل اسطوره / افسانه ها «روئین تن» بودین؛
با حسن خلق و حوصله می توان روئین تن بود.
اگر پاشنه یا چشمتان روئین نبود / نشد؛
سعی می کردم که آن را هم روئین تن کنم.
بشارت این دو حدیث : حضرت امام جعفر صادق ع : صبر، نیکوکاری ، خوش خلقی ، بردباری از صفات انبیاست.
همیشه باید از آنها پیروی کرد.
حضرت رسول خاتم (ص) : کمال دین در خیرخواهی است.
وظیفه هر فردی ، خیرخواهی و کمک به همنوعان است.
...خیلی زیاد شنیده این؛
امید به آینده.
...خیلی منتظر شدین اما تماس نگرفت؛
دوستان دورافتاده.
چیزی که «غفلت ما از خود» را گوشزد کند و...؛
آگاهی هر چه بیشتر به واقعیت ها و دگرگونی ها.
روزنامه چند هفته پیش تر؛
محتوای روزنامه ها در مجموع طی سالهای اخیر بهبود یافته.
روزنامه صد سال پیش؛
در آستانه انقلاب مشروطیت ، روزنامه های غیردولتی نخستین تجربه هاشان را آغاز کردند.
روزنامه فردا روی میز امروزتان [ما صفحات لایی را یک روز زودتر می بینیم]؛
روزنامه های فردا باید با توجه به روزهای بعد تهیه و تنظیم شود.
آیا روزنامه در این عصر، راهی به رهایی است؛
بدون تردید یکی از راههاست.
جامعه اطلاعاتی...؛
باید شرایط مناسبی برای بهبود زندگی ایجاد کند.
در جهان ناممکن ما یعنی جهان سوم ... روزنامه نگار چه نقشی دارد؛
کمک به پیشرفت های مادی و معنوی.
به افقهای دوردست که می نگرید؛
آینده را روشن می بینیم.
سرجمع ، چند تا دعوتنامه از خارج برای تدریس به دستتان رسیده؛
چندین بار دعوتنامه هایی دریافت کردم.
به گفته یکی از دوستان مشترکمان شما آهسته و پیوسته پیشرفته اید و باقی قضایا؛
همین طوره.
شتابزدگی ، ما را به جایی نمی رساند.
جمع همه کتابهایتان مساوی است با...؛
سهم بسیار کمی از دانش امروز.
هماهنگی خودتان با روزنامه نگاری...؛
من خودم را با روزنامه نگاری هماهنگ کردم و بسیار کوشیده ام که روزنامه نگاری را با آنچه می اندیشم که باعث پیرفتش می شود هماهنگ کنم.
روزنامه ، بخش بزرگی از «من» شما را متجلی کرد یا برعکس ، پوشاند و محو ساخت؛
تجلی داد.
احساستان از این که ما مطبوعاتی ها حتی مثل کارگرها زیر سایه قانون های حمایتی کار و... نیستیم؛
برای رفع نگرانی در این زمینه از چند سال پیش مقدمات تصویب قانون استقلال حرفه روزنامه نگاری تهیه شده و....
استقلال حقوق حرفه ما یعنی؛
یعنی مثل حرفه پزشکی و نظایر آنها براساس اصول و مقررات قانونی فعالیت کند.
از ضرورت هایش؛
تعریف قانونی حرفه روزنامه نگاری و تبیین حوزه مشمول در این تعریف.
ما برای مشکلات همه می نویسیم و حل می شود از کلیت مسائل کشور تا جزیی ترین اش اما خودمان دریای مشکلیم؛
دیگه حالا زمانی است که مشکلات ما از میان برداشته شود.
خب شما پدر ارتباطات هستین بنابراین ما روزنامه نگاران فرزندان شماییم
من افتخار می کنم که چنین فرزندانی داشته باشم.
بهبود مطالب یک نشریه یعنی؛
پاسخ دادن به نیازها و خواست های مخاطبان.
از تیترهایی که همیشه در ذهنتان مونده؛
شاید 40 سال پیش کیهان تیتر زده بود: ایران موز صادر می کنه اما در خبر، پیشنهاد شده بود اگر ایران در بلوچستان موز بکارد امکان صادراتش وجود خواهد داشت.
گزارش ها و خبرهای تکاندهنده؛
سوانح طبیعی ، کشتارهای جمعی.
گزارش الهام بخش / ازش ایده گرفتین
خبر مربوط به پیشرفت آزادی مطبوعات.
از نشریات همیشه قابل مطالعه خارجی؛
مطالعه / روزنامه لوموند ، از حدود 45 سال پیش ، در حد امکان.همین اخیرا دو تا ترجمه دیدم از گاردین با سیاق همین سوال ها و مصاحبه های جام جم ، اما خیلی قصیر؛ موجب خوشوقتی است که نمونه مشابه کار شما در کشورهای پیشرفته مورد توجه قرار گرفته.
این نکته : کلماتی هم هستند که کشنده اند مثل قاتل عمل می کنند؛
به همین جهت لحن مطالب روزنامه نگاران باید همیشه آرامش بخش باشد.
اعتراضی که در همه اعصار، صدایش بلند است؛
علیه محدودیت های آزادی مطبوعات.
به نظرتون ادامه بدیم؛
همیشه باید ادامه داد.

زندگینامه استاد
question-mark

  دکتر کاظم معتمدنژاد ، سال 1313 در شهرستان بیرجند متولد شد. تحصیلات ابتدایی و قسمتی از تحصیلات متوسطه را در همان شهرستان و سال آخر متوسطه را در تهران گذرانید.
در سال 1336 به اخذ لیسانس و در سال 1339 به اخذ درجه دکتری در رشته قضایی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران نایل گردید.
در دوران دانشجویی ، کار در روزنامه کیهان را به عنوان مترجم زبان فرانسه شروع کرد و دیری نپایید که به مسوولیت گروه خارجی و مقالات ارتقا یافت.
چندی بعد ، معتمدنژاد برای تحصیل به فرانسه رفت و از دانشگاه سوربن موفق به اخذ دکترای حقوق و علوم سیاسی و نیز دکترای تخصصی روزنامه نگاری از انستیتوی مطبوعات و علوم نظری دانشگاه پاریس گردید.
در سال 1344 در سمت استادیاری ، در دانشکده حقوق و علوم سیاسی به تدریس پرداخت و همزمان یک دوره عالی روزنامه نگاری را راه اندازی کرد که 2 سال بعد به تاسیس موسسه عالی مطبوعات و روابط عمومی انجامید.
این موسسه بعدها به دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی تبدیل و معتمدنژاد در سالهای 56 تا 59 سمت ریاست آن را عهده دار شد.
معتمدنژاد در حال حاضر استاد تمام وقت دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است و در سطوح مختلف آموزشی اشتغال به آموزش دارد.
کتابهایی که این استاد دانشگاه منتشر کرده است اینک از مهمترین منابع درسی دانشکده های علوم ارتباطات به شمار می آیند.


 



علی مظاهری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها