در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تبحر در فهم و معنای احوال انسانی، زیرکی در خط کشیدن، کنجکاویها، رنگ و بیرنگی و عمق اندیشه در صورتهای با خط کشیده هانی نجم، پربار بودن اجراهای او و رمزآلود بودن آثارش از ویژگیهای این صورتهاست که به پیوستگی در تمام چهرههای صاحبنام و بینام او با مخاطب همنگاه میشوند.
روایتهای هانی نجم، در این صورتها، نوعی از تنهایی انسان، عصر امروز را بیان معنایی میکند که تنها، در تنهایی او قابل تصور و تصویر است و بیان همین تنهایی، بهتنهایی کافی است تا مخاطب در خلوتگاهی میان مخاطب و اثر واقع شده و با هانی نجم به اندیشیدن و به آغازی دوباره بپردازد و این، آغاز نواندیشی، رجوعی است که به هر حال تاثیر تعیینکنندهای بر هر مخاطب خواهد داشت. زبان بصری و گونههای تجسمی او در زوایای نگاه صورتهای هانی نجم آبستراکتیو است و جمع صورتها، تبدیل شده مفاهیم اجتماعی و مناسبات فرهنگی در دورههای حیات انسان بر زمین را روایت میکنند. هر چند، هریک از صورتها در اقلیم و جغرافیای مکانی خویش زندگی نکرده باشند، و نیز تمام آثار این کتاب در یک کلیت مشترک قابل قیاساند و به دور از کلاسیک هستند و به گونهای در پلانهایی از پرسپکتیو دور و با اجرای تکنیک تخت و دوبعدی، اجرا شدهاند.
طراح، در اجرای آثارش بیگانه از طبیعت، جامعه، تاریخ و حقیقتهای اجتماع صورتهایش نیست و این مجموعه از طراحیهای هانی نجم ناواقعگرایانه هم هست. یعنی به گونهای آبستره مینماید و آنچه در اندیشه طراح و در عالم واقع بیان شده، در این کتاب به صورت آبستره نمود یافته است و این نیز یک وجه فلسفی از آثار در طراحی این چهرههاست و این وجه درباره این کتاب را به عبارتی یک وجه کیفی نیز میتوان خواند و در عین حال، یک وجه جامع و کامل از نگرش یک طراح به پیرامون اوست!
معانی اساسی طرحها در اجرای صورتها، مثل روح انسان، مقدسات انسان و مفهوم کلی «بودن» در حیات انسانی یا بیان انتزاعی هرچه ناب است، در صورتهای آبستراکتیو هانی نجم با مفهومی سفید که در واقع بیانی عریان و در عبور از سیاهیهاست، از ساحت ادراک و خیال طراح به آنها پرداخته شده است. و در هر صورت یک واقعیت عینی با واسط «بوم»، «خط» و «فرم» در هم تنیده شده و یک مفهوم آبستره از حقیقت شکلی و تصویری یافته است.
در واقع این روایت طراح از هر صورت، چهره و شخصیت ارائه مفاهیم و معنایی است از چیزی که در عالم خارج از ماده، یعنی در ساحت خیال طراح، صورت عینی و شیئی دارد و آبستره شده آن در هر یک از آثار، معنایی بیرونی یافته است و اینجا ممکن است یک سوال پیش بیاید و آن این که تاثیر ساحت خیال بر چیزی یا شیئی که در دو عالم خارج و خیال وجود دارد، چیست؟! و آیا نبود خیال در پردازش یک شیء مترادف با «هیچ» است؟! بیدرنگ، در این آثار، جواب این سوال، منفی است و در این کتاب هم «طراح» با ارائه نگاهی عمیق و با بیان تردیدها در نگاه و صورتهای این کتاب به این سوال پاسخی منفی داده است و جستجوهای طراح، بیانگر معنایی است که درک و فهم و حس و ارتباط صاحب اثر را با تاریخ، هویت و خویشتن او در آثارش پیوند داده است
تردید و خشم، محبت و همدلی، تردید و قطعیت، هر یک مفاهیمی متفاوت در آثار اوست و آنچه از قدرت طراحیهای هانی نجم بازشناسی معنایی میشود، دوری جستن از انفعالی است که انسان را با تردیدها روبهرو میکند. او کاراکترهایش را در قالب صورت اشخاص به نمایش کشیده و هاشورهای خطوط هر چهره، یک تداعی معنایی از تماشای درون انسان است و از بیرون و درون به هر یک از چهرهها که نگریسته شود، آنچه بیشتر به چشم او آمده، عیان شدن واقعیت است در پرتو خطوط در هم تنیده طراح و از این رهگذر، طراح به شیوه پردازشهایی روشن از خطوط اصلی، منطق استواری در تجربههای انسانی را در هیات و ژستهایی بیتجمل، بازنمایی کرده است.
بازآفرینی بیتقلید و تاکید بر همه میراثی که از گذشتگان به هر فرد رسیده است و محتوایی که خط به استواری چهرهها بخشیده، از دیگر الهامهای هنرمندانه از بیان معنای آثار طراح در این مجموعه حکایت دارد و بسیار ساده در عهد اکنون، طراحیها با بازآفرینی تصاویر انسانهای گذشته نقبی روشن دارند به عهد کهن و در یک سوی از اجرا با بهرهگیری از تکنیک گذشتگان و در سویی دیگر با توجه به دفرماسیون در زیبایی و در پیوند تقارن و تناسب در صورت آفریدههای خویش، او حس خرد و خردورزی انسان را در تلفیق با مفهوم زیباییشناسی انسان معاصر، یک اصل مبنایی قلمداد کرده است.
هانی نجم در خطوط چهرههایش مخاطب را در موقعیتی بیگانه با خویش قرار نمیدهد و آثار او صرفا بر مبنای تخیلاتی سرشار از تنوع نیست، بلکه تمرکز او روی استواری خطوط چهره ـ که بیننده را در رودررویی با واقعیتها در فضایی نو قرار میدهد ـ از دیگر محکمات بیان معنایی آثار اوست. هرچند طنز تلخ و تاکید بر شناخت واقعیتها از طریق بهرهگیری از تکنیک تاکید بر شکست خطوط در آثار طراح، عبور از جدی بودن را تاکید میکند، ولی در عین طنازی در معنا، جدیت در بیان فرم همگون از ویژگیهای کار طراح است و در پس پردههای طرحهای او میتوان یک طناز فیگوراتیو را در شناخت سوژههای تاریخی و معاصر، بازشناسی کرد و با آنکه طراح، دلبستگیهای نگاه و تکنیکی او به آبستره است، اما فرم و آناتومی، مخاطب را از فضایی عینی به فضایی به دور از رئالیستها برده و دگرگونی کاراکترهایش توجیهی است بر وضعیت اغراقشده بر عمق معنا در آثارش.
سهراب هادی / نقاش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: