دکتر حسینی جامعه شناس می گوید: «یکی از دلایلی که ما، اعمال خشونت می کنیم این است که برای همنوعان خود حقی قائل نیستیم و خود را بهتر و برتر و پیشتر از آنان می دانیم.»
زمانی که چنین تلقی ای در افراد وجود داشته باشد، خود را محق به اعتراض و خشونت و ایجاد درگیری می دانند. اینگونه است که به محض ایجاد کوچکترین مساله ای ، که آن را در مقابل حق خود می بینند، با برخوردهای شدید و خشونت بار، دست به مقابله و برخورد می زنند.
دکتر حسینی می گوید: «یکی از علتهای این امر این است که ما، فهم فرهنگی مناسبی از آزادی و اندیشه و حقوقمان نداریم. به همین خاطر است که اندیشه و آزادی و حقوق دیگری را مخالف خود می دانیم و یا حق بیشتری برای خود قائلیم.» از سوی دیگر، شرایط دشوار زندگی اجتماعی نیز، به این رفتارها دامن می زنند.
بسیاری از افراد، دشواری های زندگی و کمبودهای اقتصادی را، عامل بی حوصلگی ، کم تحملی و رفتارهای خشن خود می دانند: «یک بار با یک راننده تاکسی ، سر کرایه دعوایم شد.
راننده پول بیشتری می خواست و وقتی با مخالفت من روبه رو شد، درهای ماشین را قفل کرد و روسری ام را کشید. بعد که مردم دخالت کردند و آرام شد، گفت به خاطر کرایه خانه و مشکلات دیگرش عصبی بوده...» این را دختر جوان 21 ساله ای می گوید که از این رفتار خشن ، آسیب جسمانی هم دیده است.
عده ای از افراد بیان می کنند که جامعه خشن ، آنها را خشن کرده است : شلوغی خیابانها، هوای آلوده ، مناظر زشت و بی پولی که بیشتر از همه چیز آزارشان می دهد. در کوچه و خیابان با هم درگیر می شوند و به خانه که می رسند، اعصاب در هم ریخته شان را برای اعضای خانواده به ارمغان می برند.
نتیجه این رفتارها، گاه چندان خوشایند و قابل جبران نیست. در میانه همین دعواهای کوچک و ساده است که گاه کسی به قتل می رسد یا آسیب جدی می بیند.
کمی آرام تر!
خشونت ، یک رفتار غلط است.
این رفتار غلط که از الگوهای غلط خانواده و اجتماع نشات می گیرد، وسیله ای است که فرد از طریق آن ناکامی ها، کمبودها و خلائهای روانی ، اقتصادی و اجتماعی خود را جبران کند.
برای کمرنگ کردن رفتارهای خشن در جامعه و ایجاد تعادل در برخوردهای اجتماعی ، باید زمینه های ایجادکننده چنین رفتارهایی را از میان برد.
بخشی از این تلاش ، به عهده نهادهای مسوول است که با کم کردن فشارهای اقتصادی و اجتماعی از افراد، زمینه را برای رفتارهای متعادل تر و منطقی تر فراهم کنند و از سوی دیگر، تلاش در جهت رشد و تکامل شخصیتی و روحی ، وظیفه ای است که هر فرد برای کاستن جنبه های خشن رفتاری خود به عهده دارد.
دکتر حسینی می گوید: «اگر انسان طوری تربیت شود که همان احترامی را که برای خود قائل است برای دیگران هم قائل شود، رفتار خشن ، کمتر از او سر خواهد زد.»