جام جم آنلاین گزارش می دهد

چگونه عربستان و قطر دشمن یکدیگر شدند؟

آشکارترین تقابل عربستان و قطر در سه ماهه گذشته به شکلی بی سابقه نظر رسانه ها و تحلیلگران جهان را به خود جلب کرده است. ریشه این تنش های عریان کجاست؟
کد خبر: ۶۷۱۴۴۲
چگونه عربستان و قطر دشمن یکدیگر شدند؟

تحریم شبکه الجزیره قطر از سوی عربستان در ارتباط با پوشش و حق پخش مسابقات جام جهانی 2014 برزیل، اظهارات دو روز پیش امیر سابق قطر درباره سقوط نظام پادشاهی عربستان تا 12 سال آینده، و فراخواندن سفرای بحرین، عربستان و امارات، حدود دو ماه پیش از دوحه را می توان بارزترین اختلاف های دو کشور در چند ماهه اخیر دانست.

اما این اختلافات بیش از آنکه اصل و اساس تنش بین دو کشور باشند، تنها نمودهایی از علل واقعی بحران در روابط متقابل آنهاست. با این وصف، سوال این است که چه عواملی سطح تنش در روابط دو کشور عضو شورای همکاری های خلیج فارس را تا این حد بالا برده است؟

دو روز پیش، در یک فایل صوتی قدیمی که از امیر سابق قطر منتشر شده است، وی به شدت از عربستان انتقاد و اعلام کرده است: ظرف 12 سال آتی، اثری از خاندان سلطنتی عربستان نخواهد بود.

به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اینترنتی محیط، در فایل صوتی قدیمی که از حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر سابق قطر توسط فعالان عربستانی در پایگاه‌های اینترنتی منتشر شده است، وی گفته است: مصر و عربستان علت خواری عرب‌ها هستند و حاکم کنونی در عربستان سعود الفیصل، وزیر خارجه این کشور است.

وی حمایت‌های خود را از جنبش‌های داخلی مخالف خاندان حاکم عربستان اعلام و تاکید کرده است: به نفع قطر است که از این جنبش‌ها حمایت کند.

امیر سابق قطر خاطرنشان کرد: طی 12 سال آتی خاندان حاکم در عربستان از بین خواهد رفت.

تحریم رسانه ای قطر از سوی عربستان

تنش دیگری که در چند روزه گذشته بین عربستان و قطر بروز کرد، مربوط به فعالیت شبکه الجزیره است.

شبکه قطری الجزیره حق پخش مسابقات جام جهانی 2014 برزیل در منطقه عربی خاورمیانه را به صورت انحصاری خریداری کرده است. عربستان سعودی در واکنش به این اقدام، هرگونه تبلیغات در مورد پوشش مسابقات به وسیله شبکه الجزیره را ممنوع اعلام کرد.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری «رأی الیوم»، این روزها جنگ رسانه‌ای میان قطر و عربستان سعودی، شبکه‌های اجتماعی مانند «تویتر، فیسبوک و یوتیوب» را به خود مشغول کرده است، اما به نظر می‌رسد این جنگ علاوه بر میدان سیاست، آماده ورود به میدان ورزش است.

شبکه قطری الجزیره، حق پخش مسابقات جام جهانی 2014 برزیل در منطقه عربی خاورمیانه را به صورت انحصاری خریداری کرده است و انتظار می‌رود در پی این اقدام بحران‌هایی سیاسی در چند دولت عربی رخ دهد.

در اولین واکنش به این اقدام دولت قطر، عربستان سعودی در دستوری رسمی به تمام مطبوعات اعلام کرده است که اجازه ندارند هیچ گونه تبلیغاتی در مورد پوشش مسابقات جام جهانی برزیل به وسیله شبکه الجزیره را سفارش بدهند.

الجزیره، رسانه ای در قلب تنش

صرف نظر از انگیزه های سیاسی پنهان در تحریم اخیر الجزیره از سوی عربستان، واقعیت این است که الجزیره یکی از مهم ترین ارکان دولت قطر برای پیشبرد سیاست های خود در سال های اخیر بود و گفته می شود که سیاست خارجی قطر، عمده دستاوردهایش را مدیون هوشمندی گردانندگان این رسانه در فضای منطقه ای و فرا منطقه ای است.

روزنامه السفیر در مقاله ای به قلم مصطفی اللباد می نویسد: قطر در طول دهه گذشته به خوبی از شکاف های موجود در نظام منطقه ای عربی استفاده کرد. این کشور سال به سال در پر کردن این شکاف ها با استفاده از کانال ماهواری ای خود و شبکه پیچیده ای از جنبش های سیاسی علنی و سری که تحت پوشش شبکه الجزیره قرار داشتند، پیش رفت.

علاوه بر این، شخصیت هایی مشکل ساز از جناح های چپ و راست مانند شیخ یوسف القرضاوی و دکتر عزمی بشاره را نیز جذب کرد. در مدت زمانی که درهای سیاست آمریکا در منطقه کاملا به روی ریاض و قاهره باز بود، این درها به روی دوحه نیمه باز بود. به علت نبود نیروی پیشرو سیاسی در نظام عربی و فقدان نقشه راه، شبکه الجزیره از زمان تاسیس خود در نیمه های دهه نود به مأوایی برای جنبش های مخالف در کشورهای عربی تبدیل شد.

به این ترتیب، دوحه به مدد الجزیره، به سکوی پرتاب بلند پروازی های سیاسی تبدیل شد که نظیر آن کمتر دیده شده بود. در سال های اخیر شاهد جدالی بودیم که در رهبری جهان عرب امری طبیعی بود: هرچقدر نقش ریاض و قاهره کاهش پیدا کرد در عوض نقش دوحه افزایش یافت.

السفیر می افزاید: قطر برای تحکیم نقش خود که با نقش عربستان و مصر تفاوت داشت، در سال های پیش از انقلاب های عربی، به ایران و محور مقاومت نزدیک شد، اما همچنان زیر چتر حمایتی آمریکا باقی ماند. قطر در آن زمان با درایتی قابل توجه دو امتیاز را یکجا به دست آورده بود، به این ترتیب که این کشور هم عضو شورای همکاری خلیج فارس بود و هم به علت همکاری منطقه ای با لبنان و سوریه و ایران، با قدردانی این کشورها مواجه شد.

آغاز بروز جدی اختلافات از دروازه قاهره

اختلافات قطر و عربستان تابستان سال گذشته، پس از برکناری محمد مرسی رئیس جمهور سابق مصر و خروج جماعت اخوان المسلمین از دایره قدرت مصر، که مورد حمایت قطر بودند، افزایش یافت و تا جایی پیش رفت که اسفند ماه گذشته عربستان، امارات و بحرین، سفرای خود را از دوحه فراخواندند و این سفرا هنوز بازنگشته‌اند.

پایگاه خبری-تحلیلی «فیلادلفیا اینکوایر» آمریکا نیز در گزارشی از تیرگی روابط بین قاهره و ریاض در دوران حاکمیت کوتاه مدت اخوان المسلمین در آن کشور به ریشه یابی این اختلاف می پردازد و می نویسد: فروپاشی رژیم حسنی مبارک در سال گذشته پادشاهی عربستان را بسیار نگران کرد، زیرا مقامات عربستانی علاوه بر دریافت نشانه ای مبنی بر آسیب پذیری خود دیدند که چگونه پشتیبانی طولانی مدت غرب می تواند یکباره از همپیمانان سنتی آن برداشته شود.

این پایگاه در ادامه می نویسد: مقامات سعودی با مشاهده اتفاقات پس از انقلاب مصر به ویژه دستاوردهای سیاسی اخوان المسلمین نگرانی فزاینده ای یافتند. جریان نگران کننده ای که می توانست بزرگ ترین اپوزیسیون(اخوان) موجود در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز تشویق کند.

شورای همکاری خلیج فارس، مجمع وحدت یا تشتت؟

این اختلاف بر سر حمایت از اخوانی ها تا حدی پیش رفت که حتی شورای همکاری های خلیج فارس به عنوان نمادی برای اتحاد کشورهای حوزه شبه جزیره عربستا ن نیز به مجمعی از اختلافات بدل شد.

یک منبع آگاه اماراتی در گفت‌وگو با رسانه های عربی افشا کرد، آنچه در خبرها ذکر شده بود که «قطر طی نشست اخیر شورای همکاری متعهد شده از شدت لحن شبکه الجزیره در قبال حوادث جاری در مصر بکاهد» دروغ محض است، حتی قطر درخواست عربستان برای اخراج اعضای جماعت اخوان المسلمین مصر که هم اکنون در خاک قطر به سر می‌برند و دوحه به آنها پناه داده را رد کرد.

منبع مذکور در ادامه افزود: ‌عربستان همچنین از قطر خواستار سلب تابعیت قطری «محمد الاحمری»، معارض اصلاح طلب عربستانی شد که دوحه چند سال پیش به آن تابعیت قطری داده بود را هم رد کرد.

بنابراین، اخوان المسلمین خطری برای رژیم های عربستان و امارات به حساب می آید. در نتیجه، حمایت قطر از این گروه تهدیدی برای نظام های سیاسی ریاض و ابوظبی است.

این حمایت در طول سال های گذشته وجود داشت اما اقدامی همچون فراخواندن سفرا صورت نگرفت. انتخاب زمان کنونی برای فراخواندن سفیران، در شرایط دگرگون شده منطقه ای و بین المللی صورت گرفت.

عربستان در تاریخ خود همواره حرکت بی‌صدا و پشت پرده را ترجیح داده است، ولی این بار برخلاف موارد قبلی، رسانه های عربی در تلاشی آشکار برای کوتاه کردن دست قطر از طریق نشان دادن انزوای آن در میان کشورهای خلیج فارس، خبر فراخواندن سفیران را با سر و صدا بازتاب دادند.

حدود دو ماه پیش، 5 مارس 2014 (14 اسفند 1392) نیز سه کشور عربستان سعودی، امارات و بحرین با انتشار بیانیه ای سفرای خود را از قطر فراخواندند.اقدامی که با اعمال نفوذ ریاض بر روی همسایگان رخ داد تا دوحه را در تنگنا بگذارد.

فرانس پرس گزارش داد: این سه کشور دلیل فراخوندان سفرای خود از قطر را عدم التزام این کشور به اصول شورای همکاری خلیج فارس عنوان کرده اند.

در بیانیه مشترک عربستان، امارات و بحرین آمده است: این اقدام در جهت حفاظت از امنیت و ثبات مان اتخاذ شده است.

براساس این بیانیه، قطر به اصول شورای همکاری خلیج فارس متعهد نبوده و باید گام های مناسب در جهت حصول اطمینان از امنیت کشورهای شورای همکاری بردارد.

سوریه؛ جنگی که مغلوبه شد

اما همه آنچه ذکر شد، باز هم تمام ماجرا نیست. یک پایگاه دیگر برای دوحه وجود دارد که همچنان ریاض را آشفته می کند؛ سوریه.

عربستان همانگونه که از نفوذ اخوان المسلمین در ارکان پادشاهی و امیرنشین های خلیج فارس هراسناک بود، از تعریف حوزه نفوذ قطر در میان مخالفان سوری نگران است هر چند، مساله سوریه و ناکامی گروه های مسلح دو کشور در تحقق اهداف میدانی مورد انتظار به تنهایی برای سرخوردگی هر دو طرف عربستانی و قطری از روند براندازی در سوریه کافی بود.

پایگاه خبری-تحلیلی «سعودی تودی» به واکاوی اختلافات درون ائتلافی مخالفان سوری از منظر سیاست خارجی دو کشور عربستان و قطر می پردازد و می نویسد:

سوریه در قلب منطقه ای متشکل از حوزه های نفوذی قرار دارد که قطر نقش موثری در آن ایفا می کند. پیش از این قطر، نقش محوری را با کمک قابل ملاحظه و فشرده اش در تشکیل ائتلاف معارضان سوری برای یافتن جایگزین بشار اسد که به ائتلاف دوحه مشهور شد، بازی کرد.

اما قطر خود را تحت فشارهای آمریکا و عربستان دید. عربستان از نقش قطر و خطرات آینده برای پادشاهی خود نگران بود و آمریکا از سرنوشتی که ممکن است به سلطه اسلامگرایان مخالف غرب در سوریه بیانجامد بیمناک بود.

با افزایش تعداد اعضای گروه موسوم به «ائتلاف ملی سوریه» قدرت بین بازیگران دیگر نیز تقسیم شد و نفوذ قطر در آن کاهش یافت اما در میدان جنگ، دوحه همچنان از طریق حمایت از گروه هایی مانند گردان های التوحید و جبهه النصره صاحب تاثیر بود.

با این وجود، هر چه ارتش سوریه موفق می شد اوضاع را در عرصه میدانی به سود دمشق رقم بزند، میزان انزوای کشورهای حامی تروریست های داخل سوریه بیشتر می شد و در نهایت نوبت به فرافکنی شکست رسید؛ جایی که عربستان با خشم بندر بن سلطان را از ریاست دستگاه اطلاعاتی خود برکنار کرد و تشرهای سیاسی خود را به سوی قطر رها کرد.

نتیجه این نزاع هر چه باشد، قراین موجود نشان می دهد که زنگ ها برای رژیم های فرسوده عربی به صدا درآمده اند و شمارش معکوس برای نظام های پادشاهی منطقه بیش از همیشه به لحظات پایان، نزدیک می شود.

جواد ارشادی-خبرنگار جام جم آنلاین

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها