پیش از آغاز سخن یک تعریف ساده از کنترل اجتماعی: «کنترل اجتماعی عبارت از وسایلی است که بر رفتار افراد اثر میگذارد و آنان را به پیروی از هنجارها و ارزشها وادار میکند. درصورتی که فردی از هنجارهای اجتماعی سرپیچی کند و رفتارش مخالف هنجارها و ارزشهای اجتماعی باشد، از طرف گروه یا جامعه مورد سرزنش و مجازات قرار میگیرد.»
اکنون با گستردهشدن جوامع و تغییر الگوی ارتباطات، این عنصر بهدلیل نبود امکان نظارت نقش کمرنگی ایفا میکند و بهطور معمولی قوانین مدون نهادهای رسمی خلأ موجود را پر میکند.
پرسشی که میتوان مطرح کرد، این که آیا قانون میتواند بهطور کامل جایگزین عنصر کنترل اجتماعی شود؟ به اذعان کارشناسان این امر مقدور نیست؛ زیرا کنترل اجتماعی دارای یک نوع قدرت معنوی است. به اعتقاد «اگوست کنت»، ویژگی اصلی قدرت معنوی آن است که هدایت عالی تعلیم و تربیت خصوصی و عمومی را بر عهده دارد. قدرت معنوی عبارت است از مجموعه افکار و عاداتی که افراد را برای پذیرش نظم جامعهای که در آن زندگی میکنند و وظیفهای که انجام میدهند، آماده میکند.
در مجموع، مجموعهای از اهرمهای بازدارنده در کنار یکدیگر میتواند به کاهش بزه و آسیبهای اجتماعی کمک کند. با این توصیف و نگاهی به انواع آسیبها در کلانشهرهای ایران، میتوان ادعا کرد «کنترل اجتماعی» عنصر فراموششده در کاهش و کنترل آسیبهاست. این کنترل در مقیاس کوچکتر خود به نهاد خانواده باز میگردد. بزرگسالان نیز به دلیل ضعف نظارت اجتماعی و به عللی همچون اختلاف خانوادگی، فقر فرهنگی، فشار اقتصادی و... محیط بیرونی را برای تخلیه و جبران کمبودهای شخصی مهیا دانسته و برای جبران کاذب خواستههای خود دست به انواع بزههای گوناگون میزنند، بیآنکه واهمهای از سرزنش و طرد اطرافیان خود داشته باشند.
در حقیقت، کنترل اجتماعی یک مفهوم تئوریک یا واژه تشریفاتی نیست، بلکه ضرورتی است که از طرف جامعه برانگیخته میشود و افراد را بهمنظور حفظ انتظام جامعه به قبول ارزشهای اجتماعی و رعایت هنجارهای اجتماعی وادار میکند.
فاطمه حامدیخواه / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم