در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حال سوال اینجاست که پیگیری اتفاقات مرموز تا چه حد طبیعی است و کجا زنگ خطری برای شخص میشود. این پرسشها را با سهیل رضایی، روانشناس مطرح کردیم. مدیر بنیاد فرهنگ زندگی میگوید ما چون دوست داریم خاص باشیم هر یک به نوعی سراغ پیگیری اتفاقات مرموز خاص میرویم، بعضی کمتر، بعضی بیشتر، ضمن این که همین پیگیریها همان طور که برای عدهای جذاب نیست، برای بعضی به حدی شگفتانگیز است که میتواند موجب خلق آثار هنری متعدد گردد.
چرا شنیدن و پیگیری اتفاقات مرموز جذابیت دارد؟
پیش از هر چیز باید یادمان باشد تا وقتی چیزی برایمان به طور کامل آشکار نشده، نمیتوانیم آن را بسیار زیاد بکاویم. همه ما مستعد هستیم هر یک از اتفاقاتی که در جهان رخ داده، برای ما نیز رخ دهد. برای نمونه، همه ما وقتی سوار هواپیما میشویم، ممکن است حتی برای چند لحظه فکرمان به سمت ربوده شدن هواپیما، سقوط کردن آن و اتفاقاتی شبیه این برود، زیرا پیش از این درباره این اتفاقات شنیدهایم.
آیا فکر کردن به چنین مسائلی موجب نمیشود کمکم آن اتفاق را جذب کنیم؟
نمیتوان به این راحتیها درباره جذب چنین اتفاقاتی با فکر کردن به آن صحبت کرد. شاید لازم باشد در تعریفهایمان در اینجا تجدید نظر کنیم. مثلا بدانیم آیا واقعا جذب به این صورت شکل میگیرد یا خیر؟
اگر کسانی بشدت علاقهمند و پیگیر اتفاقات مرموز باشند، آیا به این معنی است که دارند جنبههای مهمتری از زندگی خود را در پس چنین خبرهایی پنهان میکنند؟
همه ما دوست داریم ویژه باشیم و چه چیز بهتر از پیگیری و نقل اتفاقات خاص؟ بیان چیزهای عجیب میتواند ویژه شدن را برای برخی افراد به همراه بیاورد و این به خودی خود، اشکالی ندارد. شاید مهمترین خطر این باشد که گاهی آدمها درباره چیزی که اصلا نمیدانند، نظرات کاملا قطعی ارائه میدهند. این کار آسیبرسان است؛ هم برای شخص و هم برای افراد خاصی که درگیر چنین داستانهایی شدهاند.
اگر کسی علاقه چندانی به پیگیری ماجراهای عجیب نداشت، به این معنی است که آدمی ماجراجو نیست؟ آیا این زنگ خطری به حساب میآید؟
این سمت قضیه هم اشکالی ندارد. هر کدام از ما پتانسیلهای مختلفی داریم که برای خودمان جذاب است. برای توضیح بیشتر از همین موضوع مصاحبه استفاده میکنم. ممکن است کسی این موضوع را ببیند و با خودش بگوید اینها چقدر بیکارند که حتی درباره علت پیگیری اتفاقات مرموز با یکدیگر گفتوگو میکنند! از طرف دیگر، این موضوع به دلایل متعددی آنقدر در نظر عدهای اهمیت دارد که حتی قسمتی از مطالب روزنامه را به تحلیل آن اختصاص دادهاند.
پس چنین ماجراهایی در نهایت میتواند کارکردهای مختلفی ایجاد کند؟
یک اتفاق ممکن است برای کسی ماجرا باشد و برای دیگری خیر. همان اتفاق حتی تا آنجا میتواند رشد کند که بعضی به واسطهاش کتاب بنویسند. مثلا ماجرای هواپیمایی که اخیرا ناپدید شد، ممکن است مایه خلق آثار هنری شود. از طرف دیگر، همین اتفاق موجب میشود ذهن برخی افراد به سمت اسطورهها برود که باعث زنده شدن کلی حرفهای جدید خواهد شد.
به نظرم دقیقا جنبه خطرساز پیگیری بیش از حد چنین اتفاقاتی همین جاست که قصه سر دراز پیدا کند و اتفاقا بعدها متوجه شویم بعضی از این اتفاقات کاملا با برنامهریزی قبلی صورت گرفته و فقط برای مدتی مردم به جای کارهای مهمترشان مشغول مسائل برنامهریزیشده بودهاند.
ممکن است مدتی پس از وقوع هر یک از اتفاقات عجیبچیدمانها کمکم آنقدر تغییر کند که از مساله اصلی دور شویم و سراغ چیزهای دیگری برویم. این نیز خود، فکر و تحلیلی پیچیده از اتفاقات مرموز است ولی کلا، چنین مسائلی در همه چیز نسبی است. منظورم از نسبیت این است که در برابر یک عده مطلق نسبی است. مثلا ما به کسی میگوییم آیا توتفرنگی خوب است؟ اگر شخص نسبت به آن آلرژی داشته باشد، باید بگوید من نسبت به آن آلرژی دارم. نه این که توت فرنگی بد است. پس نسبتها با ما سنجیده میشوند. من نسبیت را غیرحقیقی میبینم. مهم این است که نسبتها با چه چیزی سنجیده میشوند.
آیا کسی که همواره پیگیر حوادث مرموز است، خود را مشغول چیزی کرده که صریحا با او ارتباطی ندارد؟
برای ارائه چنین نظراتی باید بیش از اینها افراد و مسائلشان را بکاویم. اگر ما اینقدر دقیق میتوانیم تشخیص دهیم، باید به خودمان شک کنیم. چطور ما چنین مسالهای را درباره آن شخص پیگیر میبینیم ولی او خودش نمیبیند یا ناچیز میبیند؟ یادمان باشد بعضیها با همین اتفاقات عجیب دست به تولید آثار تازه میزنند. نمیتوان به این راحتیها از دور نگاه و مردم را تحلیل کرد.
حورا نژادصداقت / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: