ژئوپولتیک نفت در جهان

حمله امریکا به عراق باوجود هزینه های کلان سیاسی و اقتصادی اش برای این کشور، از آن رو صورت گرفت که عراق در قلب منطقه نفت خیز خاورمیانه قرار دارد و وضعیت ژئوپولتیک نفت در جهان نشان می دهد
کد خبر: ۶۶۳۹۰
که منطقه نفتی خاورمیانه مهمترین منطقه تحولات سیاسی ، نظامی و اقتصادی در قرن بیست و یکم میلادی خواهد بود.
مقاله پیش رو که توسط جهانگیر پوشا، یکی از کارشناسان اقتصادی مقیم چین نوشته شده و در آخرین شماره فصلنامه چشم اندازهای نو( چاپ امریکا- زمستان2004)منتشر شده است ، نشان می دهد طرح های استراتژیک چین و هند برای دستیابی به منابع نفتی بیشتر تا چه حد امریکا را برای تسلط هر چه بیشتر بر مراکز مهم نفتی جهان حریص کرده است.


پوشا همچنین به این نکته اشاره می کند که نزدیکی بیش از پیش چین و هند به روسیه و ایران و برقراری روابط گسترده نظامی و اقتصادی این کشورها با یکدیگر ، خصوصا در جریان پروده هسته ای ایران ، چگونه باعث خشم دولتمردان ایالات متحده شده است.
با وجود خوش بینی دیپلماسی اخیر، چین و هند هنوز نتوانسته اند اختلاف گسترده و رو به گسترش خود با امریکا را درباره مهمترین ماده اقتصادی بحران زا، یعنی نفت ، حل و فصل نمایند.
تاثیر این اختلاف بر شکل دادن به آینده سیاسی ، محیطی و اقتصادی این 3کشور بیشتر از هر مساله دیگری است. اطمینان از دسترسی به جریان نفت ارزان همواره یکی از اهداف سیاست خارجی و اقتصادی ایالات متحده بوده است و قدرت امریکا در جهان به میزان زیادی بر پایه توانایی در انجام این مطلب است.
با این همه چین و هند به صورت روزافزونی به دنبال امنیت بخشی به حاکمیت نفت موجود در آفریقا، آسیای جنوب شرقی و مرکزی و امریکای لاتین هستند و در این زمینه رقابت سختی با ایالات متحده دارند.
هند بیش از 3میلیارد دلار در فعالیت های اکتشاف نفت در دنیا سرمایه گذاری کرده و اعلام نموده است که این روند با صرف سالیانه یک میلیارد دلار در این زمینه ادامه پیدا خواهد کرد. چین در حال حاضر 15 میلیارد دلار در اکتشاف نفت در خارج از این کشور سرمایه گذاری کرده و انتظار می رود این میزان در طی دهه آینده به بیش از 2برابر افزایش پیدا کند.
زنگ هونگفی ، پژوهشگر امور انرژی در موسسه تکنولوژی پکن می گوید: «انگیزه این کار، نبود نفت کافی در دنیا برای رفع نیازهای رو به افزایش هند و چین است.»
باتوجه به گفته های موسسه تحقیقات انرژی در پکن ، تعداد اتومبیل ها در هند در سال 2010نسبت به سال 1990، 36برابر خواهد شد و در چین سال 2030نیز تعداد اتومبیل ها به 90برابر امروز بالغ خواهد گشت.
انتظار می رود در سال جاری بیش از 5/4 میلیون ماشین جدید به جاده های چین سرازیر شود و همین وضعیت این کشور را به بزرگترین وارد کننده نفت بعد از امریکا تبدیل کرده است ؛ به طوری که روزانه 5/6 میلیون بشکه نفت دریافت می کند.
به گفته استیون رویچ رئیس بخش اقتصادی مورگان استنلی ، این مقدار از مصرف تا سال 2020، 2برابر خواهد شد. هند که صاحب دومین رشد سریع اقتصادی بعد از چین است ، در حال حاضر 2/2میلیون بشکه در روز نفت مصرف می کند.
در حال حاضر این مقدار تقریبا با میزان مصرف کره جنوبی مساوی است ، اما به نقل از اطلاعات انرژی دولت امریکا، انتظار می رود این مقدار تا سال 2025به 3/5میلیون بشکه در روز برسد.
باتوجه به این که تولید جهانی نفت به زحمت می تواند روزانه یک میلیون بشکه بیش از مصرف 81میلیون بشکه ای امروز تولید کند، افزایش نیاز هند و چین ممکن است باعث استفاده بیش از حد از منابع جهانی و تشدید بحران گردد و این امر قیمت سوخت را از بشکه ای 56دلار هم فراتر خواهد برد.
اثر این پدیده بر اقتصاد جهانی به خصوص در این حالت که اکثر کشورهای پیشرفته ، واردکننده نفت به شمار می آیند بسیار شدید خواهد بود؛ آژانس بین المللی انرژی اعلام کرده است به ازاء هر یک دلار افزایش قیمت یک بشکه نفت ، اقتصاد جهانی 25میلیارد دلار از دست می دهد. اضطراب حاصل از احتمال این امر باعث شده تا از هم اکنون بازار ناپایدار نفت به سمت عدم توازن پیش برود.
مایکل راتمن ، کارشناس مطرح انرژی در موسسه مریل لینچ در ماه سپتامبر گفته است : علت اصلی افزایش قیمت نفت ، جنگ عراق یا بی ثباتی سیاسی در ونزوئلا و سودان نیست ؛ بلکه نیاز روزافزون چین به نفت موجب این بحران شده است.
با توجه به تحلیل راتمن چین و هند با ایجاد ذخیره نفت به منظور فراهم سازی حداقل نیازشان در زمان بحران و با پیروی از طرح ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده موجب بی نظمی بازار نفت شده اند.
تلاش 2کشور برای دستیابی به منابع خارجی که ممکن است باعث مشکل برای اقتصادشان شود و ایجاد یک ذخیره نفتی ، راه حلی عقلانی است. چین و هند کشورهایی با توان هسته ای هستند؛ این کشورها از مشکل سیاسی ایالات متحده با کشورهای ایران ، لیبی ، ویتنام و میانمار به سود خود استفاده کرده و با گسترش حمایت نظامی و سیاسی از این کشورها به منابع انرژی آنها دست پیدا کرده اند.
از سوی دیگر، امریکا همچنان درگیر مسائل مبتنی بر اشغال عراق با تروریسم و بحران هسته ای ایران و تشدید فعالیت های هسته ای کره شمالی است و به نظر نمی رسد که بتواند به زودی در این زمینه ها به موفقیتی دست یابد.
ایالات متحده همچنین از نفوذ چین در امریکای لاتین ناخشنود است و ممکن است بر اثر این ناخشنودی از سلطه اش بر پاناما استفاده کرده و از دسترسی چین به این کانال آبی بسیار مهم که اقیانوس اطلس و آرام را به هم متصل می کند، جلوگیری کند.
در مقابل ، پکن نیز در آستانه امضای قراردادی مهم با کشور نفت خیز ونزوئلا و همسایه اش کلمبیا است تا نفت ونزوئلا را از طریق سواحل کلمبیا در اقیانوس آرام به چین منتقل کند.
این قرارداد به ونزوئلا این امکان را می دهد تا بدون نیاز به کانال پاناما یک مسیر جدید و مستقیم برای انتقال نفت به چین داشته باشد. از سوی دیگر نشانه هایی حاکی از علاقه چین به تحقق ایده ایجاد محور متحد میان چین ، هند، روسیه و همکاری این محور با ایران برای تسلط بر منابع گسترده نفت در آسیای مرکزی در دست است.
این طرح ، که باعث ایجاد یک توافقنامه گسترده نظامی و شبکه حمل و نقل بین این 4کشور خواهد شد از سوی یوگنی پریماکوف نخست وزیر سابق روسیه ارائه شده بود و به نظر می رسد اجرای آن به سود هر 4کشور باشد.
در حال حاضر تقابل منافع غولهای در حال رشد آسیا و سازمانهای قدرتمند با تلاش ناتو برای حضور در آسیای مرکزی ، تلاش ژاپن برای گسترش نفوذش در منطقه و ایجاد اتحاد آسیای مرکزی به اضافه ژاپن ، برجستگی و شدت بیشتری پیدا کرده است.
فردریک استار، متفکر امریکایی مسائل استراتژی در آسیای مرکزی اخیرا گفته است : «تحرکات ژاپن در آسیای مرکزی دارای هماهنگی کامل با منافع ایالات متحده در این منطقه است.»
این امر نشان دهنده نزدیک شدن زمان ایجاد هماهنگی بین منافع قدرتهای بزرگ است. رابرت کارنیول ، سردبیر هفته نامه دفاعی «جین» می گوید: «ادامه چنین سیاست های نفتی خصمانه می تواند به ایجاد منازعه بین هند و چین با غرب ، ژاپن و دیگر قدرتهای منطقه ای منجر شود.»
در تایید این مطلب منابع دیپلماتیک در پکن اظهار می دارند که علاقه افراطی چین به نفت سودان باعث شد تا از تصویب تحریم بر علیه دولت خارطوم در شورای امنیت سازمان ملل جلوگیری شود، زیرا «پروژه بزرگ نفتی نیل » را با مشارکت هند در آنجا در دست اجرا دارد.
دولت سودان اخیرا از سوی وزیر خارجه امریکا متهم به انجام جنایت جنگی در بحران منطقه دارفور شده بود. چنین رفتارهایی به عنوان سیاست نفتی تعریف می شوند. اما به اعتقاد رویچ این کار ناشی از تمایل کورکورانه چین برای مشارکت در امور بین المللی است.
او می گوید: سال پیش مردم می گفتند چین باعث کاهش تورم خواهد شد، زیرا تولیداتش بسیار ارزان است و امسال می گویند چین به سمت تورم زایی پیش می رود. در حقیقت چینی ها، بازیگران اقتصادی خوب و غیرقابل پیش بینی به شمار می روند.
زنگ ، محقق انرژی در موسسه تکنولوژی پکن می گوید: «حتی اگر مصرف نفت چین تا سال 2020به 2برابر افزایش پیدا کند باز هم میزان مصرفش نصف مقدار مصرف نفت در ایالات متحده خواهد بود.
175میلیون بشکه و 25میلیون بشکه ذخیره نفتی که چین و هند به دنبال فراهم کردن آن برای شرایط بحرانی هستند در مقابل 700میلیون بشکه ذخیره استراتژیک نفت ایالات متحده بسیار ناچیز است.»
با این همه تصور ذهنی از نیروی ویرانگر آسیا و چشم انداز توسعه آن باعث تصور کمبود منابع جهانی و علاقه مصرف کنندگان به خرید بیشتر شده است. نگران کننده ترین مساله مربوط به محیط زیست است.
اکثر شهرهای آلوده دنیا در چین و هند واقع است ؛ بانک جهانی اعلام کرده است هزینه انسانی جانبی این آلودگی برای چین و هند، سالانه 5میلیارد و 15میلیارد دلار می باشد و این مقدار مساوی 10درصد از تولید ناخالص داخلی این کشورهاست.
حتی در شهرهای متوسط هند و چین ، که بعضی از آنها هم به سرعت در حال رشد هستند، چشم انداز تغییر سریع باعث شده تا بسیاری از مردم طبقه متوسط به فکر داشتن اتومبیل شخصی ، بیفتند.
در اختیار داشتن ماشین شخصی مصرف سوخت فسیلی را افزایش داده و باعث امراض گوناگون و نابودی قسمتهای وسیع از زمین قابل کشت می شود. برای پایین آوردن مصرف گاز و رعایت استانداردهای محیطزیستی ، پکن و دهلی نو - که قیمت سوخت داخلی را خود تعیین می کنند - قیمت این فرآورده را بسیار بالا برده اند، سرمایه گذاری وسیعی در شبکه حمل و نقل عمومی کرده اند و برای توسعه در بخش ماشین های برقی و انرژی های تجدیدپذیر تمایل جدی نشان داده اند.
پکن و دهلی نو سعی دارند تا سال 2010، 10درصد انرژی مصرفی شان را از انرژی های بادی و آبی تامین کنند. اما انجام دادن این انرژی ها به راحتی صحبت از آن ها نیست. وعده استفاده از انرژی های مناسب با محیط زیست که منابعی قابل تجدید دارند روی کاغذ زیباست ، اما در اینجا، تکنولوژی جدید است که جایگزین انرژی های سنتی شده و تکیه اش بر سوخت ارزان و با کیفیت خواهد بود.
در آینده نزدیک ، تقاضای هند و چین برای انرژی ، تمایل به سوی سوخت فسیلی خواهد داشت و سرمایه گذاری آنها روی ذغال سنگ ، نفت و گاز بسیار بیشتر از سرمایه گذاری شان بر انرژی های جایگزین خواهد بود.
شرکتهای دولتی نفت هند و چین ، سرمایه گذاری سنگینی بر سر میادین انرژی داخلی انجام می دهند؛ برای مثال میدان 200هزار مایل مربع اورداس باسین که در شمال غربی چین واقع است و تخمین زده می شود که 60میلیارد بشکه نفت در آن منطقه ذخیره شده باشد.
برای تامین هزینه زیاد صادرات ، چین و هند به خصوصی سازی شرکتهای دولتی نفت روی آورده اند. آنها همچنین با صرف میلیاردها دلار مشغول بازسازی و پایین آوردن گسترده هزینه ها که شامل اخراج هزاران کارگر نیز می شود، هستند.
شارلون هارست ، مدیر شعبه پکن شرکت موکوفو فیلیپین (بزرگترین صاحب پالایشگاه ها در ایالات متحده) می گوید: «سرمایه گذاری غرب به شرکتهای چینی کمک می کند تا در اندازه یک بازیگر مهم جهانی درآیند.
اگر آنها در صادرات و راه اندازی خطوط لوله نفت موفق شوند در عرصه ای که در انحصار شرکتهای امریکایی و ژاپنی است ، وارد شده اند.
چین و هند می توانند بازار را در دست بگیرند و در مناقصات دولتی در سراسر جهان پیروز شوند». صنایع انرژی غربی شکایت می کنند که از بازار کنار گذاشته شده اند چون رقبای چینی و هندیشان با قیمت کمتر و همچنین با رعایت کمتر استانداردهای محیطزیست ، بازار را در دست خود گرفته اند. این مساله در آفریقا بسیار چشمگیر است.
در آنجا شفافیت امور کم است ، قوانین وجود ندارند و دولتمردان را به آسانی می توان خرید. بنابراین شرکتهای غربی و ژاپنی به سختی می توانند از پس این موضوع برآیند و در مقابل اعتراضات مردمی مقاومت کنند ولی چینی ها و هندی ها این مشکلات را ندارند.
به صورت مشخص ، هر 2کشور، کار بر روی صنایع نفت داخلی را آغاز کرده اند. اموری که قبلا استراتژیک به شمار می آمد اکنون بر روی سرمایه گذاری خارجی و داخلی گشوده شده است. شرکتهایی مثل «اگزون موبایل» که 19درصد سهام شرکت چینی «سینوپک» را در اختیار دارد، به تحولات این شرکت علاقه مند هستند؛ آن هم به خاطر سرمایه ، پالایشگاه ها و ظرفیت بالایی که از بازار در اختیار دارد.
برای مثال اگزون موبایل به شرکت سینوپک کمک کرده تا 500جایگاه گاز در اطراف چین بسازد و حداقل 2پالایشگاه در جنوب چین احداث کند. مسوولان خوشبین شرکتهای بین المللی مثل «وارن یافت» می گویند: این فرصت مشترک ممکن است به همکاری های گسترده به جای رقابت بین چین و هند و غرب منتهی شود.
افراد بدبین سازمان های امنیتی می گویند که در کشور تشنه انرژی به دنبال منابعی می گردند که ممکن است در نهایت با منافع اساسی ما تلاقی پیدا کند. حقیقت چیزی بین این دو حد است. با توجه به روابط اقتصادی هند و چین با غرب ، نوسانی از همکاری تا منازعه در این روابط قابل تصور است.
اما احتمال دارد با گذشت زمان ، چین و هند و سازمان همکاری اقتصادی توسعه ملل به یک دستور کار انرژی مشترک برسند و سعی کنند به توسعه مدلی رقابتی از چارچوبی توافق شده بپردازند.
چین به عنوان راننده ای تازه کار در حاشیه مسابقه ماشین های کهنه کار در حال حرکت است و به نظر نمی رسد چشم انداز منازعه جغرافیای سیاسی به این زودی به پایان برسد.
او می گوید: «من نمی توانم منتظر بمانم تا سهمم را بدهند» و سپس به ساعتش و دوستان کوچکترش که با موتورهای جت حرکت می کنند، نگاه می کند و می گوید: «این رویای من است ».

جهانگیر پوشا
مترجم: علیرضا کوهکن
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها