با مطالعه و بررسی کشورهای توسعه نیافته متوجه می شویم که در اغلب آنها ویژگی های خاصی در زمینه علمی پژوهشی وجود دارد.
کد خبر: ۶۶۲۸۰
ویژگی هایی مانند: ضعف در مدیریت مراکز علمی ، مهاجرت نیروهای متخصص به خارج از کشور، کمبود نهادهای تحقیقاتی ، نامانوس بودن دولت و مردم با مسائل پژوهشی ، کمبود سرمایه گذاری در امر پژوهش ، ناتوانی در پرورش استعدادها، ناتوانی در جذب افراد متخصص که در خارج از کشور پرورش یافته اند، ارائه نشدن پژوهش های کاربردی توسط نهادهای علمی پژوهشی و مواردی از این قبیل.
با بررسی دقیق پارامترهای بالا، می توان به این نکته اشاره کرد که نبود مدیریت صحیح و توانمند در نهادهایی که عهده دار تحقیقات و پژوهش در کشور هستند، یکی از پراهمیت ترین مواردی است که مانع پیشرفت کشورهای توسعه نیافته از نظر علمی می شود.
با مدیریتی علمی که بر سیستمی منطقی استوار است ، می توان بسیاری از مشکلات را به حداقل رساند. به عنوان مثال اثر زیانبار کمبود اعتبارات تخصیص یافته به بخش پژوهش که باعث کند شدن روند پژوهش در کشور می شود، با مدیریت مناسب در مراکز علمی ، کم رنگ تر جلوه می کند و یا بحث مهاجرت نخبگان را می توان گفت که علت عمده آن ، ناتوانی مدیران نهادهای علمی در جذب نیروهای متخصص است.
البته عوامل دیگری نیز در این امر دخیل هستند نظیر سیاسی بودن انتخاب مدیران پژوهشی و ضعف مدیریت در نهادهای علمی.
دلیل این انتخاب های غلط، شاید در این نکته نهفته باشد که «هنوز هم در موفق ترین مراکز علمی این کشورها، به مدیریت به عنوان یک علم نگاه نمی شود. همین که کسی «نسبتا خوب درس خوانده باشد» و به لحاظ سیاسی و فرهنگی موجه باشد، مدیری خوب تلقی می شود».
مدیریت علمی بدان معنا نیست که ما بهترین دانشمندان را به سطح مدیریت منتقل کنیم. برای مدیریت علمی در یک مرکز پژوهشی ، نیازمند فردی هستیم که علاوه برداشتن بینشی قوی نسبت به وضعیت کشور، از پژوهش های در حال اجرا در کشورهای دیگر نیز باخبر باشد.
مدیر یک مرکز علمی باید بتواند از طریق سنجش موقعیت علمی کشور و آگاهی از توانمندی های اجرایی آن ، سیستمی را برای به انجام رساندن تحقیقات در راستای اهداف بلند مدت کشور، طراحی کند.
در بحث مدیریت مراکز علمی ، نکته ای بسیار ظریف وجود دارد که در بسیاری از تحلیل ها به آن توجه نمی شود و آن نکته این است که زمان لازم برای به ثمر رسیدن یک سیستم مدیریتی خوب ، بسیار بیشتر از زمانی است که فعالیت های اجرایی برای نتیجه دادن نیازمند آن هستند.
بنابراین انتصاب یک مدیر نالایق در مقام اداره یک مرکز علمی ، دو آسیب را برای جامعه به همراه دارد.
الف) مرکز علمی مورد نظر پیشرفت چندانی نخواهد کرد و پروژه علمی پژوهشی موثری ، توسط آن مرکز ارائه نخواهد شد.
ب) نالایق بودن مدیر، بعد از گذشت زمانی طولانی مشخص خواهد شد و وقت و هزینه ای که در این مدت صرف شده است به هدر خواهد رفت. پس می بینیم که ناتوانی مدیران مراکز علمی ، اثرات مخربی را بر جامعه علمی و در نهایت بر کل جامعه می گذارد.
نارسایی هایی را که به سبب ضعف مدیران ایجاد می شود؛ می توان در مواردی همچون نارضایتی پژوهشگران مراکز علمی به وضوح مشاهده کرد.
«متاسفانه چون این امکان داده شده است که نارضایتی های ناشی از ناتوانی در مدیریت به حساب عدم توافق های سیاسی گذاشته شود، برخی از مدیران یا حامیان آنها می کوشند بر ضعف مدیریت پوشش سیاسی بگذارند.»
یافتن توجیه برای ارائه یک کار ضعیف ، بسیار ساده است به این دلیل که بروز نتایج برنامه ریزی های مدیریتی به مدت زمان زیادی نیاز دارد و در نهایت این جامعه است که باید ضرر ناشی از این ناتوانی ها را تحمل کند. هنگامی که مردم پی ببرند که سازمان های پژوهشی که متاسفانه تعداد آنها نیز بسیار اندک است ، قدرت ارائه یک کار قوی پژوهشی کاربردی را هم ندارند و به مراکز پژوهشی بدبین می شوند.
در نتیجه عدم وجود مدیریت مطلوب ، باعث می شود که اصالت ندادن به پژوهش در کشورهای توسعه نیافته به مرور زمان به فرهنگ تبدیل شود و رکود در بعد علمی پژوهشی را ایجاد کند.
آیا می توانیم امیدوار باشیم که در آینده ، عزل و نصب مدیران در مراکز علمی در کشورهایی همانند کشور ما، بدون هر گونه انگیزه خاصی انجام شود؛ آیا با فراهم کردن امکانات لازم برای مدیران مراکز علمی ، می توانیم بهانه آنها را برای عملکرد نامطلوب از بین ببریم؛
به عنوان مثال اگر بودجه یا امکانات بیشتری از طریق دولت به مراکز علمی واگذار شود، شاید حداقل به علت نگرانی برای اعتبارات تخصیص یافته ، نظارت سختگیرانه تری به نحوه مصرف آنها اعمال شود(!) و دیگر مدیران ضعیف نتوانند توجیه مناسبی برای ناتوانی خود پیدا کنند.
شاید با تحت فشار گذاشتن مدیران از طریق افزایش امکانات بتوانیم شاهد رشد تحقیقات کاربردی در کشورمان باشیم.