پول صاحبخانه ما را وسوسه کرد

خدمتکار جوانی که یک هفته پس از استخدام ، صاحبخانه ثروتمند را در ویلایی در ملارد کرج به قتل رسانده بود، در جلسه دادگاه انگیزه خود را وسوسه مالی عنوان کرد.
کد خبر: ۶۵۸۴۵

7 اسفند 82 ، ماموران اداره آگاهی کرج ، از وقوع جنایتی در یک ویلای شخصی در جاده ملارد کرج اطلاع پیدا کردند. با حضور در محل مشخص شد زن و مرد سارقی به انگیزه سرقت از ویلا ، صاحبخانه 76 ساله به نام فروغ سلطانی و پسرش را با ضربات چاقو و کلنگ بشدت مجروح کرده اند که زن صاحبخانه در همان لحظات اولیه جان باخته است . سارقان با سرقت طلا وجواهرات موجود در گاوصندوق با خودروی سمند صاحبخانه فرار کرده اند که پارس سگها شک همسایگان را برانگیخته و آنها موضوع را به پلیس اطلاع داده اند.ماموران با کسب این اطلاعات ماموران به تعقیب خودروی سمند پرداختند و پس از چند روز توانستند زن و شوهری را سوار بر خودرو دستگیر کنند که آنها در بازجویی ها به قتل صاحبخانه باانگیزه سرقت اعتراف کردند. با اعتراف زن و شوهر سارق ، پرونده برای صدور رای نهایی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.روز گذشته در جلسه محاکمه متهم ، پس از قرائت کیفرخواست توسط رضوانفر نماینده دادستان و درخواست قصاص از سوی دختر مقتول ، قاضی عزیزمحمدی از متهم به قتل خواست به دفاع از خود بپردازد.ابوالقاسم - ل متهم پرونده ، با اشاره به این که سرقت را قبول دارد اما قتل را نه ، گفت : زمانی که من از خانه بیرون آمدم زن صاحبخانه هنوز زنده بود. شاید پس از رفتن ما فرد دیگری به قصد سرقت آمده و او را به قتل رسانده باشد. متهم در ادامه در مورد انگیزه خود از جنایت گفت : با معرفی یکی از دوستانم از طریق یک شرکت خدماتی برای انجام کارهای سرایداری به خانه پیرزن ثروتمند رفتیم . قرار بود یک هفته به طور آزمایشی کار کنیم و در صورت راضی بودن از کارمان ، ما را برای سرایداری استخدام کنند. در این یک هفته پیرزن و پسرش ما را بشدت اذیت می کردند و کتک می زدند. از طریق سایر کارگران فهمیدیم آنها سرایدار استخدام می کنند ، مدتی از آنها کار می کشند و بعد بیرونشان می کنند.یک شب قبل از جنایت ، پسر صاحبخانه به ما گفت که به دردش نمی خوریم و باید برویم . از او یک روز فرصت خواستیم . از بیکاری و دربه دری خسته شده بودم ، همسرم هم حامله بود، تصمیم گرفتم هر طور شده از این وضعیت رها شوم . فکر می کردم آنها هیچ مدرکی از ما ندارند و نمی توانند ما را پیدا کنند. با خودم گفتم یک بار سرقت می کنم و تا آخر عمر راحت زندگی می کنیم ؛ اما دستگیر شدیم و همه چیز لو رفت .قاضی عزیزمحمدی از متهم سوال کرد، چطور قصد قتل نداشته اید و آن وقت با کلنگ به سر پیرزن 76 ساله زده اید، متهم پاسخ داد دفعه اولم بود که سرقت می کردم و نمی دانستم چه می کنم .با اظهارات متهم ، قضات دادگاه در روزهای آینده رای نهایی خود را صادر خواهند کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها