زمین را به عشق آسمان، ترک می کنیم

انتهای خیابان جنت آباد شمالی - بلوار سیمون بولیوار- هوا خوب است. می توانی دست بگشایی و نفس عمیق بکشی ، اما نه آن قدر که دست انسان به اینجا هم چنگ انداخته و طبیعت بکرش را کاویده و کوبیده و هموار کرده
کد خبر: ۶۵۸۱۶
و ساخته ، خروارخروار خانه و خیابان که می رود تا آن بالا بالاهای ارتفاعات جنت آباد را هم محو کند.
هوا خوب است می توانی نفس عمیق بکشی ، اما نه آنقدر خوب که پرنده ها بپرند، بال بگشایند و نفسی در آسمان تازه کنند.
اینجا زندگی پرنده ها به بالهایشان بسته است و به عشق ، اگر عاشق باشی پرنده ای و اگر قانون پرواز بدانی زنده ای...


فرقی نمی کند، هر ساعتی که بشود می آییم. می آییم تا در هوا شناور باشیم ، بال می گشاییم و از فراز کوهها می پریم. می شویم پرنده با یک بال می پریم ، کایت ، پاراگلایدر، پاراموتور گلایدر، شرطش این است که قانون بدانی و مطیع باشی.
اگر نباشی ، باد و ابر که بازیشان بگیرد کیش و مات می شوی ، سر می خوری و به زمین می افتی. بالت می شکند. آن وقت دیگر پرنده نیستی چون نمی توانی پرواز کنی ، مرده ای.
اینها را محمدرضا دهقان پور می گوید، پرنده آزادی که 32سال است پرواز می کند و به گفته خودش پرواز را با گلایدر و پاراموتور و کایت را از سال 1371 آغاز کرده و به عنوان افسر بازنشسته در زمینه ورزش های هوایی فعال و تقریبا وابسته به انجمن ورزش های هوایی و مرکز آموزش و فنون هواپیمایی کشوری است.
دهقان پور می گوید همه پرواز را دوست دارند اما تنها آنهایی که جسارت و همتش را داشته باشند می توانند پرواز کنند. می گوید پرواز عشق می خواهد، هر کس عشق داشته باشد می تواند بپرد.
باید برای دل خودت پرواز کنی ، اگر بخواهی برای چیزهای دیگری بپری دور می شوی و حادثه پر پروازت را می گیرد. اینجا پرنده ها، اغلب با پاراگلایدر می پرند. پرواز پرنده ها از یک قله به ارتفاع 300 متر انجام می شود و هر از گاهی بر بالای سر مردم ظاهر می شوند و مدتی آنها را به خود مشغول می کنند.
روزگاری است که اهالی جنت آباد به وجود آنها عادت کرده اند و اگر خودشان نمی توانند به دلیل هزینه بالای این ورزش پرنده باشند، اما برای دیدن پرنده ها و تماشای پروازشان هر روز پنجره هایشان را می گشایند.
دهقانپور می گوید: هر پرنده ای آرزو دارد که همیشه پرواز کند و هیچ گاه بال پروازش نشکند و این نمی شود، مگر این که قانون بدانی و برای تماشاگر و دوربین پرواز نکنی.
هوا را باید جدی بگیری ، نوسان باد بیشتر از 5کیلومتر باشد نباید پرید. باد «گاس» (بادی که هر لحظه جهتش تغییر می کند) اگر باشد خطرناک می شود، آنقدر که تو را به این سو و آن سو می کشد که دیگر از آن خود نیستی ، چشم که بازکنی به جایی می خوری و سقوط می کنی.
دهقانپور مربی هم هست و پرنده های جوان را آموزش می دهد. همسرش و 2 فرزندش هم پرنده اند. از حس پروازش می پرسم ، می خندد و پاسخم می دهد که حس پروازش گفتنی نیست و باید خود پرنده باشی تا بفهمی.


آشیانه های از دست رفته
مشکل عمده پرنده های آزاد این است که پشتیبان ندارند و مسوولان تربیت بدنی به این ورزش به عنوان یک ورزش پایه ای نگاه نمی کنند. طرحها و گفته های سلیقه ای زیاد است و هرکسی ساز خودش را می زند.
سایت جنت آباد را خود پرنده ها با هزینه خودشان آباد کرده اند، اما در حال حاضر به غیر از ساخت و سازهایی که هر روز بیشتر و بیشتر می شوند، مشکل اصلی سایت گذاشتن دکلهای برق بر روی ارتفاعات است که از همان ابتدا با اعتراض پرنده ها روبه رو شده است.
شیخی از اهالی جنت آباد است که مثل همه اهالی به پرواز پرنده ها و تماشای آن عادت کرده ، می گوید: «اینجا زمینی بود دست نخورده و جای همه این ساختمان ها مزرعه کشت گندم بوده است.
به پرنده ها گفته اند اگر می خواهید دکلها را به جای دیگر منتقل کنید، خودتان باید هزینه اش را که چیزی حدود 250 میلیون تومان است ، پرداخت کنید.»
کابلهای برق امکان پرواز را از پرنده ها می گیرد و ضریب اتفاقات ناگوار را نیز برای پرنده ها افزایش می دهد و در این بین تنها همکاری شرکت برق به تاخیر انداختن اتصال کابل هاست.


بر باد می رویم
خانم فراهانی از اواخر سال 72پرواز با پاراگلایدر و پاراموتور را زیر نظر همسرش آغاز کرده و در حال حاضر آنقدر خبره شده که مربی رسمی آموزش بانوان هم هست.
سه چهارم ایران را برای پرواز گشته و می گوید: اسم هوانوردی مساوی است با خطر. اولین باری که پریدم باورم نمی شد که این فراهانی است که در آسمان است.
طولانی ترین زمان پروازش در ساحل رودسر بوده که حدود 2ساعت با پاراموتور طول کشیده است. از بدشانسی یا خوش شانسی پرنده هاست نمی داند، اما دلخور است.
چراکه هربار که سایت مناسبی برای پرواز می یابند و با هزینه خودشان آن را می سازند، آنجا آباد می شود، مردم می آیند ویلا و خانه سازی می کنند. مثل سایت امام زاده هاشم ، مثل شهرک شهید محلاتی.
اینجا هم اگر کابل کشی دکل ها ادامه پیدا کند، باید به دنبال سایت دیگری باشند، پرنده ها آشیانه را در نتیجه ساخت و ساز ترک می کنند و کوچ می کنند.
تلخ ترین خاطره فراهانی پرواز نیمه تمام پرنده هایی است که شاهد بوده و لذت بخش ترین خاطره اش هم زمانی است که تعداد زیادی پرنده را در آسمان می بیند که باهم پرواز می کنند و به سلامت فرود می آیند.
گسترش این ورزش در بین جوانان به گونه ای است که حتی در شهرستان های کشور سایتهایی برای آموزش پاراگلایدر ایجاد شده است. قدمت این ورزش در دنیا 20سال است که در ایران به 10سال می رسد. قبل از این ورزش پاراشویتس یا پاراگلایدر یا پرواز با چتر سقوط آزاد در ایران متداول بوده است.
در ابتدا پرنده چتر خود را روی زمین باز می کند و به وسیله بندهایی «هارنس» را به خود متصل می کند و بعد با حرکت رو به جلو چتر را بالای سر خود قرار می دهد و در نهایت با خالی شدن زیرپایش بر روی ارتفاعات چتر را به وسیله بندهایی کنترل می کند. وسایل پاراگلایدر از خارج کشور وارد می شود و کسانی به سراغ این ورزش می آیند که توانایی تامین هزینه های آن را داشته باشند.
قیمت چترهای دست دوم چیزی حدود 400 تا 800 هزار تومان است و قیمت یک چتر نو با ست کامل آن نزدیک به 2میلیون می شود.


شکوه ، لذت و دیگر هیچ
ناهید نصیری حنیفه زاده 37سال سن دارد و 11سال است که می پرد. اولین بار که پرید وجودش را ترس و دلهره گرفته بود اما از آن پس ، بعد از پرواز می گوید که تا یک ماه سرزنده و سرشار از لذت است.
بهترین پروازش دو سال پیش بود پرواز بلندی که حدود 25دقیقه طول کشید و با همسرش پریده بود. یک بار هم دچار سانحه شده بود، ارتفاع گرفته و نفهمیده بود.
ابر کمولوس او را به سمت بالا کشیده بود آنقدر که پرنده های دیگر را یک نقطه ریز می دیده و کم کم دچار سرمازدگی شده بود و در نهایت با تغییر منطقه پروازش در حالی که سرمازده شده بود فرود می آید.


پرواز مرگ
پاراگلایدر یعنی جدا شدن از زمین و آرامش یافتن ، یعنی آسمان ، تو و خدا. آنجا دیگر هیچ کس نیست. این ورزش نیز مانند سایر ورزشهای دیگر خطراتی دارد همچنان که در طی سالهای گذشته پرنده های بسیاری از پرواز بازماندند.
ابراهیم علمدار 32ساله در سایت پروازی همدان تندباد، پاراگلایدر او را در هم پیچید، سپیده دختر 15ساله در منطقه امام زاده هاشم به علت بسته نشدن قفل مخصوص از روی پاراگلایدر لیز خورد و پس از سقوط روی سقف خانه ای جان سپرد، مهندس مهران نامجو پس از برخورد با صخره جان داد، و پرنده جوان امیر تهرانی در 6متری زمین بر اثر وزش ناگهانی باد به صخره خورده بود و افشین بیات مربی بین المللی پاراگلایدر در سایت جنوبی شهرک صدرای شیراز در حین فرود جان سپرد.


مرجع ناظر واحد نداریم
باقری مسوول مرکز آموزش چتربازی ، پاراموتور، پاراگلایدر مرکز آموزش فنون هوایی سازمان هواپیمایی کشوری می گوید: کنترل ورزش های هوایی مثل پرواز با پاراگلایدر از دست رفته است و هیچ کس مسوول نیست.
در سایت های مختلف افراد مختلف بدون آن که مجوزی داشته باشند، اقدام به آموزش می کنند و از هیچ کس هم اجازه نمی گیرند و اغلب در شرایط نامناسب جوی اقدام به پرواز می کنند و طبیعتا دچار سانحه می شوند.
بال را می خرند و تا زمانی که سلامت هستند، هیچ کس حرفی نمی زند، اما زمانی که دچار سانحه می شوند به سراغ مسوولان می آیند. باقری می افزاید: ما مرجع هستیم اما قدرت کافی نداریم.
با این حال همواره خطرات و کاستی های این ورزش را گوشزد کرده ایم. با این حال مرجع واحدی که تصمیم گیرنده مرکزی و واقعی باشد، وجود ندارد.
وی می افزاید: ما بارها درباره ورود بالها و استانداردسازی آن به گمرک هشدار داده ایم و خواسته ایم که با تایید ما وارد شوند. اما متاسفانه اغلب بالهای وارد شده از حیطه نظارت ما خارجند. از طرفی هر وسیله و پرنده ای که حتی به اندازه نیم متر از زمین بلند شود وارد حیطه نظارتی سازمان هواپیمایی شده و این سازمان باید مسوول آن باشد.
روزها می گذرد و تهران همچنان در آلودگی هوا و ازدحامش زنده است و اما در این بین پرنده ها نگران از پیشرفت ساخت وسازها به این می اندیشند که شاید روزی برسد که دیگر جایی برای پرواز نداشته باشند.


سمیه فصاحت
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها