تعطیلات / 28 اسفند
خلاصه: قصه تعطیلات از دزدی دو جوان شروع میشود. آنها قصد دارند به خانه پیرزنی به نام نرگس دستبرد بزنند. آن شب پسر جوان (شریف) بر اثر حادثهای پایش میلغزد و از بام خانه به داخل خانه سقوط میکند. وقتی به هوش میآید، پیرزن او را طناب پیچ کرده است. پیرزن از او میخواهد یا او را برای ادای نذر خود به شیراز و شاهچراغ ببرد یا اینکه او را تحویل قانون و پلیس خواهدداد.
سریع و خشن 6 /1 فروردین
خلاصه: فرزند برایان هیکز به دنیا میآید و دوست و برادر زن دمی، دومینیک تورتو به وی هشدار میدهد این باید برای برایان سرآغاز یک زندگی شرافتمندانه باشد. در همین زمان هابز، مامور پلیس به مخفیگاه دومینیک در اسپانیا میآید و از او برای دستگیری یک تبهکار خطرناک به نام اوون شاو کمک میخواهد.
زن خوب و مرد خوب /2 فروردین
خلاصه: داستان در یک شهرک اتفاق میافتد. امین عاشق دختری به نام گل ـ دختر صاحبکارش ـ است. او به عشق امین جواب رد میدهد. امین از کارگاه آنها، سراغ دوستش (پسرعموی گل) میرود که بتازگی به پرورش شترمرغ رو آورده است. دوستش در حال آزمایش و تولید دارویی برای ایجاد حس مهربانی نیز است و...
تبعیض /3 فروردین
خلاصه: در سال 2154 زندگی افراد به دو بخش تقسیم شده است. صاحبان قدرت آمریکا و پولدارها تمامی تسهیلات حیات انسان را در سیاره آلفا جمعآوری کرد ند و در زمین رباطهایی از سوی دولتمردان بر مردم حکمفرمایی میکنند. مکس که در کارخانه رباتسازی کار میکند، در حین کار در معرض اشعه رادیواکتیو قرار میگیرد و فرصت کمی برای زندگی دارد. او با همکاری گروهی که در مقابل این تبعیض دولت برای نجات مردم فعالیت میکنند، موفق میشود امکان رفتن به آلفا را برای دیگران فراهم سازد، هرچند جان خود را از دست میدهد.
خان هشتم /4 فروردین
خلاصه: این فیلم درباره مردی به نام بهرام است که ساده و خوشباور و بسیار خانوادهدوست است. او پس از گذشت سه سال از ازدواجش، میخواهد همسرش گیسو را به ماه عسل ببرد.
گریز / 5 فروردین
خلاصه: برنت که راننده حرفهای ماشینهای مسابقهای است، تلفنی از ربوده شدن همسرش از سوی فرد ناشناسی باخبر میشود و طبق دستور مرد ناشناس با دختری همراه میشود. این دختر که یک هکر برنامههای کامپیوتری است به برنت کمک میکند تا نقشه این ناشناس را که برای یک دزدی بزرگ و گریز از شهر طراحی شده است، به پلیس اطلاع دهد و برنت موفق میشود جان همسرش را نجات دهد، اما نیروهای پلیس همچنان نمیتوانند این ناشناس مرموز را شناسایی و دستگیر کنند.
قطار چنای / 6 فروردین
خلاصه: راهول که در کودکی والدینش را از دست داده و همراه پدربزرگ و مادر بزرگش زندگی میکند، در نودونهمین جشن تولد پدر بزرگش، او را از دست میدهد و مادر بزرگش از وی میخواهد تا به آخرین وصیت پدربزرگ که بردن عتیقه ارثیه خانوادگیشان به دهکده زادگاه اوست، عمل کند؛ زیرا او قابل اطمینان خانواده است. اما برنامه سفر او پس از آشنایی اتفاقی با دختری به نام میناما در قطار چنای تغییر میکند. پس از وقوع ماجراهای گوناگون با وجود سختگیریهای پدر میناما با او ازدواج میکند.
نقشه فرار /7 فروردین
خلاصه: ری برنرلین برای یک شرکت خصوصی کار میکند که فعالیتش، آزمایش ضریب امنیت زندانهاست. طی قراردادی ری باید این بار از زندانی فرار کند که بهپیشرفتهترین امکانات ایمنی مجهز است. ری با خشونت دزدیده و در زندانی اسیر میشود که پر از محفظههایی شیشهای است و با امیل راتمایر آشنا میشود. ری به کمک او موفق میشود از زندان فرار کند و کل زندان را که روی یک کشتی در دل اقیانوس قرار دارد، منفجر کند. معلوم میشود تمام سیستمی که این زندان بر اساس آن ساخته شده، تحت حمایت سیاستمداران فاسد آمریکایی ـ که به منابع ثروت وصل هستند ـ قرار دارد و تمام جنایاتی که در آن انجام شده است، برای حفظ منافع این سیاستمداران سرمایهدار است.
نارنجیپوش /8 فروردین
داستان تحول یک عکاس که تلاش دارد با پاکیزگی محیط اطراف، به تطهیر روح و روان خود بپردازد و در نهایت به پاکیزگی روح دست یابد. حامد آبان عکاس حرفهای مطبوعات، با خواندن کتابی چنان تحت تاثیر پالایش محیطزیست و مبارزه با آشغالزایی قرار میگیرد که با لباس نارنجی مخصوص رفتگران به شهرداری میپیوندد و با عنوان «نارنجیپوش لیسانسه» به شهرت میرسد.
برج /9 فروردین
خلاصه: کیم یکی از کارکنان برج آسمان است که با دخترش حنا زندگی میکند، در شب سال نو بالگرد متعلق به برج که در اطراف آن در پرواز است، ناگهان در شرایط آب و هوایی نامساعد گرفتار و از کنترل خلبان خارج و به داخل برج کشیده میشود و در طبقات بالایی، آتشسوزی بزرگی را ایجاد میکند. یک گروه آتشنشانی بسرعت به سوی برج میشتابند اما تا سوخت بالگرد تمام نشود، آتشسوزی متوقف نخواهد شد و تنها میشود تعدادی از آدمهای داخل برج را نجات داد، سرانجام افراد زیادی توسط آتشنشانها نجات مییابند که کیم و حنا هم در میان آنان هستند.
قتل از فاصله نزدیک /10 فروردین
خلاصه: هوگو در تصادف با موتور بشدت مجروح میشود. در بیمارستان فردی ناشناس قصد قتل وی را دارد که ساموئل سر میرسد و او را از مرگ نجات میدهد. اما همان شب همسر باردارساموئل، نادیا ربوده میشود. ربایندگان از او میخواهند هوگو را در اختیار آنها قرار دهد. ساموئل به بیمارستان میرود و هوگو را از بیمارستان خارج میکند. وی با هوگو علیه پلیسهای فاسد مبارزه میکند. هوگو یک فلش در اختیار دارد که حاوی قتل رئیس پلیس توسط پلیس فاسد، پاتریک ورنر است. ساموئل، ناد یا را ازدست پلیسهای فاسد نجات میدهد و فلش را در اختیار پلیس میگذارد. هوگو، ورنر را در هتل محل اقامتش میکشد.
فاجعه در فروشگاه /11 فروردین
خلاصه: جاش، باخواهر دوستش نامزد کرده در اثر کمتوجهی جاش، روری نمیتواند در مقابل کوسه مهاجم، در هنگام موج سواریاش از امکانات ایمنی لازم استفاده کند و کشته میشود. چند سال بعد که جاش در یک فروشگاه زنجیرهای مشغول به کار است، ناگهان آب دریا بسرعت پیشروی و سیل همه چیز را نابود میکند. تنها در فروشگاه چند نفر میتوانند روی قفسهها بروند و خود را نجات دهند. کوسهای در این آب شنا میکند و به دنبال شکار انسان است و سیم برقی که در آب افتاده، تمام آب را غیرقابل عبور کرده است جاش سرانجام موفق میشود کوسه را نابود و خطر برق را رفع کند و افراد گرفتار را نجات دهد.
مسابقه ازدواج /12 فروردین
خلاصه: فیلم، داستان سه دوست است به نامهای مهیار، هومن و امیر که هر سه مهندس ساختمان هستند و در یک شرکت کار میکنند. هر سه به عنوان کارمند نمونه شرکت انتخاب شدهاند. مدیرعامل شرکت قرار است شعبه جدیدی در کیش افتتاح و یکی از این سه کارمند نمونه را بهعنوان مدیرعامل آن شعبه انتخاب کند. شرطش برای این کار، تأهل است که هیچ کدام از سه پسر قصه ما، این شرط را ندارند. مدیرعامل عنوان میکند هر کدام زودتر متأهل شد و ازدواج کرد، او را با امکانات رفاهی ویژه به عنوان مدیر شرکت به کیش میفرستد. مهیار و هومن بیشتر از امیر علاقه دارند به کیش بروند، بنابراین هر کدام دست به دامن خانوادهها و دوستانشان میشوند تا برایشان موردی مناسب برای ازدواج پیدا کنند، ولی امیر به خاطر خواهر و مادرش نمیتواند این کار را قبول کند.
شتاب /13 فروردین
خلاصه: جیمز هانت و نیکی لاودا، دورقیب مسابقات رالی هستندو لاودا همیشه از هانت جلوتر است. او در زندگی شخصیاش نیز بسیار موفقتر است، در حالیکه هانت پس از مدت کوتاهی زندگی مشترک، از همسرش جدا میشود. طی یک مسابقه در هوای بارانی که جیمز بر آن اصرار میورزد، اتومبیل لاودا آتش میگیرد و وی مدتها به دلیل سوختگی شدید، از مسابقه کنار میماند و این فرصت موجب میشود تا جیمز پیشرفت بسیار زیادی کند. پس از این لاودا به یک زندگی آرام بازمیگردد اما هانت به زندگی هیجان انگیز خود تا مرگ زود هنگامش در چهل و پنج سالگی ادامه میدهد.
لغزش /13 فروردین
ساعت پخش: ساعت 22
خلاصه داستان این فیلم: درباره زنی به نام لیلا است که 35 سال دارد و همراه پسر سیزده سالهاش زندگی میکند. او که مشکلات مالی زیادی دارد، از ابتدای کودکی به پسرش فرشید گفته پدرش در خارج از کشور فوت کرده است و پدرش هیچ قومی و خویشی ندارد. لیلا به دلیل مشکل اعصاب و روان، همواره به روانپزشک مراجعه میکند. مدیر شرکتی که لیلا برایش کار میکند، او را برای ازدواج، به دایی زنش معرفی میکند. لیلا با دیدن مرد که 60 سال دارد شوکه میشود و جواب رد میدهد. شوهر سابق لیلا که ده سال است آنها را ترک کرده، به دلیل غرور بیش از حدش، از خانواده طرد شده ولی اکنون زندگی در کنار خانواده، بهترین تصمیم است و...
دوستان خوب /14 فروردین
خلاصه: داوود و سهراب در سال سوم راهنمایی هستند برای رفتن به دبیرستان باید د ر امتحان ورودی شرکت کنند و سهمیه خوابگاه روستای آنان از سه نفر به یک نفر تقلیل پیدا کرده است آنها باهم به رقابت میپردازند.
دیگری /14 فروردین
ساعت پخش: ساعت 00/22
خلاصه: پسری همراه مادرش در یک روستا زندگی میکند. او که پدرش را از دست داده، ناچار است همراه با مردی که بزودی ناپدری اش میشود به تهران سفر کند. در تهران برای آنها اتفاقهای مختلف میافتد...
فصل تازه /15 فروردین
ساعت پخش: ساعت 22
خلاصه: داستان این فیلم درباره دختران نازپروردهای است که بعد از فوت مادرشان همراه دایه خود در تهران زندگی میکنند، پدر این دختران یک کارخانهدار است و...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم