با ایرج قنبری، ترانه‌سرای «بهار آمد و شمشادها جوان شده‌اند»

بهار خیزشی است از خواستن تا برخاستن

ایرج قنبری یکی از شعرای اثرگذار در شعر دهه اول انقلاب اسلامی بوده که دوستی نزدیکی با سلمان هراتی داشته است. او مجموعه‌های زیادی در حوزه شعر بخصوص در قالب نیمایی منتشر کرده است.
کد خبر: ۶۵۶۸۵۰
بهار خیزشی است از خواستن تا برخاستن

ترانه‌سرای موفقی هم محسوب می‌شود و آثار خوب و به‌یادماندنی در این عرصه دارد. یکی از ترانه‌های مشهور او «بهار آمد و شمشادها جوان شده‌اند» است که در سال‌های میانی دهه 70 با آهنگسازی فرید شب‌خیز و صدای گرم بیژن خاوری شنیده شد. این ترانه برخلاف بسیاری از کارهایی که ماندگاری چندانی در ذهن مردم ندارند، هنوز هم زنده است و حالا هم در روزهای پایانی سال 92 و در آستانه فرا رسیدن بهار شاید بسیاری آن را زیر لب زمزمه می‌کنند. با قنبری درباره سرایش این ترانه و تبدیل آن به یک قطعه موسیقی موفق بهاری و فعالیت‌های این روزهایش گفت‌وگو کرده‌ایم:

چند روزی بیشتر به رسیدن فصل بهار نمانده است. اجازه بدهید به همین بهانه کمی به ترانه زیبایتان درباره بهار بپردازیم. «بهار آمد و شمشادها جوان شده‌اند» ازجمله سروده‌های شما درباره این فصل زیباست که با گذشت سال‌ها هنوز هم مردم آن را به یاد دارند و دوستش دارند. چه شد که این ترانه را سرودید؟

به خاطر دارم نخستین سال‌های پس از پیروزی ما در جنگ تحمیلی بود و در هفته دفاع مقدس بودیم. فکر می‌کنم سال 71 بود و به اتفاق جمعی از شاعران عازم مناطق جنگی قصرشیرین بودیم که استاد مشفق به خاطر لطفی که به بنده داشتند به من گفتند ترانه‌ای را با موضوع بهار که مناسبتی هم با مقاومت و پایداری ملت ایران داشته باشد، آماده کنم.

از آنجا که قبلا هم با حمایت ایشان ترانه‌هایی از من به آهنگسازان سپرده شده بود و برخی از آنها هم با اقبال خوبی روبه‌رو شده بودند با کمال میل پیشنهاد ایشان را پذیرفتم و شروع به کار کردم و به خاطر حس ویژه‌ای که در آن سفر داشتم، هنگام بازگشت شعر را تکمیل کردم و در اختیار ایشان گذاشتم.

یعنی ترانه را در همان سفرتان به مناطق جنگی نوشتید؟

بله. در همان روزهای سفر بود که ترانه را سرودم. ایشان هم کار را گرفتند و قول دادند در اختیار یک آهنگساز خوب قرار دهند. تقریبا اسفند همان سال بود که از اداره تولید موسیقی صدا و سیما با من تماس گرفتند که ترانه «شمیم عاطفه» از سوی آهنگساز باتجربه آقای فرید شب‌خیز و هنرمند خوب و پاک جان آقای بیژن خاوری آهنگسازی و اجرا شده است و درخواست کردند در همین کیفیت یک ترانه دیگر که البته اکنون موضوعش را حضور ذهن ندارم، برایشان آماده کنم. آن ‌وقت اظهار داشتند که این کار در ایام عید از رسانه ملی پخش خواهد شد.

فکر می‌کردید این ترانه بتواند تا این حد با مردم ارتباط برقرار کند؟

راستش نه... آن طور که آقای خاوری بیان می‌کنند برنامه «ساعت خوش» به تهیه‌کنندگی آقای وحید سمنانی یکی از فرصت‌های استثنایی بود که توانست این ترانه را به مردم معرفی کند، اما آن روزها از کوچه‌های کرمانشاه که می‌گذشتم، تقریبا از کنار بیشتر فروشگاه‌های موسیقی که رد می‌شدم صدای دلنشین آقای خاوری به گوش می‌رسید؛ صدایی که تا سال‌ها در ذهن و ضمیر مردم خاطره شد، اما توفیق این قطعه بیش از هر چیز مرهون لطف خدا و تلاش صادقانه دست‌اندرکاران و متولیان امر بود. در اینجا لازم می‌بینم به‌طور صمیمانه از مرکز موسیقی صداوسیما و بویژه استاد مشفق‌کاشانی که انگیزه سرودن این قطعه را فراهم کردند، تشکر کنم و تلاش ارزشمند آنان را پاس بدارم.

ما شعرها و ترانه‌های زیادی درباره بهار داریم که برخی هم از شاعران و ترانه‌سرایان بزرگی است که از دیرباز تا امروز در این عرصه فعالیت کرده‌اند. شاید خیلی‌ها با خودشان بگویند موضوعات بزرگ‌تر و مهم‌تر از بهار هم در هستی وجود دارد. به نظر شما چرا بهار همیشه مورد توجه شاعران قرار می‌گیرد؟

در آفرینش شعر و ترانه به نظرم موضوع کوچک و بزرگ وجود ندارد، بستگی به این دارد که شاعر چگونه در یک موضوع غرق شود.

خیلی از مسائلی که دور و بر ما رخ می‌دهد و به چشم نمی‌آید، گاه می‌تواند موضوع وقوع یک اتفاق بزرگ شاعرانه باشد؛ مهم این است که شاعر چگونه در کنه یک موضوع وارد شود و از چه نگاه و منظری ببیند.

همان طور که گفتید دیوان شاعران از گذشته تا امروز پر است از تصاویر ناب شاعرانه درباره بهار؛ این مفهوم در قصاید شاعران متقدم بیشتر به چشم می‌خورد، اما هرچه به قالب‌هایی مثل مثنوی و بویژه غزل بیشتر نزدیک می‌شود، شعرها عمیق‌تر شده و بعد انسانی‌تری پیدا می‌کند و فقط توصیف شاعرانه از بهار نیست، بلکه به‌گونه‌ای ارتباط عاطفی انسان با بهار ابدی و رستاخیز است و پیوندی که دگرگونی طبیعت با حال انسان دارد؛ انسانی که در جستجوی یک خیزش دوباره است؛ خیزشی از خواستن تا برخاستن.

هنوز هم درباره بهار می‌نویسید؟

این روزها درباره بهار ننوشتم، اما کار تازه‌ام با عید در ارتباط است.

چه ارتباطی دارد؟

جدیدترین ترانه‌ای که نوشتم عیدانه‌ای است که قرار است از سوی هنرمند عالیقدر دکتر محمدرضا چراغعلی آهنگسازی شود؛ موضوع مربوط به همه اعیاد ملی و مذهبی است، به همین دلیل فضای آن هم نسبت به عیدانه‌های نوروزی کاملا متفاوت است.

آخرین کتابی که منتشر کرده‌اید، چیست؟

کتاب باغ ترانه که به همت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مساعدت استاد علیرضا قزوه منتشر شد، آخرین مجموعه‌ای بود که در اختیار علاقه‌مندان شعر قرار گرفت.

قصد ندارید کتاب تازه‌ای منتشر کنید؟

طی این سال‌ها فقط نوشته‌ام و کنار گذاشته‌‌ام تا فراغتی پیش بیاید و آنها را به یک ناشر خوب بسپارم. اکنون دو مجموعه شعر کودک و نوجوان، یک مجموعه نثر ادبی، یک مجموعه کامل ترانه و یک مجموعه از اشعار مذهبی دارم که امیدوارم در اولین فرصت آنها را منتشر کنم. امیدوارم بتوانم کارنامه خوبی ارائه دهم.

بهار آمد و ...

بهار آمد و شمشادها جوان شده‌اند

پرندگان مهاجر ترانه‌خوان شده‌اند

دوباره پنجره‌ها بال عشق وا کردند

دوباره آینه‌ها با تو مهربان شده‌اند

شکوفه‌های معطر دوباره می‌خندند

که میزبان قدم‌های ارغوان شده‌اند

بهار آمد و شمشادها جوان شده‌اند

پرندگان مهاجر ترانه‌خوان شده‌اند

بهار آمد و آن لاله‌های روشن دشت

چراغ خلوت شب‌های عاشقان شده‌اند

صنوبران جوان روی شانه‌های زمین

دوباره چتر گشودند و سایبان شده‌اند

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها