مردی که پس از قتل مادربزرگ و پدر خود در زندان تحمل کیفر می کرد ، بعد از احضار به پلیس آگاهی تبریز راز یک جنایت دیگر را فاش کرد.
کد خبر: ۶۵۵۷۷
غروب یکی از روزهای آبان ، مردی هراسان در جاده خاکی روستای اسپران از توابع تبریز با رهاکردن جسد مرد جوانی بسرعت سوار خودرو شد و محل را ترک کرد. صبح روز بعد چند کشاورز که در حال عزیمت به مزرعه خود بودند ، با مشاهده کلاغ هایی که در یک منطقه به پرواز درآمده بودند ، از سر کنجکاوی عازم محل شده و با جسد بدون سر مرد جوانی روبه رو شدند که به طرز دلخراشی به قتل رسیده بود. با گزارش موضوع ، ماموران با عزیمت به محل جسد را به پزشکی قانونی منتقل و فرد مجهول الهویه را دفن کردند.
یک هفته بعد
یک هفته پس از دفن جسد مرد مجهول الهویه و به دنبال تماس مردمی ، ماموران اطلاع پیدا می کنند مردی در اقدامی جنون آمیز پس از درگیری و مشاجره لفظی با پدر و مادربزرگ خود ، آنها را به قتل رسانده است . با تحقیق در این زمینه مشخص می شود عامل جنایت پس از ارتکاب قتل و با سرقت مقادیری پول و طلا از خانه متواری شده است . 3
روز پس از این جنایت ، متهم دستگیر می شود و با صراحت به قتل مادربزرگ و پدر خود اعتراف می کند. متهم در بازجویی های اولیه تصریح کرد: از چندی پیش مدام با پدرم درگیر بودم تا این که شب حادثه وقتی یکی از دوستانم که ساکن ماهشهر بود به خانه ما آمد ، پدرم در حضور وی بار دیگر با من درگیر شد و پس از آن که دوستم خانه را ترک کرد ، از شدت عصبانیت پدرم را به قتل رساندم و چون مادربزرگم شاهد این درگیری و جنایت بود ، قصد داشت با فریاد از همسایه ها درخواست کمک کند که او را نیز به قتل رساندم و سپس با سرقت مقادیری پول از خانه فرار کردم.
اعتراف به جنایت سوم
6 ماه پس از وقوع این جنایت ، روز گذشته متهم با مراجعه به افسر نگهبان زندان ، خطاب به او گفت : من اکنون به آخر خط رسیده ام و قصد دارم راز جنایت سوم خود را نیز فاش کنم . متهم یادآور شد: پس از قتل مادربزرگ و پدرم ، یکی از دوستانم به نام اسحاق که ساکن ماهشهر است به خانه ما آمد و گفت ، 10 میلیون تومان پول به همراه دارد و می خواهد با این پول خرید کند. متهم افزود: من بشدت وسوسه شدم و دوستم را برای گردش به حاشیه رودخانه همدان بردم و در این محل در یک لحظه دوستم را غافلگیر کردم و او را هم به قتل رساندم . متهم اعتراف کرد: می ترسیدم اگر هویت اسحاق فاش شود ، پلیس مرا دستگیر کند. به همین دلیل سر او را بریدم و داخل رودخانه انداختم سپس با انتقال جسد به جاده خاکی روستای اسپران که در همان حوالی بود ، او را نیز در محل رها کردم و متواری شدم . در پی اعترافات جدید متهم ، پرونده جنایت سوم برای تحقیق و پیگیری بیشتر و شناسایی بستگان مقتول به پلیس آگاهی تبریز ارجاع شد.