در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بدیهی است که اگر شرایط خوب باشد، لذت میبریم و اگر خوب نباشد، لذت نمیبریم. توانایی لذت بردن دیگر چیست؟ این نگاه خیلی وقتها بدفهمی در رابطههای بین فردی ایجاد میکند. شوهری که شکایتش این است که با اینکه به همسرم رسیدگی و رفاه را برایش فراهم میکنم، با هم به مسافرت میرویم و شرایط زندگیمان خوب است اما دریغ از لبخندی خشک و خالی که بر لبان همسرم نقش بندد. باید در پاسخ به آن افراد گفت: آری، لذت بردن توانایی میخواهد. واقعیت روانشناختی این است که لذت بردن جزو تواناییهای ذاتی انسانهاست که افراد سالم از آن بهرهمند هستند، اما براحتی در اثر افسردگی از دست میرود. طبیعت افسردگی این است.
در افسردگی همه چیز بیرنگ و بیمعنی میشود. چیزهایی که همیشه لذتبخش بودهاند دیگر آن شور و هیجان را برنمیانگیزند. حتی میل جنسی هم از بین میرود. هیچ چیز فرد را خوشحال نمیکند. حتی خرید کردن هم دیگر برای خانمی که افسردگی دارد، لذتبخش نیست!
شاید یکی از دردناکترین نشانههای افسردگی همین ناتوانی در لذت بردن باشد. در این شرایط زندگی از شور و هیجان همیشگی تهی میشود. این یک تراژدی در بیماران افسرده است. انسانهای شاد نیازی برای شاد بودن ندارند. هر چیزی برایشان بهانهای برای خندیدن است. اما وقتی افسردگی ایجاد شود، این توانایی از بین میرود.
بیمار افسرده مانند تشنهای کنار دریاست. ممکن است همه چیز داشته باشد ولی هیچ چیز خوشحالش نمیکند. از دست دادن توانایی لذت بردن به همین جا ختم نمیشود و میتواند سرچشمه آسیبهای اجتماعی زیادی بشود.
گاهی بیماران افسرده برای جبران لذتهای ساده از دست رفته به فعالیتهای هیجانآور و خطرآفرین رو میآورند، مانند مصرف مواد روان گردان، رابطههای جنسی مهار گسیخته، رانندگی با سرعت بالا و قمار. این چیزها به بیمار افسرده لذت آنی میدهد، ولی به دلیل عوارض دراز مدت، همچنین ایجاد احساس پوچی به دنبال انجام این فعالیتهای تو خالی، افسردگی بیشتر میشود.
این نوع لذت جوییها رفتارهای ناسازگارانهای هستند که ممکن است از بیمار افسرده سر بزند و نه تنها کمکی به او نمیکند، بلکه افسردگی او را شدیدتر هم میکند. درست مانند نوشیدن آب شور دریا که تشنگی را بیشتر میکند. برای به دست آوردن دوبارۀ توانایی لذت بردن، چارهای جز درمان افسردگی نیست.
افسردگی اختلالی است که قابل درمان است. یکی از کمکهای بزرگی که به بیمار افسرده میشود، بازآفرینی این توانایی است که از هر چیز سادهای لذت ببرد.
لذت را در درون جستجو کند، از زندگی در کنار خانواده و کار و تفریحهای سالم لذت ببرد و برای به دست آوردن آن به دام آسیبهای روزافزون اجتماعی نیفتد.
حافظ باجُغلی روانپزشک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: