نقدسیاست عبارتی فراموش شده

بحث همبستگی ملی و مشارکت عمومی که از سوی مقام معظم رهبری در سال 84 مطرح شد تاکنون عکس العمل های متفاوتی در پی داشته و هر کس از زاویه دید خود به تجزیه و تحلیل این عبارات پرداخته است.
کد خبر: ۶۵۳۴۳

دو مقوله «همبستگی ملی» و «مشارکت عمومی» که می توان آنها را در زمره مهمترین مفاهیم جامعه شناختی قرار داد ضرورتی استراتژیک است که اینک رهبر فرزانه انقلاب آنها را مطرح و امسال را اینگونه نامگذاری کرده اند.
مشارکت عمومی همان عبارتی است که می توان در ابعاد مختلف یک جامعه آن را به شیوه های گوناگون به معنا رساند.
در کتاب آسمانی مسلمانان خداوند متعال بارها به روی مشارکت سیاسی آحاد جامعه تاکید ورزیده اند که می توان مصادیق آن را به سوره مبارکه رعد در آیه یازدهم و همچنین در سوره مبارکه شورا آیه 38 و... نام برد.
دین مبین اسلام برای حق تعیین سرنوشت انسان ها اهمیت ویژه ای قایل شده همان مساله ای که امروز در دمکراسی های نوین از آن مکرر یاد شده است.
همبستگی ملی و مشارکت لایه های اجتماعی از اصول مورد توجه یک نظام مردم سالار دینی است اینک نه تنها در آستانه نهمین انتخابات ریاست جمهوری ضرورت حیاتی یافته بلکه در تمامی مراحل آینده انقلاب آحاد مردم باید به رعایت این اصول بپردازند.


مردم ایران در دهه های گذشته شاهد دگردیسی های مهمی در ابعاد متفاوت کشورشان بوده اند و برخی از تجارب ملی که برای اولین بار با آن روبه رو شده اند مردم را به فهمی نو در عرصه های سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و... رسانده است.
نظام سیاسی که ساختار آن بر پایه همبستگی ملی و سرانجام مشارکت عمومی معماری شده است نمی تواند از کنار مولفه های اساسی شکل دهنده خود - یعنی مردم - بی تفاوت بگذرد. اگر عمیق تر به این دو عبارت بیندیشیم در می یابیم که میان این دو رابطه ای منطقی برقرار است.
یعنی گسترش لایه های متفاوت یک اجتماع که برای نظامی مانند جمهوری اسلامی ضرورت حیاتی دارد که بدون همبستگی ملی تحقق نمی یابد.
شاید در این دوره بیش از هر دوره دیگر مسوولان به اندیشه یافتن راهکارهایی بوده اند که همبستگی ملی را ارتقا و مشارکت ملی را افزایش دهند. برای افزایش مشارکت عمومی عوامل زیادی می تواند تاثیرگذار باشد، عواملی کلی مانند وضعیت اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و... یک جامعه که در فعال بودن لایه های اجتماعی نقش اساسی را بازی می کنند.
متاسفانه در ایران بخشهایی از مردم تصور منطقی از دعوت نظام به مشارکت عمومی و همبستگی ملی ندارند. آنها فکر می کنند چون در مقطعی به حضور آنها نیاز است نظام روی آنها برنامه های تبلیغاتی اجرا می کند.
همبستگی ملی و مشارکت عمومی یک جامعه مزایای بی شماری دارد، مزایایی چون حذف تهدیدات خارجی ، تولید دولت یا مجلسی بهتر و... بهبود در پیشرفت کشور، بهبود در وضعیت های عمومی یک جامعه و... که در حال حاضر نیاز اساسی کشوری مانند ایران است.
از طرفی دیگر باید برای جامعه و خصوصا طبقاتی که همیشه بر فردگرایی و ایده آل پرستی اصرار می ورزند روشن شود که با همبستگی و مشارکت به نتایجی می رسیم که خارج از تصور اندیشه ها و ایده های فردی و گروه های خاص است.
از سوی دیگر می توان به تبعاتی که در عدم همبستگی گریبانگیر جامعه می شود اشاره کرد، تبعاتی مانند انشقاق در اجتماع ، تسلط بیگانگان بر عرصه های مختلف کشور، تولد دولت و مجلس نا کارآمد، عدم ایجاد هماهنگی بخشهای نظام با مطالبات مردمی ، عدم پیشرفت و توسعه در ابعاد مختلف و... که برای هر نظام به معنای به صدا در آوردن زنگهای خطر می باشد.
دو مقوله همبستگی و مشارکت که زیربنای توسعه سیاسی و اقتصادی کشورهای موفق می باشد در این برهه از زمان ضرورت استراتژیکی دارد.
همگرایی آحاد جامعه در مسیر منافع ملی کشور عاملی است که باعث می شود ابزارها و سیستم های خصمانه خارجی کارآیی خود را به صورتی عجیب از دست بدهند.


اوج مشارکت سیاسی
ساعت می نواخت و زمان به سرعت می گذشت ؛ فردا اگرچه با زبان غریبانه ای با ما سخن می گوید اما صدای تحول بزرگی به گوش نخبگان و حتی تحلیلگران ایرانی از دوردست آشنا است و هر کس به فراخور حال خود و رویکردش قضایا را به شکلی تجزیه و تحلیل می کند و سعی دارد با منطق خود آن را به افکار عمومی تزریق کند.
گمانه زنی ها در مورد نهمین انتخابات ریاست جمهوری با اما و اگرهای زیادی روبه رو شده است. سیاسیون تکاپوی خود را برای فتح قله ای به نام «قوه مجریه» آغاز کرده اند.
تاکتیک ها و راهبردهای قدیمی به موزه می روند و به جای آن اسلوب های تازه از جیب تئوریسین های سیاسی خارج می شود تا مردم شاهد رقابت های جدیدی باشند. سال 1384 را می توان مبدا دیگری از تاریخ اجتماعی ، سیاسی و... ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نامید.
فصل جدیدی که با انتخابات ریاست جمهوری موجب تحول در ابعاد مختلف کشور می شود. احزاب سیاسی ایران از ماهها قبل از زمان برگزاری انتخابات تلاش خود را در جهت تعیین شخص مورد نظر و استراتژی های کارآمد، آغاز کرده اند.
به نظر می رسد احزاب سیاسی ایران تجربه های لازم را در طول عمر خود کسب کرده اند و در موقعیت حاضر برآنند که فرآیند انتخابات را با آخرین تاکتیک های سیاسی به نمایش عمومی بگذارند.
احزاب سیاسی ایران در این دوره سعی دارند یک بار دیگر فاصله ای که بین خود و لایه های اجتماع شکل گرفته را از بین ببرند و با آسیب شناسی خود به رفع اشتباهات گذشته پرداخته و با اصلاح ساختاری ، با شیوه جدیدی به عرصه سیاست وارد شوند.
در سال 1376 جریان موسوم به دوم خرداد با تجدیدنظر در پاره ای از روشها وارد عرصه انتخابات شد و توانست در میدان انتخابات پیروزی را از آن خود کند.
در این دوره که می توان آن را دوره «خاص» برای اصولگرایان نامید موقعیت ویژه ، این جریان را بر آن داشته که با ایجاد تغییر در ساختار تشکیلاتی و روش تصمیم گیری با اسلوبی کاملا جدید برای ورود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری آماده شوند.
برای اولین بار در کشور یک جریان سیاسی برای انتخاب نامزد مورد نظرش با نگاهی دقیق به نیروهای کارآمد خود، سعی در انتخاب شخصی دارد که از هر لحاظ شایسته باشد. اصولگرایان ایرانی با این ابتکار نو ثابت کرده اند که برای فردای ایران برنامه های متفاوتی از گذشته دارند. برنامه هایی که می تواند در نهایت موجب رضایت مندی مردمی شود که منتظر تحولات مثبت در کشور هستند.


مشارکت حداکثری
اگر بر آن باشیم که واقع بینانه تر به تحلیل رفتار رای دهندگان بپردازیم نکات بسیار جالب و جدیدی در شخصیت سیاسی افراد و آحاد جامعه پیدا می کنیم.
جریانهای سیاسی باید چشمهای خود را باز کنند و واقف باشند که مولفه های جدید مشارکت حداکثری و احساسات عمومی درگذر مقاطع مختلف انقلاب با دگردیسی های فراوانی روبه رو شده است.
چاره ای جز اندیشه برای تئوریسین ها و اندیشه سازان سیاسی نمانده که دریابند محرک اساسی افکار عمومی برای مشارکت حداکثری چیست.
مشکلات اساسی و روزمره مردم در ایران باعث شده تا روندی که یک اجتماع در وادی سیاست طی می کند به صورتی عجیب و معنادار تغییر کند و اینک برای شناخت جدید نیاز به مطالعات عمیق جامعه شناسانه براساس معیارهای واقع بینانه است.
در سالهای اخیر بندرت شاهد مطالعات دقیق و علمی بر روی وضعیت سیاسی اجتماعی ایران بوده ایم یا اگر مطالعه ای صورت گرفته تجزیه و تحلیلها نگاهی فارغ از دیدگاههای جناحی و سیاسی نداشته است.
معمولا در ایران هر کس به زبان خویش به نقد و نقادی حکومت می پردازد حال به درست بودن یا اشتباه بودن نقدها کاری نیست اما تاکنون کمتر شاهد آن بوده ایم که دولت و مسوولان نظام مردم خود را نقد کنند.
ملت ایران از دیرباز تمامی معضلات ، نارسایی ها و ضعفهای متفاوت را فورا به گردن حکومتها می اندازند و تاثیرگذاری عمومی را به صورتی کاملا محدود می پندارند. اساسا ملتها دولتها را می سازند و تعامل هردو آنها موجب پیشرفت در ابعاد مختلف و رفع معضلات در پروسه های متفاوت یک کشور می شود.
عملکرد ملتها در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و... قابل نقد است و حکومتها بدون تعارف اما به صورت علمی و دقیق می توانند.
ملتهایشان را نقد کنند و با راهکار کارشناسانه پروسه های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و... را کارآمدتر سازماندهی نمایند. یک ملت هم باید برای شیوه عملکرد خود در عرصه های مختلف پاسخگو باشد این یک واقعیت است که اگر ملتی دولتش را از آن خود نداند با بحران های فراوانی روبه رو می شود.
برای رسیدن به اهداف و جایگاه بهتر ملتها، دولتها نقش اساسی را ایفا می کنند اما دولتها همیشه با کارهای فرهنگی به تنهایی نمی توانند پروژه های مختلف را اجرا کنند. برای هدایت یک جامعه تاکتیک های خاصی اعمال می شود که البته این امور از دشوارترین اقدامات دولتها به شمار می رود.
ملت سازی (از بین بردن ایستارهای منفی قدیمی جامعه و ایجاد فرهنگی برتر در زمینه های مختلف جامعه) از بزرگترین وظایف یک دولت است دولتی می تواند ملت ساز باشد که در تمام ابعاد، توانمندی بالایی از خود نشان دهد.
دولت قوی می تواند ملتی را به پیش براند و عکس این قضیه می تواند ملتی را دچار عقب ماندگی ، سردرگمی و افول اجتماعی کند.
شرایط فعلی ، دولتی توانمند را می طلبد که قدرت بوجود آوردن تحول در ابعاد مختلف را دارا باشد و غیر از این باید قبول کنیم که آرام آرام بسوی افول گام برمی داریم.

فرشاد فرخ زاد


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها