اگر بر آن باشیم که واقع بینانه تر به تحلیل رفتار رای دهندگان بپردازیم نکات بسیار جالب و جدیدی در شخصیت سیاسی افراد و آحاد جامعه پیدا می کنیم.
جریانهای سیاسی باید چشمهای خود را باز کنند و واقف باشند که مولفه های جدید مشارکت حداکثری و احساسات عمومی درگذر مقاطع مختلف انقلاب با دگردیسی های فراوانی روبه رو شده است.
چاره ای جز اندیشه برای تئوریسین ها و اندیشه سازان سیاسی نمانده که دریابند محرک اساسی افکار عمومی برای مشارکت حداکثری چیست.
مشکلات اساسی و روزمره مردم در ایران باعث شده تا روندی که یک اجتماع در وادی سیاست طی می کند به صورتی عجیب و معنادار تغییر کند و اینک برای شناخت جدید نیاز به مطالعات عمیق جامعه شناسانه براساس معیارهای واقع بینانه است.
در سالهای اخیر بندرت شاهد مطالعات دقیق و علمی بر روی وضعیت سیاسی اجتماعی ایران بوده ایم یا اگر مطالعه ای صورت گرفته تجزیه و تحلیلها نگاهی فارغ از دیدگاههای جناحی و سیاسی نداشته است.
معمولا در ایران هر کس به زبان خویش به نقد و نقادی حکومت می پردازد حال به درست بودن یا اشتباه بودن نقدها کاری نیست اما تاکنون کمتر شاهد آن بوده ایم که دولت و مسوولان نظام مردم خود را نقد کنند.
ملت ایران از دیرباز تمامی معضلات ، نارسایی ها و ضعفهای متفاوت را فورا به گردن حکومتها می اندازند و تاثیرگذاری عمومی را به صورتی کاملا محدود می پندارند. اساسا ملتها دولتها را می سازند و تعامل هردو آنها موجب پیشرفت در ابعاد مختلف و رفع معضلات در پروسه های متفاوت یک کشور می شود.
عملکرد ملتها در زمینه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و... قابل نقد است و حکومتها بدون تعارف اما به صورت علمی و دقیق می توانند.
ملتهایشان را نقد کنند و با راهکار کارشناسانه پروسه های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و... را کارآمدتر سازماندهی نمایند. یک ملت هم باید برای شیوه عملکرد خود در عرصه های مختلف پاسخگو باشد این یک واقعیت است که اگر ملتی دولتش را از آن خود نداند با بحران های فراوانی روبه رو می شود.
برای رسیدن به اهداف و جایگاه بهتر ملتها، دولتها نقش اساسی را ایفا می کنند اما دولتها همیشه با کارهای فرهنگی به تنهایی نمی توانند پروژه های مختلف را اجرا کنند. برای هدایت یک جامعه تاکتیک های خاصی اعمال می شود که البته این امور از دشوارترین اقدامات دولتها به شمار می رود.
ملت سازی (از بین بردن ایستارهای منفی قدیمی جامعه و ایجاد فرهنگی برتر در زمینه های مختلف جامعه) از بزرگترین وظایف یک دولت است دولتی می تواند ملت ساز باشد که در تمام ابعاد، توانمندی بالایی از خود نشان دهد.
دولت قوی می تواند ملتی را به پیش براند و عکس این قضیه می تواند ملتی را دچار عقب ماندگی ، سردرگمی و افول اجتماعی کند.
شرایط فعلی ، دولتی توانمند را می طلبد که قدرت بوجود آوردن تحول در ابعاد مختلف را دارا باشد و غیر از این باید قبول کنیم که آرام آرام بسوی افول گام برمی داریم.