نفعی که ثروتمندان می برند

پیشرفت و توسعه هر کشوری در گرو دسترسی به انرژی و استفاده بهینه از آن نهفته است. در ابتدای هزاره سوم حدود یک میلیارد نفر در کشورهای پیشرفته و صنعتی زندگی می کنند که حدود 60درصد کل انرژی جهان را به خود اختصاص داده اند
کد خبر: ۶۵۱۳۷
، به عبارت دیگر می توان گفت حدود 17درصد از جمعیت جهان 60درصد از انرژی جهان را مصرف می کنند.
در حالی که حدود 5میلیارد نفر از جمعیت جهان که بیشتر در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند فقط از 40درصد انرژی کل جهان استفاده می کنند.
با وجود این ، آمارها و ارقام نشان می دهند که در بعضی از کشورها نظیر کشور ایران مصرف سرانه انرژی گاها بیشتر از مصرف سرانه انرژی در کشورهای صنعتی و پیشرفته است.
شاید دلیل این افراط در مصرف انرژی در ارزان بودن قیمت انرژی در کشور و پرداخت یارانه به این بخش از منابع فسیلی تجدیدناپذیر نهفته باشد.
ناگفته نماند هدف از پرداخت یارانه کمک به افراد کم درآمد و اقشار آسیب پذیر است ، اما به دلیل قیمت گذاری غیرمنطقی به انرژی وهدفمند نبودن پرداخت یارانه انرژی در کشور، نتایج دلخواه حاصل نگردیده و لذا پرداخت یارانه های انرژی باعث افزایش مصرف انرژی شده و به جای اقشار آسیب پذیر، ثروتمندان کشور از آن منتفع می شوند.
این مقاله تلاش می کند عملکرد پرداخت یارانه انرژی در حمل و نقل و سایر بخشها را مورد ارزیابی قرار دهد و در جهت بهینه سازی مصرف انرژی و هدفمند سازی آن راه حل های مناسبتری ارائه دهد.
در اقتصاد کشور ایران پرداخت یارانه انرژی به یکی از مباحث بسیار مهم اقتصادی تبدیل شده است. علت این مهم این است که عده زیادی از مدیران و متخصصان یکی از دلایل افراط در مصرف انرژی کشور را در پرداخت یارانه انرژی و قیمت پایین و عدم پرداخت مالیات بر مصرف آن می دانند و لذا اتلاف انرژی در کشور زیاد و بهره وری انرژی پایین است.
منابع فسیلی تجدیدناپذیر که یک ثروت ملی و مزیت اقتصادی محسوب می شود با تعریف غلط و نگرش غیرعلمی در ساختار اقتصاد ملی ، باعث شکل گیری فرآیندی شده است که تبعات آن به رقم حدود 172هزار میلیارد ریالی انرژی ظاهر شده است که حدودا معادل 37درصد کل بودجه دولت در سال 83است ، یارانه ای که در فرآیند فعلی بیشتر باعث اتلاف انرژی و به هدر دادن ثروت ملی ظهور کرده است.
لذا آنچه که انتظار می رود یعنی ارزش افزوده و بهره وری ای که می بایست از هزینه کردن آن عاید اقتصاد ملی شود از یاد رفته است. اما آنچه که بیشتر مورد توجه قرار می گیرد بیشترین سهم پرداخت یارانه انرژی است که به نفت گاز و بنزین تعلق می گیرد.
به عبارت دیگر می توان گفت سهم بخش حمل و نقل از یارانه انرژی حدود 34درصد است ، در حالی که سهم بخش خانگی و تجارت 29درصد و صنعت 5/24 درصد از یارانه انرژی را به خود اختصاص داده اند.
با یک جمعبندی مشاهده می شود که حدود 87درصد از یارانه انرژی به سه بخش فوق تعلق گرفته و سهم بخش کشاورزی فقط 8درصد است. با این سهم اندک می توان شاهد مهاجرت بی رویه روستاییان و کشاورزان به شهرها هم بود.
با ارزان بودن قیمت انرژی قطعا تولیدکنندگان صنایع خودروسازی و سایر شقوق صنعتی و مصرف کنندگان انرژی انگیزه ای بر کاهش مصرف انرژی ندارند و به همین دلیل قیمت واقعی کالاهای تولیدی در کشور بالاست و در بازارهای بین المللی از قدرت رقابت پذیر محروم شده است.
به بیان دیگر سرانه یارانه انرژی در سال 83در کشور ایران معادل 159دلار بوده است که در مقایسه با بسیاری از کشورها مقام بالایی را به خود اختصاص داده است.
نحوه توزیع یارانه های انرژی در کل جامعه کشور و بین خانواده های شهری و روستایی غیرمنطقی است ، دلیل آن ثابت بودن قیمت فرآورده های نفتی به ازای مصرف است.
از این منظر و چشم انداز خانواده هایی که بیشتر انرژی مصرف می کنند از یارانه بیشتری برخوردار می شوند، و نتیجتا اقشار کم درآمد و آسیب پذیر سهم کمتری از یارانه را به خود اختصاص می دهند. برای اثبات این موضوع یکی از شاخصهایی که می توان جهت اندازه گیری نحوه توزیع یارانه پیشنهاد کرد میزان برخورداری دهکهای بالای درآمد نسبت به دهکهای پایین درآمدی است.
بر این اساس می توان گفت میزان برخورداری مصرف 10درصد پردرآمدترین قشر کشور نسبت به 10درصد کم درآمدترین اقشار جامعه از یارانه بدین شرح استفاده می کنند: بنزین 41برابر، گازوئیل 33برابر، نفت سفید 8/1برابر، گاز 5/4 برابر و برق 7/3برابر، در واقع می توان گفت ارقام فوق نشان می دهند میزان برخورداری افراد ثروتمند از مصرف بنزین و گازوئیل نسبت به افراد کم درآمد بسیار زیاد و غیرمنطقی است.
در سال 1382یارانه بنزین بیش از 72درصد بوده است که خود به یکی از عوامل مهم افزایش مصرف بنزین تبدیل شده است ، به طوری که مصرف روزانه بنزین را به حدود 55میلیون لیتر در روز در سال 81و 60میلیون لیتر در سال 82و 65میلیون لیتر در سال 83رسانیده است.
در سه سال او برنامه سوم توسعه روند مصرف از آنچه که پیش بینی شده بود فراتر رفته است ، به طوری که رشد متوسط سالانه بنزین و نفت گاز به ترتیب 72/1 و 2برابر ارقام پیش بینی شده بوده است. ناگفته نماند که در روند افزایش مصرف بنزین و نفت گاز سهم خودروهای فرسوده و افزایش خودروهای فرسوده و افزایش خودروهای جدید دخیل بوده است ، این در حالتی است که مصرف نفت گاز در صنعت حمل و نقل ریلی همواره ثابت و از بهره وری بالایی برخوردار بوده است.
با وجود این که بر تعداد لکوموتیوها افزوده شده است ، با اتخاذ سیاست ممیزی انرژی و صرفه جویی در مصرف غیر علمی مقدار مصرف در سطح بسیار معقولی ماندگار بوده است. از این چشم انداز می توان سرمایه گذاری در گسترش صنعت حمل و نقل ریلی را پیشنهاد کرد.

تولید و مصرف فرآورده های نفتی
در سال 1970کشور ایران سومین تولیدکننده بزرگ نفت خام پس از امریکا و روسیه بوده است. در این سال ایران روزانه 3831هزار بشکه نفت خام در روز تولید می کرده است که حدود 92درصد آن یعنی 3519هزار بشکه نفت خام صادر می گردید و بقیه به مصرف داخلی اختصاص می یافت.
در سال 1379سهم ایران از تولید نفت 3770هزار بشکه در روز بوده است که حدود 1170بشکه در روز به مصرف داخلی رسیده و بقیه آن صادر می شد. حدود 69درصد آن صادر می شده است. در واقع سهم صادرات کم شده و مصرف داخلی افزایش یافته است.
در سال 1383حدود 40درصد (6/1 میلیون بشکه در روز به مصرف داخلی رسیده و 60درصد مابقی صادر شده است) که خود نشان دهنده کاهش درصد صادرات نفت و افزایش مصرف داخلی است.
گسترش افزایش مصرف فرآورده های نفتی به خصوص در بخش حمل و نقل و صنعت ، دلیل ارزان بودن انرژی و پرداخت یارانه است. روند فزاینده مصرف بنزین باعث افزایش واردات آن شده است به طوری که مقدار واردات آن در سال 1381با 50درصد افزایش نسبت به برنامه به روزانه 4/10میلیون لیتر رسیده بود. واردات بنزین واقعا به نفع اقتصاد ملی نیست.
چون اساسا مصرف بنزین در تولید نقشی نداشته و بیشتر افراد مرفه برای وقت کشی و تفریح و تخریب محیط زیست و آلودگی صوتی از آن استفاده می کنند. واردات بنزین از سال 75تاکنون روبه رشد بوده است به طوری که در سال 81روزانه 4/10 میلیون لیتر بنزین وارد شده و در سال 82و 83شدت روند مصرف بیشتر بوده است.
این روند در شاخص شدت مصرف انرژی نیز دیده می شود، زیرا در سال 67این شاخص 5بشکه نفت خام بوده است و در سال 82به 9/8 بشکه نفت خام رسیده است.
یکی از اثرات مهم و تخریب کننده یارانه بر انرژی این است که تولیدکنندگان و خودروسازان در به کارگیری عوامل تولید به قیمت آنها توجه کنند و به خرید تکنولوژی برتر اقدام نکنند و همین سیاست باعث افزایش شدت مصرف انرژی شده است و بهره وری انرژی در کشور در مقایسه با کشورهای در حال توسعه بسیار پایین است.
در بخش حمل ونقل نیز مصرف بنزین به دلیل عدم توجه و حساسیت به تکنولوژی برتر متوسط مصرف روزانه بنزین در مقایسه با سایر کشورها نیز بالا ست.
در رابطه با مصرف نفت گاز می توان گفت تقریبا مقدار مصرف سیر صعودی داشته به طوری که حمل ونقل جاده ای سالیانه حدود سیزده هزار میلیون لیتر و حمل ونقل ریلی فقط 200میلیون لیتر از آن را مصرف می کنند.

فرجام
در یک نگاه اجمالی می توان گفت در حال حاضر و با ادامه وضعیت فوق روند مصرف انرژی و فرآورده های نفتی صعودی بوده و ارزان بودن انرژی در کشور علاوه بر این که بر روند افزایش مصرف داخلی اثرگذار است قاچاق دو فرآورده بنزین و نفت گاز را برای کشور به ارمغان آورده است.
سالانه حدود 5/1 میلیون لیتر بنزین ، گازوئیل و نفت سفید از مرزهای کشور قاچاق می شود. به دلیل عدم توانایی تولید به اندازه نیاز داخلی دولت مجبور است برای جبران کمبود بنزین مقداری بنزین وارد نماید به طوری که کارشناسان معتقدند در سال 84نیاز وارداتی بنزین به مبلغ 3میلیارد دلار بالغ خواهد شد.
در شرایط فعلی به دلیل پایین بودن قیمت انرژی انگیزه اقتصادی برای مصرف کننده در صرفه جویی انرژی وجود ندارد و دولت مجبور است از یک طرف یارانه انرژی را که خود یک معضل اقتصادی ایجاد می کند بپردازد و از طرف دیگر سازمان های بهینه سازی مصرف سوخت و سازمان بهره وری انرژی را ایجاد و آنها را وادار به ارائه راهکارهای کاهش مصرف سوخت و مصرف بهره ور انرژی نماید.

پیشنهاد
با توجه به مطالعات انجام شده می توان گفت تقاضا برای بنزین و سایر فرآورده ها تابع قیمت و تکنولوژی وسایل نقلیه است.
برای اثبات این موضوع می توان در سال 1374وقتی قیمت بنزین صد درصد افزایش پیدا کرد تقاضا برای آن فقط 3/0درصد افزایش یافت یعنی فقط افراد ثروتمند در آن دخالت داشته چرا که قیمت برای آنها ایجاد حساسیت نمی کند، در این صورت پیشنهاد افزایش مالیات بر مصرف توصیه می شود.
کاری که در اکثر کشورها از قبیل فرانسه ، ژاپن ، مالزی ، تانزانیا و انگلیس انجام می گیرد. بنابراین باید راهکارهایی را برای کاهش مصرف انرژی به کار گرفت:
1-واقعی کردن قیمت فرآورده های نفتی در حد قیمت تمام شده: تجربه سالهای گذشته نشان داده است که افزایش تدریجی قیمت نه تنها به کاهش مصرف انرژی منتهی نمی گردد بلکه باعث افزایش بی رویه قیمت سایر کالاها نیز خواهد شد.
2-افزایش مالیات بر مصرف و تصاعدی کردن آن در مصرف فقط بنزین
3-حمایت از مصرف کنندگان نفت گاز به دلیل رعایت عدالت اجتماعی به طرق علمی و معقول
4-گسترش شبکه حمل ونقل ریلی و به کارگیری بخش خصوصی در سرمایه گذاری و مشبک کردن وسیع حمل ونقل ریلی
5-تشویق جدی تولیدکنندگان در به کارگیری تکنولوژی مدرن و بهره ور با انرژی بری کمتر
6-گسترش ناوگان حمل ونقل عمومی درون شهری و برون شهری و عدم توجه به سودآوری آن و گسترش سیاست های تشویقی در استفاده از ناوگان عمومی و جلوگیری از تردد خودروهای تک سرنشین و دو سرنشین مانند بسیاری از کشورهای پیشرفته و در حال توسعه.
7-اجباری کردن معاینه خودروها برای سالی 2بار ابتدای سال و ابتدای 6 ماهه دوم سال.

دکتر کاظم فروزنده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها