درست در همین برخوردها و مناسبات است که ارزشگذاری صورت میگیرد و کلمات دارای بار منفی یا مثبت میشوند. این ارزشگذاریها به مرور زمان به عنوان دستورالعمل در ناخودآگاه یا خودآگاه افراد یک ملت، تعیینکننده رفتارها و عکسالعملهای بعدیشان در موقعیتهای گوناگون میشود. حتی ممکن است فراتر از این، صورت مدونی هم به خود بگیرند و بهعنوان قاعده یا قانون در تنظیم روابط اجتماعی بهکار گرفته شوند.
قواعد رفتاری صرفا به مناسبات اجتماعی محدود نمیشود. گاهی دولتها براساس ضرورتهای عملکردیشان اقدام به تصویب قوانینی برای کنترل و نظارت بر شهروندان یا انسجام بخشی به ساختارهای یک جامعه میکنند. این سیاستها از طریق رسانههای مختلف برای مردم بازگو میشود و به مرور زمان به هنجارهای روزمره آنها راه مییابد. از طرفی هر جامعه بسته به صبغه تاریخی و فرهنگی خود دارای ارزشها و باورهای اعتقادی از پیش تعیین شدهای است که دستکم برای اعضای خود بخوبی درونی شده است، اما مجموعه این ارزشها به همراه عادات، آداب و رسوم، دین، هنر و بسیاری شقوق دیگر که در واژه فرهنگ قابل عرضه است، نیازمند مجالسی برای بروز و ظهور خود است.
هر ملتی از فرهنگ خود تبعیت میکند و طبیعی است که در مقایسه با دیگر فرهنگها تمایل به برتری یافتن دارد. از اینرو از هر امکانی برای ابراز موجودیت و همچنین معرفی خود بهره میگیرد. در دنیای کنونی، رسانهها بهعنوان مهم ترین ابزارها برای جهت دهی به رفتارهای اعضای خود یا ایجاد ذهنیتی در دیگران، نقش تعیینکننده و مهمی دارند و هر کشوری حتی در سطوح پایین توسعه یافتگی برای داشتن تریبونهای بینالمللی و ایجاد فرصت تعامل و گفتوگو با دیگر کشورها تلاش میکند؛ اما تفاوت آنها در نوع استفاده از رسانه برای معرفی سیاستها و فرهنگ هر کشور و کمیت رسانههایی است که در اختیار دارند و به دلیل همین نداشتن موقعیت برابر، ممکن است گاهی فرهنگها جنبهای تحمیلی پیدا کنند و ترفندهای رسانهای، جای خود را به طرح درست مفاهیم و صداقت در بازنماییها بدهند.
با این مقدمه، باید برای شبکههای برون مرزی یک کشور کارکرد و جایگاهی تاثیرگذار قائل شد و در جهت بهبود کیفیت محتوا و ساختار برنامههای آن گام برداشت.
از اینرو مخاطبشناسی و تعیین جامعه هدف در تنظیم سیاستهای رسانهای این شبکهها اهمیت زیادی دارد، زیرا در این صورت نقشه راه مشخص شده و میتوان با رویکردی از پیش تعیین شده و با توجه به نیازها و مقتضیات زمانی و جغرافیایی حوزه مخاطبان تکنیکهایی را در برنامهسازی اعمال کرد یا بر محتوایی تاکید کرد که برای معرفی سیاستهای دولتی یا فرهنگ مردمی مناسبترند.
این هدف در کشور ما نیز از سال 76 با تاسیس شبکه جهانی سحر به عنوان اولین شبکه برونمرزی صدا و سیما دنبال شد و بعدها با تاسیس شبکههای دیگر همچون العالم، الکوثر، شبکههای جامجم 1، 2 و 3، پرس تی وی و آیفیلم ادامه یافت و همچنان ادامه دارد.
نکته جالب توجه درباره این شبکهها، رویکردهای تخصصی آنهاست که با نگاه بر جامعه مخاطبان هدفگذاری میشود. به این ترتیب هریک از شبکههای برونمرزی با برنامهسازی به زبان یا زبانهایی خاص، تاکید بر موضوعاتی مشخص، در نظر گرفتن تنوع و جامعیت در قالبهای برنامهسازی و معیارهایی از این نوع، سعی در جلب گروه مخاطبان ویژهای دارند، ضمن این که رویکرد عام خود را نیز همچنان حفظ کردهاند و برای مخاطبان داخلی نیز مفید و کاربردی به نظر میرسند.
قصیده سالک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم