سلامت روان در دستان اصحاب رسانه

«... انگار واگیر دارم... یکی پیدا بشه یه کمکی بکنه، چیزی بگه!...» یک‌ریز همه اینها را می‌گوید و بعد آرام‌تر در حالی که شرم سرخی چهره‌اش را می‌سوزاند، می‌خواهد با دو قطره اشک، هم آتش خشمش را کم کند و هم از هراس و رنجش به من بگوید.
کد خبر: ۶۵۰۲۷۴

وقتی اینها را در درمانگاه به من می‌گفت چقدر آشفته بود و تشنه دانستن و نیازمند دستی که یاریش کند. لحظه‌ای فکر کردم نه‌تنها از خودش که از همه درد و رنج همنوعان خود می‌گوید، او می‌دانست که با وجود این‌که برافروخته است باید بیاید و درخواست کمک کند تا شاید کمکی به او شود. با این حال او تنها نیست. آمارهای اخیر می‌گویند که از هر سه تا پنج ایرانی یکی دردمند و رنجور ناخوشی‌های روانی و بیشتر از همه اضطراب و افسردگی است. در واقع اگر همین الان به اطراف خود یا حتی به خود نگاه کنیم، رنجوری را خواهیم دید. آیا می‌توانیم با او همکلام و همصحبت شویم؟ آیا می‌توانیم چیزی به او بدهیم که احساس آرامش و پذیرفته شدن بکند تا مانند بیمار مراجعه‌کننده به من پریشان نشود یا در عین پریشانی درخواست کمک کند؟ کمکی که نه‌تنها نیازمند، بلکه سزاوار آن است.

بشر بخصوص در صد سال اخیر دانش زیادی درباره ناخوشی‌های روانی، ناهنجاری‌های رفتاری و تکاملی کودکان، روانپریشی‌ها و روان‌رنجوری‌ها و هر آنچه رفتار و تعقل را مختل می‌کند و بیمار، خانواده و جامعه‌اش را می‌رنجاند، کسب کرده است. اکنون نه‌تنها بیماری‌ها را بهتر می‌شناسیم، بلکه راهکارهایی برای پیشگیری از ناخوشی‌ها داریم و یاد گرفته‌ایم که چگونه با احساسات خودمان، بهتر برخورد کنیم و با دیگران تعامل نیز داشته باشیم. مهم‌تر از همه این‌که می‌دانیم چقدر مهم است که افراد مبتلا به ناخوشی‌های روانی را بپذیریم و به جای آن‌که آنها را همچون گذشته به بیرون شهر یا همچون الان به بیرون از جریان زنده جامعه تبعید کنیم، با آنها در درون جامعه و در بین خانواده‌ها زندگی کنیم. برای این کار نیاز داریم تا این همه دانش درباره سلامت روان و پذیرش بیماران دچار اختلال روانپزشکی را به تک‌تک سلول‌های جامعه منتقل و جایگزین خرافه‌ها و انگ‌های کهنی که ریشه در ترس از ناخوش‌شدن دارند، کنیم.

رسانه باید زبان مشترک تمدن و جامعه شود تا خرافه و کهنگی‌های پوسیده، جای خود را به تازگی و روشنایی بدهد. برای آن‌که بتوان جریان زندگی را به همه کسانی که با افسردگی، روانپریشی یا هر نوع ناخوشی شدید و خفیف اسیر کسالت و تیرگی شده‌اند، هدیه داد باید از اصحاب رسانه کمک گرفت. رسانه‌ها می‌توانند سفیر و پیام‌رسان این مژده به آنان ‌باشند که بیماری روانپزشکی انگ نیست و می‌توان آن را در جامعه‌ای که مشتاق کمک است، ابراز کرد. به گمان من اکنون نقصان چنین پل و رسانه‌ای یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف سلامت روان در جامعه ما است و اصحاب رسانه می‌توانند، زندگی سالم روانی را در جامعه جاری سازند. «اکنون سلامت روان در دست اصحاب رسانه است.»

دکتر مسعود احمدزاداصل / روانپزشک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها