پذیرش نوع اثربخشی تاثیر عمده ای بر برنامه ریزی های محتوایی و جداول پخش رادیو خواهد داشت. تاثیر جویباری رادیو را از جهتی می توان با آبیاری مزارع در فصل تابستان مقایسه کرد؛ برای آبیاری از این طریق گاهی تمام حجم آب به مزرعه سرازیر می شود.
گاهی بخش اعظم و گاه بخش کمتری از آب در مدت زمان بسیار طولانی تر به سمت مزرعه هدایت می شود تا آب به ریشه گیاهان برسد؛ رادیو می تواند یکی از این سه طریق را انتخاب کند:استفاده از جریان اثربخشی جویباری: در سیستم کلان ، شبکه ورزش با موضوع خاص و یا شبکه جوان با مخاطب مشخص را می توان با همان هدایت کامل جویبار به درون مزرعه مقایسه کرد.
در این حال تمام ظرفیت رادیو صرف یک موضوع و یا یک گروه مخاطب خاص می شود. با پذیرش این فرض ، رادیو ظرفیت گسترش و توسعه بسیاری دارد.
برای مثال ، رادیو سلامت در صورت رفع محدودیت های فنی می تواند یک رادیو با موضوعی خاص باشد و بر همین اساس رادیوهای دیگر که البته برخی از آنها به تصویب سازمان نیز رسیده ، مانند رادیو با موضوع اقتصادی می توانند فعالیت های خود را آغاز کنند.
همچنین بر این اساس ، هر گاه قصد رسانه رادیو بر این باشد که موضوعی در جامعه مورد توجه مردم قرار گرفته و نسبت به آن عکس العمل منفی و یا مثبت بروز دهند، ضرورتا لازم است مدت مدیدی در برنامه ای خاص و یا برنامه های مختلف به طرح آن در اشکال مختلف و در وجوه متفاوت بپردازند، در غیر این صورت فاقد تاثیر یا بسیار کم تاثیر خواهد بود.
حتی در صورت اهمیت بسیار زیاد آن ، شاید لازم باشد در برنامه های ساعات مختلف به آن پرداخته شود؛ یعنی بخش اعظمی از کار و فعالیت رسانه به آن اختصاص یابد.
مثال روشن آن را می توانید در دوره جنگ تحمیلی به یاد آورید. در آن زمان تلویزیون فعالیت بسیار محدودی داشت ، لذا رادیو نقش اساسی مخصوصا در زمینه تبلیغ امور جنگی را بر عهده داشت و در زمانهایی که جبهه ها به نیروهای داوطلب زیاد و تازه نفسی احتیاج داشتند، گاهی رادیو، چندین روز و روزانه چندین ساعت به این موضوع می پرداخت.
آن سالها، گاهی شبکه سراسری که تنها شبکه رادیویی کشور بود روزانه بیش از 10ساعت برنامه های مربوط به تبلیغات انتخاباتی داشت که البته امواج این تبلیغات تا اعماق جامعه نفوذ می کرد و مخاطبان را وادار به فعالیت و عکس العمل می نمود.
استفاده از جریان جویباری : در این حالت سهم بیشتری از یک موضوع را در دستور برنامه سازی قرار می دهیم. برای مثال در برنامه نیستان شبکه فرهنگ روزانه حدود 4ساعت به ابعاد مختلف و متفاوت موسیقی ایرانی می پردازد و یا شبکه قرآن به مدت یک سال روزانه 2 ساعت فقط برای پوشش طرح حفظ آیات قرآن در قالب برنامه های آیه های زندگی و آیه های آسمانی و... به این موضوع پرداخت.
بدین ترتیب ، با تخصیص وقت نسبتا زیادی به یک برنامه در یک دوره طولانی ، مثلا یک سال یا بیشتر، برای رسیدن به هدف های مورد نظر فرصت لازم برای برنامه ساز فراهم می شود. استفاده از جریان جویباری اثربخشی رادیو: در این حالت ، مثلا در هفته یک برنامه نیم ساعته و یا یک ساعته با هدف خاصی پخش می شود.
اما این برنامه باید چندین سال متوالی در یک ساعت معین پخش شود تا بتواند اثربخش باشد. در اکثر شبکه های رادیویی دنیا گاهی از این نوع برنامه ها با قدمت چند ده ساله می توان یافت ، مثلا در شبکه سراسری سابقه برنامه فرهنگ مردم بسیار زیاد است و یا قصه ظهر جمعه این شبکه را نیز می توان از این نوع برنامه ها دانست.
تدوین و تنظیم هر برنامه رادیویی به تنهایی نیز تحت تاثیر این نوع اثربخشی است. برنامه ریزان و مخصوصا برنامه سازان رادیو همواره باید متوجه باشند که برخلاف تلویزیون از هیچ نمادی غیر از صدا نمی توانند استفاده کنند و حس شنوایی همواره زیر فشار حس بینایی قرار دارد، لذا هر لحظه ممکن است ارتباط بین شنونده و رادیو قطع شود.
یکی دیگر از عواملی که می تواند موجب قطع ارتباط شود بروز مشکل معناشناختی است ؛ به این ترتیب که اگر شنونده نتواند در هنگام شنیدن برنامه ، ادراکی کافی از آن پیدا کند، احتمال قطع ارتباط زیاد است.
البته دلایل دیگری برای قطع ارتباط وجود دارد که بیشتر به مطلوبیت ، تناسب و نظایر آن مربوط است (خجسته،1381)در این حالت اگر مواد مناسب برای تولید برنامه تهیه شده باشد اما تدوین خوبی صورت نگیرد، احتمال قطع ارتباط میان رادیو و مخاطبانش بسیار زیاد است.
گاهی برخی از برنامه سازان و تهیه کنندگان ، فضای استودیوهای تولید یا استودیوهای پخش را با محیط پخش برنامه یکسان فرض می کنند، حال آن که این دو فضا همواره با یکدیگر متفاوتند؛ اما چون به این تفاوت توجه ندارند، در تدوین برنامه برای کمک به ادراک صحیح مخاطب و جلوگیری از قطع ارتباط چاره ای نمی اندیشند.
در این شرایط به نظر می رسد، عوامل برنامه ساز از قبیل ، تهیه کننده که البته نقش اصلی را دارد، سردبیر، گوینده ، نویسنده و سایرین ، شنونده را در وضعیتی مشابه خود تصور می کنند.
لذا در یک برنامه نیم ساعته اگر شنونده بعد از دقایق آغازین ، به جمع مخاطبان اضافه شود، ممکن است لحظاتی بسیار طولانی حتی تا پایان برنامه معلوم نشود، چه برنامه ای در چه شبکه ای و برای چه هدفی پخش می شود در این حالت احتمال قطع ارتباط به دلیل مشکل معناشناختی بسیار زیاد است ، مگر این که شنونده از میان سه گروه (گوش شنوا، گوش منتظر، گوش ناشنوا) باشد.
اگر مخاطب جزو دسته اول باشد، همواره شنونده رادیو است . اما با این شکل ارائه برنامه ، احتمال پیوستن شنوندگان گروه دوم (که مخاطبان بالقوه رادیو هستند و تعداد آنها نسبت به گروه اول بسیار زیاد است) به جمع شنوندگان رادیو بسیار ضعیف بوده و در صورت برقراری ارتباط، احتمال قطع آن بسیار زیاد است.
تدبیر و بهره مندی از جریان جویباری بسیار متفاوت از جریان سیلابی است ، همان طور که شکل و نوع تاثیر آنها نیز متفاوت است.
لذا تدبیر برنامه سازی و کسب رضایت مخاطبان اگرچه در اصول ، یکسان است ولی در شکل و فنون اجرایی متفاوت است. توجه به این تفاوت ها و نحوه استفاده از آنها، تفاوت میان مدیران و برنامه سازان را به وجود می آورد.
دکتر حسن خجسته
معاون صدای سازمان صدا وسیما