در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این در حالی است که در دنیای امروز ارزش و اعتبار موسیقی هر کشور نهتنها به تعداد ارکسترها و گروههای آن کشور است بلکه به تعداد نوازندگان و نظم و ترتیب و نحوه سرپرستی هر گروه هم هست و از آنجا که با ایجاد شبکههای گسترده ارتباطی مانند اینترنت و ماهواره فرهنگ هر کشور در تمام کشورها و ازجمله کشور ما تبلیغ میشود، موسیقی ایرانی نهتنها برای جهانی شدن بلکه حتی برای ادامه حیات در ایران ناچار است خود را با فرهنگ جهان سازگار کند. از این رو به نظر میرسد ایجاد و ماندگاری گروههای منظم ارتباط تنگاتنگی با ماندگاری موسیقی ما داشته باشد.
حمید متبسم، سرپرست گروه موسیقی دستان در این باره به جامجم میگوید: دو عامل مشخص میتواند همزمان عامل بازدارنده باشد و موجبات رشد نکردن یک گروه را فراهم کند یا برعکس موجبات موفقیت آن گروه را فراهم کند؛ یکی مساله اقتصادی است و دیگری مساله فلسفی یک گروه.
او ادامه میدهد: مساله فلسفی به این معناست که هر گروه و جمعی برای ادامه حیات خود دارای یک فلسفه حیات است. اگر فعالیت ما با دستان یا هر گروه دیگری را میبینید که ضعیف یا قوی میشود علت ضعف و قوت آن این دو مورد است.
این نوازنده تار اظهار میکند: وقتی در یک زمان از نظر شرایط مالی همه چیز رو به راه باشد و ضمنا تفکرات اعضای گروه هم همخوانی داشته باشد، میتواند به فعالیت خود به شکل مطلوب ادامه دهد.
او میافزاید: حالا بعضی اوقات اگر وضع اقتصادی خراب شود همه چیز سست میشود و گروه اگر از نظرگاه فلسفی هنوز با هم یکدست باشد میتواند خود را مدتی سر پا نگه دارد و سعی کند به مسائل مالیاش سر و سامان دهد، اما اگر وضع فرهنگی خراب شود و تفاوت در نظرگاههای فلسفی ایجاد شود گروه دیگر به هیچ وجه نمیتواند سرپا بایستد. این تفاوت نظرگاهها که میگویم مربوط به این نیست که کار همدیگر را قبول نداشته باشیم و مثلا بگوییم فلان همکارمان خوب ساز نمیزند. در اینجا حرف از کیفیت کاری نیست، بلکه صحبت ما روی فلسفه کاری است.
او در ادامه به توضیح موضوع فوقپرداخته و میافزاید: گاهی گروه با شرایطی روبهرو میشود که مثلا من میبینم کاری که همکارم انجام میدهد در فلسفه موسیقی من معنی ندارد. یک بار برای او میزنم، دو بار میزنم، اما بیش از آن نه و گروه را ترک میکنم.
متبسم در پایان سخنانش میگوید: اگر این دو مورد حل شود آن گروه حتما رشد میکند و دوام خواهد داشت. دستان 22 سال دوام آورد چون یک فلسفه مشخص هنری داشت و آن را دنبال کرد. ضمن این که درآمد مالی هم داشت و با مشکل جدی در این عرصه برخورد نکرد.
هرچند دستان ازجمله گروههای موسیقی است که 22 سال دوام آورده، اما همین گروه هم دستخوش تغییرات فراوانی شده است. این گروه از سوی محمدعلی کیانینژاد، حمید متبسم، کیهان کلهر، حسین بهروزینیا، مرتضی اعیان و پشنگ کامکار اوایل دهه 70 تاسیس شد.
قرار این گروه این بود که هر کس ساختههای خود را سرپرستی کند که نمونه آن سرپرستی کاست «سرو سیمین» از سوی کیانینژاد و سرپرستی کاست «بوی نوروز» توسط متبسم است. گرچه در ظاهر کیانینژاد از جریان گروه خارج شد، اما این گروه همچنان فعال ماند و هنرمندان دیگری جای خود را به برخی اعضای قدیمیتر دادند.
البته میتوان گفت طی سالهای گذشته خانواده کامکارها تنها گروه موسیقی بوده که با کمترین تغییر به کار خود ادامه داده است.
اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 که همزمان با رونق موسیقی ایرانی پس از یک دوره هفت، هشت ساله بود کامکارها شامل بیژن، پشنگ، ارژنگ، قشنگ، ارسلان و اردوان بودند. پس از حدود یک دهه، هوشنگ برادر بزرگتر که همانند خواهر و برادرانش، حرفه نوازندگی نداشت، به عنوان آهنگساز و مدیر هنری گروه فعالیت جدیدی را آغاز کرد و از آن زمان به نظر میرسد کامکارها به یک ترکیب ثابت رسیدهاند، اما امروزه با حضور فرزندانشان، جمعیت بزرگتری را شاهد هستیم.
آنها خوب میدانستند و میدانند که اگر به همان جمع نخستین خود اکتفا کنند، پس از سپری شدن زمان طبیعی عمر، موجودیت گروه نیز خود به خود از بین میرود. به همین دلیل چند سالی است که نسل دوم خانواده ایشان، دوشادوش نسل اول روی صحنه میآیند. کامکارها بدون هیچ نگرانی فرزندان نورسیده خود را در کنارشان مینشانند و بچهها نیز سعی میکنند پابهپای پدران، مادران و عموها و عمهشان بنوازند و بخوانند. این کار از یک جهت دوراندیشانه است. یعنی این که کامکارها حتی با گذر عمر طبیعیشان نیز همچنان میتوانند در دهههای آینده بر صحنه موسیقی کشور حاضر باشند.
امروزه در همه جوامع، خوانندگان گروه، خیلی بیشتر از دیگر هنرمندان همراهشان به چشم میآیند تا جایی که گروه را به نام آن خواننده خاص میشناسند. حتی اگر گروهی دارای آهنگساز و نوازنده مشهور و پرتوانی باشد، باز هم کفه ترازوی شهرت به نفع خواننده سنگینی میکند، اما در گروه پرمخاطب کامکارها این ویژگی هرگز دیده نمیشود.
اگر مردم به کنسرت آنان میروند یا محصولات صوتیشان را میخرند، فقط ناشی از شهرت و اعتبار خود گروه است و نه شخصی بخصوص. به عبارتی، کامکارها گروه محورند و اجازه نمیدهند، اعتبارشان در وجود یک خواننده سرشناس یا نیمهسرشناس خلاصه شود. در نتیجه بدون نگرانی میتوانند سالهای متمادی با اعتبار ذاتی خود بر صحنه موسیقی کشور حاضر باشند. علاوه بر این، جمع گرایی نیز از خصوصیات برجسته آنهاست.
اعضای گروه به تنهایی عرض اندام نمیکنند و هر کسی شخصیت خویش را در گروه جستجو میکند. به عبارتی قهرمانپروری و قهرمان بازی در گروه وجود ندارد. گرچه بسیاری از اعضای گروه به لحاظ فردی قابلیتهای ممتازی دارند ولی این باعث نمیشود که در گروه برتری یابند.
گروههای دیگری هم بودند که هر کدام به دلیلی فعالیتشان ادامه پیدا نکرد. مثلا گروه موسیقی پایور به دلیل بیماری زندهیاد استاد فرامرز پایور غیرفعال شد. گروه موسیقی شیدا سالها فعال بود، اما زمانی که محمدرضا لطفی، سرپرست گروه در ایران حضور نداشت مدتها غیرفعال بود و هرچند که لطفی در بازگشت خود به ایران دوباره آن را فعال کرد، اما این گروه هم دستخوش تغییرات فراوانی شد و هیچ یک از افرادی که در گذشته در آن فعال بودند دیگر عضو شیدا نیستند.
گروه عارف هم به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان و نوازندگی علیزاده، مشکاتیان، فرهنگفر، تهماسبی، شکارچی، جمشید عندلیبی، محمد فیروزی، سعید فرجپوری، بیژن کامکار و فرخ مظهری ایجاد شد. این گروه هنوز پابرجاست، اما چند سال است که فعالیت چندانی ندارد.
هرچند اهالی موسیقی مشکلات مالی و فلسفی، برخی منتقدان گاهی تنگنظریهای برخی اهالی موسیقی و جامعهشناسان و روانشناسان هم ضعیف بودن روحیه کار جمعی در ایران را عامل کوتاه بودن عمر فعالیتهای گروهی میدانند، اما میتوان با بررسی همه این موارد راهکاری برای حل عمر کوتاه گروههای موسیقی در ایران یافت و با حل مشکلات موسیقی سنتی و همچنین ارکسترهای موسیقی، عمری طولانی و فعالیتهایی مستمر و دنبالهدار را برای اهالی موسیقی رقم زد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: